روایت رضا برجی، مستندساز و عکاس جنگ از نگاه شهید آوینی به سینما

به شهادت دوربین

رضا برجی، متولد اسفند 1343 در همدان مستندساز و عکاس ایرانی است که در بسیاری از جنگ‌های دنیا حضور پیدا کرده است. او از سال 1361 تا 1363 در زمینه عکاسی جنگ و ازسال 63 تا 71 عکاس روایت فتح بوده است. روایت فتحی که با نام بزرگ سالار شهیدان اهل قلم، شهید مرتضی آوینی گره خورده است. برجی در کارنامه فعالیت‌های خود، عکاسی در 75 کشور جهان، تهیه‌کننده، کارگردان و تصویربردار 15 سریال مستند، عکاسی و فیلم 14 جنگ در دهه‌های 60 و 70 و 80 را دارد و سواحل اشک و زیتون (مستندی از جنگ 33 روزه لبنان )، سال‌های گلوله و زنبق، مادران صربرنیتسا، لعل بدخشان و در امتداد غدیر برخی آثار شاخص این مستندساز محسوب می‌شوند. با او درباره هنر از نگاه شهید آوینی گفت‌وگویی انجام دادیم.
کد خبر: ۱۱۳۳۲۹۰

مستندهای به جا مانده از شهید آوینی خاص هستند که از نگاه منتقدان با دیگر مستندهای به جا مانده از جنگ در دیگر کشورها کاملا متفاوتند. کمی از حال و هوای مستندهای این هنرمند و تفاوتهایش با دیگر کارهای مشابه بگویید.

آقامرتضی در هنر دغدغهاش سینما و رسانه بود و در این میان سینمای مستند را به واقعیت و حقیقت نزدیکتر میدید، البته مستندی از نگاه شهید آوینی که دغدغهاش بیان حقیقت عالم است. اگر موضوعی دغدغه شما باشد، خیلی راحت میتوانید آن را به تصویر بکشید.آقا مرتضی به سینما در نوع نگاه و ساختار ابداعاتی داشت. ایشان حاشیههای موضوع را میگرفت. جنگ از شلیک توپ است تا شلیک نفرات به همدیگر ولی این خود جنگ نیست. براین اساس قرار نیست شما اصلاً هیجانزده شوید و میخواست در کمال سادگی با بیننده حرف بزند. آقا مرتضی اعتقاد داشت باید مستقیم با مردم حرف بزنیم؛ مثلاً میکروفن را حذف کرد و در کارهایش کسی به اسم خبرنگار وجود ندارد، او واسطهها را از میان برداشت تا جایی که حتی گاهی حضور دوربین هم احساس نمیشود.

در مستندهای به جا مانده ما با رزمندگانی روبهرو میشویم که خیلی راحت حرف دلشان را میزنند. چگونه این فضای صمیمی ایجاد میشد؟

ما دو هفته قبل از اینکه عملیات شود، به گردان میرفتیم و در طول یک روز شاید یک یا دو دقیقه فیلم میگرفتیم و پس از مدتی دوربین برای بچههای رزمنده عادی میشد و حضورش را حس نمیکردند، به همین جهت روز عملیات، دیگر علامت پیروزی را نشان نمیدادند یا خبری نبود از فضایی که در آن ببینیم این افراد بخواهند خیلی عصا قورت داده حرف بزنند. پس از شب عملیات به دلیل همین عادی شدن دوربین، رزمندگان آنچه میگفتند حرف دلشان بود. مرتضی اعتقاد داشت باید تکنیک فیلمبرداری کاملاً اشراف داشته و بعد که کاملاً پخته شدید، حجاب تکنیک را پاره کنید. در بستر چنین نگاهی بود که روایت فتح شکل گرفت.

و میرسیم به سینمایی که شهید آوینی از آن با عنوان اشراق یاد میکند.

