شاه‌کشی بی‌طرفانه

نویسنده «شاه‌کشی» به فارس گفته که قصد نداشته در این رمان طرف کسی را بگیرد و این کار را نکرده است. ابراهیم اکبری دیزگاه معتقد است رمان باید افراد را از خواب بیدار کند وگرنه با روایت‌های رسمی تفاوتی ندارد.
کد خبر: ۱۱۴۲۷۵۱

او در رمان «شاه کشی» روایتی از 24 ساعت زندگی شخصی را آورده که قصد دارد محمدرضا پهلوی را ترور کند اما نویسنده رمان میگوید، سهراب به عنوان قهرمان رمان نمیداند چه کاری دارد میکند.

به گفته این نویسنده، سهراب یک شخصیت انقلابی نیست، او مردد و شکاک است اما به این دلیل میخواهد شاه را بکشد که در خانوادهای صدمهدیده زندگی گرده است؛ خانوادهای که زیر چکمه دیکتاتوری شاه له شده است.

این نویسنده زندگی سهراب و اطرافیانش را روایت کرده که هر کدام به گونهای در جهان خودشان زندکی میکنند و توضیح میدهد: سهراب از سال 42 تا سال 50، دورههای مختلفی را طی میکند، در دورههای اول میخواست درسش را بخواند بعد برود کار پیدا کند، در دورههای بعدی به دنبال کار است اما همه جا بسته شده است و هیچ راهی ندارد و هیچ کاری نمیتواند بکند. به اعتقاد اکبری دیزگاه، قهرمان رمان به مرزی رسیده که هر چیزی برایش اهمیت دارد و در عین حال هیچ چیز برایش مهم نیست؛ به عبارتی او یک حالت عاقل دیوانه دارد. خالق «شاهکشی» معتقد است که برداشت خودش را بعد از حدود چهار سال مطالعه درباره انقلاب ایران، ارائه کرده و شاید به نظر بعضیها غلط باشد و به نظر برخی دیگر نه!

اکبری دیزگاه، طرح این تعابیر و برداشتها را چندصدایی توصیف میکند و میگوید: اگر همان قرائتی که آقای فلانی در خاطراتش آورده من هم مینوشتم این دیگر رمان نمیشد! رمان جدی بیشتر سوال ایجاد میکند تا عقل صاحبان اراده از افسردگی رهایی یابد! هر اثری واجد چنین شرطی نباشد هر چه باشد رمان نیست! یک اثر ادبی است، زندگینامه تخت و افسرده کننده فلان آقا است که میخواهد با نمد این متنهای مرده کلاهی برای خودش بدوزد!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها