در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در روزهای پایانی سال، علاوه بر جایزه غنیپور، واپسین جشنواره هنری فجریها هم به کار خود پایان داد تا جشنوارههای فجر هم تا بهمنماه و اسفندماه سال آینده به استراحت بروند. در این گزارش، نگاهی میکنیم به این دوره برگزاری جایزه کتاب سال «غنی پور».
حالا جایزه ادبی شهید غنیپور برگزیدگان خود را شناخته و میتوان یکی از مهمترین تفاوتها در شکل برگزاری آن را به بررسی نشست. پیش از این اعلام شد برای اولین بار در هفدهمین دوره، دو بخش رمان با موضوع آزاد و بخش رمان با موضوع دفاع مقدس و انقلاب اسلامی ادغام شده است.
محمد ناصری، دبیر این دوره از برگزاری جشنواره درباره دلایل این تصمیم به جامجم گفته بود: در 16 دوره اخیر، همیشه روند برگزاری جشنواره غنیپور در حال تغییر بوده است. به عنوان مثال در دورههای نخستین، دو بخش کودک و نوجوان و بزرگسال را در برنامه گنجاندیم و بعدها به چهار بخش تقسیم شد. مدتی بود که شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه به این نتیجه رسیده بودند که باید بین دو بخش مورد اشاره ادغام صورت پذیرد. دلیل این ادغام این بوده که ما تا مدتها با هدف حمایت از آثار ادبیات داستانی با موضوع دفاع مقدس و انقلاب اسلامی و تقویت این آثار این بخش را در برنامه گنجانده بودیم، حالا مدتهاست به شکر خدا این آثار خود به فصلی در ادبیات داستانی ایران تبدیل شدهاند و نهتنها به ارفاق ما نیازی ندارند، بلکه کاملا میتوانند با رمان در موضوعات آزاد رقابت کنند.
به نظر میرسد گردانندگان این جایزه ادبی، به هدف خود رسیدهاند. برگزیدهها این را نشان میدهند.
جایزه بچهمسجدیها برای ادبیات
31 سال از روزی که حبیب غنیپور در واپسین مرحله عملیات غرورآفرین کربلای5 با تنی خونآلود بر خاک شلمچه افتاد، میگذرد؛ شهید بزرگواری که شاید فکرش را نمیکرد، بچههای قصهنویس یک مسجد بعدها به نام و یادش جایزهای ادبی راه بیندازند و با چنگ و دندان دو دهه آن را حفظ کنند و از گزندهای مرسوم جوایز ادبی
مصونش بدارند. امسال هم همزمان با شهادت حبیب، برندگان هفدهمین دوره جایزه کتاب سال معرفی شدند. در این دوره داورها همگی از شورای نویسندگان مسجد جوادالائمه بودند.
این اتفاق، بیش از پیش، این مسجد را به نهادی ادبی ـ مذهبی تبدیل کرده است؛ تنها مسجدی در ایران که توانسته در دو سه دهه اخیر، ادبیات داستانی را تا سر حد برگزاری جایزهای معتبر و مهمتر از آن پایدار، جدی بگیرد و البته که این، همه دستاوردهای یک مسجد برای ادبیات داستانی ایران نیست؛ چهرههایی که در این سالها از حلقه داستاننویسان مسجد جوادالائمه بیرون آمدهاند، هر یک به قطبی در قصهنویسی تبدیل شدهاند.
جایزهها تقدیم میشود به...
اسامی برگزیدگان و شایستگان تقدیر بخشهای مختلف جایزه «شهید حبیب غنیپور» به این شرح اعلام شده است:
رمان بزرگسال؛ برگزیده: «سنگی که نیفتاد» نوشته محمدعلی رکنی از انتشارات کتابستان معرفت، شایستهتقدیر: «بیکتابی» اثر محمدرضا شریفی خبوشان از انتشارات شهرستان ادب، رمان نوجوان؛ برگزیده نداشت، شایسته تقدیر: «مثل هیچکس» نوشته سپیده خلیلی از موسسه انتشاراتی قدیانی، رمان کودک؛ برگزیده: «از این طرف نگاه کن» اثر علی خدایی از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، و شایسته تقدیر: «قصههای کوچولو» نوشته فریبرز لرستانی از انتشارات ساز و کار.
جایزه غنیپور از کجا آمد؟
مجله کیهانبچهها برای بسیاری از بچههای دهه 50 و 60، نهتنها خاطرهانگیز، بلکه سرآغاز این بود که نوشتههای خود را جدی بگیرند و آن را در قالب یک مجله منتشر شده ببینند. زندهیاد امیرحسین فردی، سنتی را بنیان نهاده بود که تا مدتها به بدنه ادبیات داستانی نوجوان، نویسنده تزریق میکرد. یکی از اینها از قضا خود حبیب غنیپور بود که برای فردی و تحریریه کیهانبچهها داستان میفرستاد. فردی، سال 1376 به این نتیجه رسید که این پازلها یعنی شهادت غنیپور، قصهنویس بودن او و نیز همکاریاش با کیهانبچهها را کنار هم بچیند و جایزهای راه بیندازد برای جدیتر گرفتن ادبیات داستانی نوجوانان. در این میان چه کسی از شهید حبیب غنیپور بهتر که جایزه با یاد او بر پا شود. جایزه کتاب سال غنیپور با هدف تقویت ادبیات نوجوانان برپا شد، اما حالا که 17 دوره از برگزاریاش میگذرد، تاثیراتش را بر ادبیات بزرگسالان نیز میتوان رصد کرد.
تکمیلی
چه بلایی سر ادبیات نوجوان آمده؟
نکتهای که بین برگزیدگان این دوره از جایزه غنیپور به چشم میآید، معرفینشدن برگزیده در بخش رمان نوجوان است؛ این اتفاق برای جایزهای که همواره تمرکز عمدهاش بر ادبیات نوجوان بوده، عجیب به نظر میرسد. همین شگفتی باعث شده که خود دبیر جشنواره ادبی شهید غنیپور نیز به آن واکنش نشان بدهد. او که با خبرگزاری مهر حرف میزده، از فقر و بیمایگی محتوایی ادبیات کودک و نوجوان کشور بشدت انتقاد کرده. محمد ناصری گفته: ما متاسفیم که باید اعلام کنیم در زمینه ادبیات کودک و نوجوان دچار مشکل جدی در کشور هستیم. نهادهای مسئول در این زمینه باید برای این مقوله فکری کنند. باور کنیم که دوران طلایی دهه 60 و 70 در ادبیات کودک و نوجوان تمام شده است. دیگر نه نویسندهای در این حوزه حمایت میشود، نه تشکلی در میان آنها هست که کارشان را پیگیری کند و نه ناشری رغبت بالایی به تالیف در این زمینه دارد. بررسی ما نشان میدهد که 70 درصد آثار منتشر شده در کشور در این حوزه ترجمه است. ناشران برای سرمایهگذاری کمتر و آسانتر، از تالیف کنار رفتهاند. فقر معنا و گرفتار فرم شدن این حوزه را در بر گرفته و همه اهل قلم هم مقلد فضای فعلی شدهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: