حکایت‌های «چطوری ایرانی؟»

آن‌قدر که جوزف سلامه، بازیگر نقش ابوعمر شیشانی «به وقت شام» در ایام تعطیلات نوروزی صورتش را به ما نزدیک و احوالپرسی کرد و پرسید «چطوری ایرانی؟» که به جرات کل اقوام و خویشاوندان و دوستان در طول عمرمان این قدر حال ما را نپرسیده بودند! نتیجه این صله رحم صوتی و تصویری مدام مشهور شدن و چه بسا محبوب شدن بیش‌از حد سلامه در ایران و میان سینمادوستان شد. اگر بگوییم این بازیگر لبنانی حتی بیش از بازیگران اصلی و ایرانی فیلم یعنی هادی حجازی‌فر و بابک حمیدیان موردتوجه قرار گرفت، سخن گزافی نیست.
کد خبر: ۱۱۴۱۱۱۳

سلامه اخیرا به بهانه رونمایی از آلبوم موسیقی به وقت شام به ایران سفر کرد و در چند اکران مردمی این فیلم حضور پیدا کرد؛ حضورهایی که با اقبال خوب مردم مواجه شد و خیلی از تماشاگران فرصت عکس سلفی گرفتن را با این بازیگر از دست ندادند. فارس گفتوگوی مفصلی با سلامه انجام داده که بخشهایی از آن را اینجا آوردهایم.

در لبنان بودم که از سوی یک مدیر برنامه تلفنی به من شد و گفت در یک پروژه ایرانی به دنبال بازیگری میگردد که مشخصات آن شبیه مشخصات توست. من گفتم مشکلی نیست و بعد از آن با امیر شهاب ملاقات کردم، او چند عکس از من گرفت. بعد که با هم صحبت کردیم، به من گفت موضوع فیلم درباره داعش است. من از موضوع فیلم خوشم آمد. امیر شهاب به من گفت مشکلی نداری در ایران فیلم بازی کنی؟ من هم گفتم هیچ مشکلی ندارم. این پیشنهادها درست زمانی به من شد که دو روز بعد از تاریخ ازدواجم بود، به همین دلیل اجازه گرفتم که بعد از ماه عسل به پروژه اضافه شوم. چند روز بعد از ماه عسل به ایران آمدم و آنجا بود که برای اولین بار ابراهیم حاتمیکیا، هادی حجازیفر و بابک حمیدیان را دیدم.

وقتی نقش را قبول کردم، بسیار درباره داعش و شخصیت ابوعمر شیشانی تحقیق کردم؛ این که او چگونه نگاه میکرد، چگونه حرف میزد و چگونه رفتار میکرد. به نظرم یک بازیگر اگر میخواهد نقش شخصیتی حقیقی را ایفا کند، باید در مرحله اول آن شخصیت را بشناسد. درباره داعش نیز فیلمهای بسیاری دیدم و مقالات بسیاری را مطالعه کردم. وقتی برای ایفای نقش وارد ایران شدم، اطلاعات بسیاری راجع به داعش و ابوعمر شیشانی داشتم و تنها کاری که انجام دادم، این بود که حدود یک هفته آموزش سوارکاری و کار با شمشیر دیدم.

من مردم ایران را خیلی دوست دارم. وقتی برای اکرانهای مردمی به میان مردم ایران میرفتم، با اینکه نقشی که در فیلم داشتم،منفی بود، آنها مرا دوست داشتند و با من عکس میگرفتند. وقتی آنها مرا دوست دارند، طبیعی است که من هم بشدت آنها را دوست داشته باشم.

وقتی تیزر فیلم پخش شد و شیشانی آخر آن گفت «چطوری ایرانی؟»، درست یک ساعت بعد گل کرد و همه در اینستاگرام میگفتند «چطوری ایرانی؟». یادم است در همان روز فقط به خاطر چطوری ایرانی 2000 نفر به مخاطبان صفحه اینستاگرامم اضافه شد. بعد از آن در کاریکاتورها هم مینوشتند چطوری ایرانی، حتی بسیاری از افراد اسم مرا هم نمیدانستند و به اسم چطوری ایرانی صدایم میکردند.

من راجع به ابراهیم حاتمیکیا تحقیق کردم و فهمیدم او یکی از کارگردانان مطرح ایران است و وقتی فیلمش در سینما بیاید، همه مردم میروند و آن را تماشا میکنند. این موضوع هم بهخاطر این است که با تمام حسش فیلم میسازد. او قلب مردم را با فیلمهایش تکان میدهد. حاتمیکیا کارگردانی سختگیر است؛ اما وقتی کار تمام میشود و باید از او جدا شوید، احساس مرگ میکنید!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها