در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
والده محترمشان فرمودند:سی و پنج هزار تومان !
صبیه خانم گفت: خب اینکه پولی نیست میخریدی سرم خیلی درد میکنه !
والده در پاسخ فرمودند: این یک هفته که بارندگی بوده پدرت نتوانسته کار کنه باید حواسمون به خرجمون باشه ...
جنابمان این جملهها را میشنید و انگار در مخمان قشون مغول یورتمه میرفتند . دل دل کردیم مبلغی تقدیمشان کنیم به جهت ابتیاع دارو و تا آمدیم بگوییم که نسخه تان را میپردازیم، بلند شدند و در خم دالان مترو ناپدید شدند . فوق النهایه ملول گشته و به امامزاده که رسیدیم حکمت خدا را شکر کردیم که بارانش برای بعض خلایقش منبع رزق و برکت است و برای بعض دیگر مخل ارتزاق ! از زاده موسی ابن جعفر علیه السلام خواستیم خداوند به حق مقربین درگاهش هرچه سریعتر گره از کار بندگانش باز گشوده و شفای عاجل به این مریضه منظوره عطا بفرماید . زیاده فرمایش نداریم .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: