از امروز ناوهای جنگی امریکا، انگلیس ، فرانسه ، استرالیا ، ایتالیا و بحرین رزمایش جدیدی را در خلیج فارس آغاز می کنند.
کد خبر: ۱۱۴۳۸۹
برنامه ریزی این رزمایش که از ماهها پیش تدارک دیده شده است ، تلاش ویژه تیم نومحافظه کاران امریکا در کاخ سفید و وزارت دفاع امریکا را نشان می دهد ، تلاشی برای انتخاب زمان مناسب و مانور قدرت قبل از انتخابات میان دوره ای امریکا تا توجه افکار عمومی و منطقه را از شکست های متعدد در تاکتیک های متوالی در موضوع خاورمیانه وخصوصا عراق و لبنان به سمت توانایی و حضور امریکا و دیگر متحدان او سوق دهند.اگرچه این مانور به بهانه افزایش امنیت برگزار می شود لیکن به نظر می رسد این اقدام از جانب تیم حاکم بر کاخ سفید در جهت افزایش محبوبیت و اقتدار صورت گرفته است . جمهوریخواهان در صحنه داخلی امریکا به علت عملکرد نادرست تیم نومحافظه کاران رادیکال در وزارت دفاع بشدت تحت فشار هستند و بر طبق نظرسنجی های مختلف حتی از منابع طرفدار حزب جمهوریخواه ، در مجموع بین 8 الی 13 درصد از دموکرات ها عقب هستند. همچنین انجام این مانور در نزد سیاستمداران امریکایی با این هدف صورت می پذیرد تا همزمان با تلاش کاخ سفید برای صدور قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت توجه ایران را به حضور نظامی امریکا نیز جلب کنند. لیکن با توجه به اختلاف نظرها در مجموعه 1+5 و خصوصا مخالفت روسیه عملا همزمانی این رزمایش با صدور قطعنامه میسر نشد و به همین علت بود که خانم رایس دائما اصرار می کرد تا قطعنامه فوری و بموقع به تصویب برسد. البته «امنیت سازی» و «بازتولید امنیت منطقه ای» با شیوه های توصیه شده «چنی» و «رامسفلد» امکان پذیر نیست . ایجاد و تولید «امنیت خودساز» و یکجانبه گرا در منطقه شکست خورده است و بایستی دید آیا نسخه امنیتی جدید بیکر و اشاره جدید بوش مبنی بر تغییر تاکتیک ها می تواند بسط امنیتی از مرکز خاورمیانه تا خلیج فارس را پیوندسازی کند و امنیت دسته جمعی در خلیج فارس معنایابی جدید شود ، اما ایران و عربستان و عراق جدید و دیگر کشورهای خلیج فارس در یک خانواده و در خانه خلیج فارس سالهای سال است که زندگی می کنند و از تلاش جهت ایجاد شکاف و فروش تسلیحاتی و کنترل قیمت نفت توسط جریان بین المللی بخوبی اطلاع دارند. اقدام و ترغیب نومحافظه کاران رادیکال در ایجاد تشویش درجریان انرژی و تغییر قیمت نفت از حالت نزولی به شرایط صعودی طی هفته جاری خود می تواند نزد طرفداران جمهوریخواهان نیز شکاف ایجاد کند و در صحنه داخلی امریکا جریان فروش اسلحه و جریان دریافت نفت ارزان به عنوان دو محور اصلی محافظه کاران در یک پارادوکس جدید قرار می گیرند و در این میان جمهوریخواهان میانه رو و سنتی با سوالات جدیدی در برابر نومحافظه کاران روبه رو خواهند شد. همکاران غربی امریکا در این شرایط بایستی هوشیاری خود را افزایش دهند و در مقابل این نظریه که «امریکا قوی ولی عجول و نادان است لیکن چاره ای جز همکاری نداریم» طرحی نو دراندازند. تغییر شرایط در امریکا و ضعیف و مصنوعی شدن استدلال سیاست دفاعی در امریکا نبایستی شریک شدن در یک سیاست خارجی ماجراجویانه را ورق بزند. وزیر خارجه امریکا خود بر هزاران اشتباه تاکتیکی اعتراف کرده است و براستی هزینه این اشتباهات را نبایستی منطقه و جامعه بین الملل بپردازد. امریکا هنوز توانایی لازم را برای تعریف ایجاد چارچوب امنیت منطقه ای به دست نیاورده است و در تلاش است تا بتواند بر این مساله پیروز شود ، به همین دلیل است که واشنگتن هر بار هنگام ورود به صحنه مذاکره با ایران پیش شرط ظاهر شده است . این موضوع درخصوص عراق و همچنین مذاکرات هسته ای خود را نشان داده و اصولا تلاش جریان نومحافظه کار رادیکال عمدتا بر این خلائ در چرخه تصمیم سازی حاکمیت امریکا متمرکز است . در این میان تجویز و برگزاری رزمایش با هدف تثبیت فرضهای غلط و جلوگیری از ورود جامعه جهانی به یک سیاست متعادل در منطقه خواهد بود. در اصل «عدم تعادل ژئوپلتیک» به عنوان زیربنای «بی ثباتی» و به ضرورت رسیدن حضور نظامی امریکا در یک چرخه و پیامد تعریف می شود. اخیرا فلینت لوورت که هم اکنون از نظریه پردازان بنیاد امریکایی ژئوپلتیک و امنیت انرژی است و نقش مشاور در مسائل منطقه ای را در شورای امنیت امریکا داشته در رسانه های خبری چنین می گوید:«دستگاه امریکا فرصت خوبی برای همکاری با ایران داشت. ایران بعد از 11 سپتامبر همکاری خیلی خوبی در افغانستان و کنفرانس بن داشت. لیکن بعد از 6
هفته «برچسب محور شر» خورد. فرصت های جدیدی پیش آمد متاسفانه به صورت جدی پیگیری نشد. به نظر من امریکا بایستی راهکار لازم را با ایران برای شرایط بهتر پیدا کند». وی در قسمتی دیگر از مصاحبه خود با رادیو آزادی در پراگ مشکل و مانع را وجود بازیگران مختلف در دستگاه سیاسی امریکا می داند و در ادامه ، آن را بخشی از واقعیت شکاف نگاه در امریکا می داند. به هر حال با توجه به این اظهارات این وظیفه سیاستمداران و نخبگان امریکاست که سیاست دفاعی و خارجی امریکا را از مسیر جاده تاریک خارج سازند و «جریان دیپلماسی» را به منطق بدون تهدید تبدیل سازند.