بله. در این اشراق دوربین شهادت دهنده و حقیقتی در واقعیت خلق میشود. حرف آقا مرتضی این بود که دوربین باید بخشی از شما باشد مثل یکچشم. او دغدغه داشت و با دغدغههایش حرف میزد. وقتی امروزه یک فیلمساز مثلاً میخواهد درباره ایدز فیلمی بسازد تا وقتی دغدغه این موضوع را نداشته باشد، نمیتواند واقعیت را بخوبی نشان دهد.

قبل از این که به بحث مهم اشراق سینمایی و تاثیر آن بر هنر آوینی ایشان بپردازیم، میخواهم بدانم از نگاه شما تا چه اندازه ایشان از فلسفه اسلامی و غرب تاثیر گرفته بود؟

موضوع خیلی مهمی است. یکی از خصوصیات شهید آوینی در فیلمسازی آشنایی کامل او به فلسفه شرق و غرب و عرفان نظری بود. از سوی دیگر سوار بر تکنیک سینما بود و تکنیک را در جهت اهداف و نگاه خود به پیرامون به کار میگرفت. در سایه این دانش و آمیختن آن با فلسفه و عرفان بود که او آوینی شد و حاصل کارش ماندگارشدن مستندهای اشراق بود. به اعتقاد من شهید آوینی در سینمای ایران ظرفی از تصویر و فلسفه را که بیشتر طرح بیان فلسفه ملاصدرا بود، ساخت. ولی متاسفانه آنچه بیان کرده بود فرصت بزرگ شدن پیدا نکرد، از همین رو برای شناخت بیشتر شهید آوینی در درجه نخست باید دیدگاه او به جهان هستی و در ادامه سینما را دریافت.

اگر نگاه اشراقی آوینی بازنگری شده و به دور از هرگونه جانبداری وارد عرصه همه هنرها شود، چه نتیجهای خواهد داشت؟

ای کاش خودش میماند تا سینمای اشراق را تکامل میداد، نظریاتش را درباره این موضوع بوضوح شرح میداد و زمینه ورود آن به دیگر هنرها را هم فراهم میکرد، اما حالا کار خیلی سخت است. ما میدانیم اشراقیون در فلسفه نگاه جدیدی به هر موجودی دارند. آقا مرتضی آوینی دیدگاه انسانی به دنیا داشت و این نگاه را نیز تا اندازهای در سینما جاری کرد ولی متاسفانه فرصت بزرگ شدن پیدا نکرد به همین دلیل معتقدم اندیشههای آوینی باید دوباره بازخوانی شود. اما آنچه امروز دل مرا به درد میآورد این است که شاهدم عدهای به شهید آوینی با نگاه قدسی مینگرند. البته در وارسته بودن آوینی شکی نیست، اما بپذیریم که این شهید اهل قلم یک انسان عادی بوده است و از دل جامعه ایرانی با همه عقاید مذهبی که وجود دارد بیرون آمده است و در مسیر درستی قدم برداشته است. متاسفانه عدهای شهید مرتضی آوینی را آنگونه که دوست دارند مطرح میکنند. این در حالی است که باید آوینی را همانگونه که بود مطرح کنیم. این سید اهل قلم معتقد بود سینمای اسلامی وجود ندارد اما میتوان مسائل مطرح در مباحث دینی را به عنوان سینمای دینی مطرح کرد، اما در سایر هنرها مفهوم اسلام بدرستی دیده میشود. به اعتقاد آوینی، نسبت هنری بودن مقوله سینما نسبت به سایر هنرهای دیگر به حق دورتر و به طبع به باطل نزدیکتر است. سینما از نگاه آوینی به دلیل این که الگو قرار میگیرد باید تزکیه شود تا نارواییهایی که در پیکره این هنر وجود دارد از بین رود.

با این حال معتقدم اگر بتوانیم فارغ از جانبداریهای شخصی نگاه آقا مرتضی به سینمای اشراق را واکاوی کنیم، میتوانیم در دیگر هنرها هم افکار ایشان را که مسیری درست و بحق داشته است وارد کنیم و از ثمراتش بهـــره ببریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها