دکتر علی ریاض - عضو هیات رئیسه کمیسیون اصل 90 - درخصوص بازگشت آموزش پزشکی به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری میگوید: عدهای برای ادغام آموزش پزشکی در وزارت علوم به این دلیل استناد می کنند که برای یکپارچه شدن همه مسائل آموزشی و دانشگاهی این ادغام مفیدتر خواهد بود؛ اما به عنوان فردی متعلق به جامعه پزشکی، معتقدم دانشگاههای علوم پزشکی باید در اختیار وزارت بهداشت به فعالیت خود ادامه دهند.
این استاد دانشگاه میافزاید: عدهای معتقدند اختیارات روسای دانشگاهها دارای اشکالاتی است؛ اما به نظر میرسد باید دانشگاههای علوم پزشکی همچنان در وزارت بهداشت با اختیارات بیشتر به فعالیت خود ادامه دهند.
وی تاکید میکند: زمانی میتوان به عنوان موافق یا مخالف ادغام آموزش پزشکی در وزارت علوم سخن گفت که همه مزایا و مضرات آنها را دانست و پس از آن قضاوت کرد.
رئیس کمیته بهداشت، درمان و رفاه مجمع نمایندگان تهران، تصریح میکند: اگر مدیریتها دارای اشکال بوده و ضعفهایی وجود داشته و هیات امناهای دانشگاه قوی عمل نکردهاند و روسای دانشگاهها بیش از آن که به بحث آموزشی و پژوهشی وارد شوند به بخش سلامت و درمان توجه کردهاند؛ اما در مقابل این مسائل نقاط قوت خوبی نیز وجود داشته است.
ریاض با اشاره به نظر مثبت رئیسجمهور درخصوص استقلال دانشگاهها اظهار میدارد: دانشگاههای علوم پزشکی باید با حفظ هویت خود وابسته به وزارت بهداشت بمانند و رسانهها نیز در این راه باید این مساله را به چالش بکشند تا موضوع به صورت کارشناسی بررسی شود.
وی همچنین با اعلام آمادگی همکاری برای برگزاری سمیناری با حضور وزارتخانههای بهداشت و علوم، کمیسیونهای مربوطه در مجلس، مرکز پژوهشهای مجلس و فرهنگستانهای علوم و علوم پزشکی و همچنین نخبگان پزشکی و غیرپزشکی، یادآور میشود: با برگزاری چنین سمیناری همه کسانی که حرفی برای گفتن دارند میتوانند نظریات خود را ارائه دهند که میتوان مجموع این نظریات را برای تصمیمگیری بهتر به رئیسجمهور ارائه داد.
نماینده تهران میافزاید: هر کار مدیریتی اگر با زیربنای قوی علمی و استراتژیک انجام گیرد، متزلزل نمیشود و این مساله درباره آموزش پزشکی نیز صدق میکند؛ زیرا ممکن است این روند آموزشی در گذشته دارای اشکالاتی بوده باشد؛ اما به نظر میآید با وجود استقلال دانشگاهها باید منتظر یک تحول جدی در این زمینه بود.
آیندهای مبهم
در صورت جدایی آموزش پزشکی از عرصه خدمات بهداشت و درمان چه اتفاقی خواهد افتاد؛ پاسخ این سوال از زبان هیچ یک از طرفداران آن به روشنی شنیده نشده است.
نظام سلامت و کارکنان آن پس از انقلاب در مقایسه کمی و کیفی با دیگر بخشهای تولیدی، خدماتی کشور در سطح ملی و بینالمللی افتخار آفریدند و باعث سرافرازی کشور در سطح جهانی شدند. نگاهی تحلیلی و منطقی به این بخش، پاسخی به اتهامات بیکفایتی، ناکارآمدی و نامطلوب بودن خدمات خواهد بود. موفقیتهای بخش سلامت در جلوگیری از مرگ نابهنگام مردم ایران، ارتقای سلامت آنان، کنترل جمعیت، بهبود کیفیت و شیوه زندگی مردم و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز در عرصه ادغام یافته آموزش، پژوهش و خدمات، رخ داده است.
از سوی دیگر هزینههای جدا شدن آموزش از وزارت بهداشت بسیار بسیار سنگین خواهد بود و بینظمی حاکم بر سلامت کشور در دوره انتقال تا شکلگیری نظامهای جدید نکته مهم دیگری است که به ظاهر از یادها رفته است. به دلیل عجین شدن بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به طور عملی باید تبر در دست گرفت و تنه درخت را به 2 شقه تقسیم کرد که جای زخم آن اگر هر 2 را از پای در نیاورد، به یقین بحرانهای غیرقابل کنترلی را در آموزش و عرصه ارائه خدمات بهداشتی، درمانی ایجاد میکند.