در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رحماندوست باور دارد کودکان عاشق ریتم، روایت و موسیقی و تکرار هستند و شعر کودکانه بهتر است قافیه داشته باشد. او که دوران کودکی را در همدان گذرانده و تنها اسباببازیاش جوی آب کوچهشان بوده، دغدغه بزرگی دارد به نام قصهگویی. افسوس میخورد چرا پدرها و مادرها دست بچهها را نمیگیرند، توی چشمهایشان نگاه نمیکنند و برای بچهها قصه نمیگویند. برای همین است که او شعر «پنج تا انگشت بودند که...» را سروده است.
شاعر کودکیهای ما در میان شعر و قصههای زیبایی، یک لالایی دلنشین دارد که تیتراژ برنامه معروف شببخیر کوچولو بوده و سالها پیش از زلزله بم آن را سروده است. رحماندوست در گفتوگو با مهر درباره این لالایی تعریف کرده: سال 1369 و یک شب پس از زلزله رودبار، من به آن شهر مصیبتزده رفتم تا زلزلهزدگان را از نزدیک ببینم، هم خودم آرام شوم هم کمیبه آنها آرامش دهم. تاریک بود و آنچه دور و بر خود میدیدم، ویرانی بود و سرگردانی آدمها. ناگهان یک صدا همه هوش و حواس مرا با خود برد و آن صدای دخترکی بود که عروسک خود را روی پا خوابانده بود و برایش میخواند: گنجشک لالا... سنجاب لالا... آمد دوباره/ مهتاب لالا... لالا لالایی... لالا لالایی... لالا لالایی... لالا لالایی. گل زود خوابید/ مثل همیشه/ قورباغه ساکت/ خوابیده بیشه. لالا لالایی... لالا لالایی... لالا لالایی... لالا لالایی .. دخترک را در آغوشم گرفتم و اشک امانم نداد. خوشحال بودم که دخترک رودباری در آن شرایط و اوضاع و احوال با لالایی من که سالها پیش از زلزله رودبار سروده شده بود، آرام میشود و آن را برای عروسک خود میخواند.
رحماندوست معتقد است بچهها روایت را دوست دارند و این قالب هرگز کهنه نمیشود؛ بشر در هر زمان و مکانی به قصه نیاز دارد و از شعر و موسیقی لذت برده است. شاعر صد دانه یاقوت تاکید دارد موسیقی شعر کودک باید سیر و غنی باشد و بچهها باید به مرور با سبکهای شعری آشنا شوند. در دوران کودکی که عاشق تکرار و ریتم هستند شعر کلاسیک و با قافیه برایشان جذاب است و در دوران نوجوانی میتوانند به شعر سپید علاقهمند شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: