در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آثار مکتوبش، «رهایی از شائوشنگ» و «مسیر سبز» توسط کارگردانانی مثل فرانک دارابونت و درخشش (استنلی کوبریک فقید)، میزری (راب راینر) و نیمه تاریک (جورج رومرو)، ساخته و موجب شده ترسناک نویس برجسته میان مخاطبان ایرانی چهره محبوبی باشد. استیونکینگ در 70 سالگی، 54 داستان بلند و دستکم 200قصه کوتاه نوشته است که بسیاری از آنان مبنای فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی فراوانی قرار گرفته است.
اما سال گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه قرار است از مجموعه هشت جلدی برج تاریک این نویسنده سرشناس، فیلمی سینمایی ساخته شود. اغلب هواداران او در فضای مجازی به این اتفاق واکنش نشان دادند و در عمده این اعتراضها به این مساله اشاره شد که از روی این مجموعه هشت جلدی نمیتوان فیلم سینمایی ساخت و باید سریالی از این روی این مجموعه ساخته شود تا مخاطبانی که این مجموعه را نخواندهاند، جانمایه مجموعه هشت جلدی را با جزئیات درک کنند.
مخاطبانی که مرجع اصلی اقتباس را خواندهاند، با درک و پیشداوری منطقی مبتنی بر اسلوب انطباق و شخصیتهای کمرنگ اهورایی و اهریمنی در فیلم، قطعا این فیلم سینمایی را نمیپسندند. تقابل خیر و شر، نیکی و پلیدی، خط کلی روایت را بلعیدهاند و کهن الگوی همیشگی منظومههای حماسی و تخیلی به صورت نه چندان پرداخت شده در فیلم تکرار میشوند.
برج تاریک موجب هیچ بدعتی در روایتگری به سبک و سیاق کینگ نمیشود. کلیشهافزایی در متن سینمایی اقتباسی تا آنجا پیش میرود که در برداشت سینمایی ـ اقتباسی مجموعه هشت جلدی رمان اسطورهای، تخیلی و وسترن «برج تاریک»، خیر و شر به تقابل با یکدیگر میروند و نیکولای آرسه (ادریس البا) در نقش یک تیرانداز، آخرین جنگجو از تبار سلحشوران باستانی، تبدیل به پاشنه آشیل فیلم میشود. او نماینده خیر و نیکی است که ماموریت دارد جلوی سقوط برج تاریک را در برابر حملات مصیبتبار مرد سیاهپوش بگیرد. اما سلحشور منجی، شخصیتپردازی حماسی در فیلمنامه ندارد و حتی اهریمن، مرد سیاهپوش با هنرنمایی متیو مککاناهاهی، مضحک و خندهدارترین اهریمن سینماست. وقتی درامی خوب نوشته شده باشد، داستان جنبه سرگرمی و متفاوتی پیدا میکند. رابطه میان این شخصیت اهورایی و اهریمنی پرداخت بیش از حد کلیشهای دارد و از جنبه سرگرمی فراتر میرود و فیلم را نابود میکند. مشخص نیست چرا در تقابلهای ابتدایی فیلم، زوال و نابودی یکی از طرفین فراهم نشده است.
در سری کتابهای برج تاریک، یک بعد فیزیکی هست که جنبه تمثیلی دارد. منظور از برج تاریک با جزئیاتی که در مرجع اقتباسی تبیین شده، حفظ نظم جهانی است، اما در فیلم چنین نمودی ندارد و برج تاریک بیشتر شبیه یک آتشفشان است. استیون کینگ بسیاری از شخصیتها و درونمایههای کتابهای دیگر خود را در مجموعه برج تاریک به هم میدوزد و این سری دوزی جذاب در نسخه سینمایی، تجلی پیدا نمیکند. فیلم برداشتی کلیشهای از کهن الگوی بارها استفاده شده افسانه اکسکالیبور است آنهم به صورت سطحیترین شکل ممکن. حماسه در متن کتاب، به یک اکشن دست چندم شبه ماتریکسی تبدیل شده و دلبستگی به سرفصلها و نادیده گرفتن جزئیات به فیلم لطمه زده است.
به خاطر اهمیت ساخت یک نسخه سینمایی از مجموعه برج تاریک در میان آثار استیون کینگ، مدتها شایعه بود کار مخشوش و ناموفقی از آب درآمده است، اما با همه بد بودن و سر راست بودن و عدممنطق روایی که در متن کتاب موجود است، به عنوان یک سرگرمی مفرح تکراری، فیلم برج تاریک قابل دیدن است، اما فیلم چندان خارقالعاده و شوقانگیزی نیست.
لیلا مودت
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: