برای تلویزیون ما طبعا کار سخت تر هم میشود. چه بسا اینکه دست تولیدکنندگان درباره جذابیتهایی که امروز در سینما و تلویزیون به اصول جذابیت معروف شده اند باز نیست و این موارد با اصول فرهنگی ما نیز در تعارض است.
حالا پس از سالها، تلویزیون به تولید سریالی موفق شده که علاوه بر جاذبههای بسیارش برای مخاطب عام، توانسته محتوای سالم تر و کاملتری را نسبت به سریالها و فیلمهای دیگر ارائه کند. به اضافه اینکه این سریال آنقدر برای مخاطب کشش داشته که سری پنجمش هم همانند سریهای گذشته آن خواهان بسیاری داشته و مخاطب هنوز برای دیدن سریهای جدید آن مشتاق است. سریال پایتخت طبعا یک موفقیت برای تلویزیون محسوب میشود و هر عقل سلیمی در زمانه مخاطب مشکل پسند به این حکم میدهد که برادران ما در تلویزیون پایتخت را سفت بچسبند و برای سریهای جدید آن برنامهریزی کنند.
اما متاسفانه این اتفاق رخ نداد و تولید سریالی که تکرار چندباره آن از سریالهای پربازدید تلویزیون هم مخاطب بیشتری دارد در فصلهای مختلف با تاخیر و مشکل روبهرو شده است. مدیران سیما مشکل مالی را علت این مورد اعلام کردهاند.
در ساخت سری پنجم سریال پایتخت هم باز این مشکل نمود پیدا کرد و میرفت تا این سریال از تولید باز بماند. دست اندرکاران سریال از موسسه اوج درخواست کمک کردند و این موسسه نیز اعلام آمادگی کرد تا تولید سری پنجم پایتخت متوقف نشود.
به مجرد اینکه اسم موسسه اوج به میان آمد، بحثها و حواشی آغاز شد و در طول پخش سریال بالا گرفت. بحثها اغلب حول دو محور چرایی ورود موسسه اوج به ساخت این سریال و اشکالات محتوایی برخی قسمتهای آن بود.
به نظر نگارنده برخی از این نقدها به محتوای برخی قسمتهای پایتخت مانند قسمتی از موسیقیها و شوخیهای خارج عرف و تبلیغ بیش از اندازه ترکیه وارد است و میشد با دقت بیشتری از بروز آن جلوگیری کرد اما واقعیتش، این حجم از انتقادها و بحث در این مورد کمی عجیب به نظر میرسد.
مساله سادهای وجود دارد؛ یک سریال جذاب و سالم به لحاظ محتوا که اتفاقا مخاطب فراوانی هم دارد به جهت مشکلات مالی امکان تولید ندارد و یک موسسه با درخواست عوامل سریال به آنها کمک کرده است. طبیعی است که در این مسیر اشکالاتی هم وجود داشته و نقدهایی هم به برخی قسمتهای آن وارد است. حالا آیا باید این موسسه را به این دلیل محاکمه کرد؟ تمام توان موسسات تولیدی جذب و انتقال پیام مناسب به مخاطب است. خب حالا که یک زمینه مناسب بهواسطه یک سریال پرمخاطب وجود دارد، چرا نباید به آن کمک کرد؟
نگارنده معتقد است نقد موسسهای که خط و ربطش مشخص است و تمام تلاشش تولید محصولات با کیفیت و با محتوای سالم (با پذیرش اشکالات آن) بوده، آدابی دارد و طبعا نمیتوان با همان جهت و لحنی که موسسات و مراکز مخرب فرهنگی نقد میشوند، اوج را هم نقد کرد. این البته به معنای عدم نقد اوج نیست بلکه به معنای نقد منصفانه و مصلحانه است که به نظر میرسد کمتر اتفاق افتاده است.
هر محصولی حتما اشکالاتی دارد که باید برای برطرف کردن آن تلاش کرد اما واقعیتش این است که در یک ارزیابی ساده مشخص میشود ساخته نشدن سریالی مانند پایتخت حتما خلأ و ضررش بیش از اشکالاتی است که ما در سریال مشاهده کردهایم.
به نظر میرسد نباید در این شرایط سخت فرهنگی که جذب مخاطب با روشهای درست، کار بسیار مشکل و طاقت فرسایی است کنار گود نشست و تنها ایراد موسساتی را که در حال فعالیت هستند، سیاهه کرد بلکه همه باید با یاری یکدیگر بر تعداد این محصولات بیفزاییم که البته نقد منصفانه و مصلحانه هم حتما یکی از این راههاست.
محسن یزدی
مدیر مرکز مستند سوره
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم