در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مقایسه این امر با کشورهای اروپایی یا آمریکا هم البته جز لبخندی تلخ چیزی نصیب مان نمیکند. به همین سبب تولید کتاب، به جز کتابهای درسی و کمک درسی به سود تبدیل نمیشود که به طور طبیعی نویسندگان از سود احتمالی همین تولید حقیر کمترین سهم را میبرند. این وضعیت را مقایسه کنید با سینما که اقتصاد حرف اول را در آن میزند. یک فیلمنامه نویس در قدم اول هنگام فکر کردن به فیلمنامه به جذابیت اثر نهایی فکر میکند.
زیرا او مخاطبان میلیونی دارد و باید دغدغههای جذابیت عام داشته باشد اما یک رمان نویس ایرانی در بهترین حالت به چند هزار خواننده باید فکر کند که همه کم و بیش در سطح فرهنگی او هستند و احتمالا بجز عامل جذابیتهای عام به سراغ مطالعه رمان میروند. یکی از دلایلی که تهیه کنندگان سینما، کارگردانان و اعضای شوراهای اقتباس ادبی با گشتوگذار میان رمانها و داستانهای کوتاه ایرانی به اثری که واجد جذابیتهای عام باشد (اولین شرطی که یک محصول سینمایی که به بازگشت سرمایه فکر میکند، باید داشته باشد) کمتر برخورد میکنند، همین مساله است.
اگر سطح کتابخوانی در ایران بیشتر از این بود آنقدر که بتوان از آن به قشر کتابخوان در ایران یاد کرد مطمئن باشید رمان نویس ایرانی هم وارد چرخه اقتصاد میشد و به خوانندگان حالا پرشمارش فکر میکرد و عامل جذابیت را به اثر خود رسوخ میداد.
محمدحسن شهسواری
نویسنده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: