آنها که امیر داستان انقلاب را از نزدیک دیده و دریافتهاند، میدانند فرق او با بسیاری از قصهنویسها، شاعران و هنرمندانی که شاید حتی آثار بهتری از او تولید کردند در چه بود. حتی اگر از نزدیک او را ندیدید، مگر ممکن است در کودکی و نوجوانی دست به قلم بوده باشید، اما هیچوقت قلقلک نشده باشید که شعر یا قصهتان را بگذارید توی پاکت و بفرستید به دفتر کیهانبچهها؟ جایی که هر روز، دهها نامه برای مردی که سالها سردبیر تحریریهاش بود، میرسید. امروز، جوانان و میانسالان بسیاری هستند که شهادت بدهند، انتشار نخستین نوشتههایشان به سردبیری امیرحسین فردی در کیهانبچهها، چطور توانست مسیر زندگیشان را تغییر دهد. فرق فردی همین بود؛ اینکه توانست از میز محقری در یک نشریه برای بچهها، کاری بکند کارستان که پشت میزهای مهمتر در نهادهای عریض و طویلتر با بودجههای میلیاردی هم براحتی نمیتوان انجام داد.
نکته دیگری هم که فردی با کیهانبچهها احیا کرد و کمتر به آن توجه شده، تصویرسازی است؛ اکبر نیکانپور که سه دهه پیش برای کیهانبچهها تصویرسازی میکرد پیش از این به جامجم گفته بود: «پیش از اینکه امیرحسین فردی، سردبیر کیهانبچهها، ایده بازگشت به تصویرسازی فارسی را در تحریریه این نشریه مطرح کند، مدتها بود در کتابها و در مطبوعات اغلب از تصویرهای خارجی استفاده میشد. بخصوص وقتی متنها را ترجمه میکردند، تصاویر همان متن را هم کپی میکردند و از همین رو، آن تلاشهای گذشته تصویرسازان ایرانی در دهه 40 و 50 به نوعی فراموش شده بود. پیش از اینها کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، توانسته بود زبان تصویرسازی ایرانی را به جهان معرفی کند، اما در دهه 60 آن فضا فراموش شده بود. بنابراین، در کیهانبچهها با فردی برنامهریزی کردیم تا آن سنت را احیا کنیم.»
کیهانبچههایی که او ساخت و پرداخت، یکی از معدود نمونههای تبدیلشدن یک مطبوعه به نهادی ادبی در تاریخ مطبوعات ما بود. تازه، این همه را که بگوییم هیچ اشارهای به شمایل داستاننویسی او نکردهایم که خود، فصلی است در پهنه ادبیات انقلاب.
هر چند او بیش از آنکه به انتشار آثار خود بیندیشد و به آنها سر و سامانی بدهد و گعدههایی شکل دهد که کسانی به آثارش توجه کنند، همواره در فکر بسط ایدههای حمایتیاش از داستاننویسان بود. شاید مهمترین میراث این دست از حمایتهای او، جایزه شهید حبیب غنیپور باشد.
همانطور که گفتیم فردی، سنتی را در کیهانبچهها بنیان نهاده بود که از بچهها و نوجوانان قصه منتشر میکرد و تا مدتها به بدنه ادبیات داستانی نوجوان، از همین طریق نویسنده تزریق کرد. یکی از اینها از قضا خود حبیب غنی پور بود که برای فردی و تحریریه کیهان بچهها داستان میفرستاد. فردی، سال 76 به این نتیجه رسید که این پازلها یعنی شهادت غنی پور، قصه نویس بودن او و نیز همکاری اش با کیهان بچهها را کنار هم بچیند و جایزهای راه بیندازد برای جدیتر گرفتن ادبیات داستانی نوجوانان. در این میان چه کسی از شهید حبیب غنیپور بهتر که جایزه با یاد او بر پا شود. جایزه کتاب سال غنیپور با هدف تقویت ادبیات نوجوانان برپا شد، اما حالا که 17 دوره از برگزاریاش میگذرد، تاثیراتش را بر ادبیات بزرگسالان نیز میتوان رصد کرد.
محمدسعید رضایی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم