در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پاس رفت تا حتی سنگ قبری هم در این شهر نداشته باشد. ریشه یک تیم بزرگ و قدیمی سوخت بیآنکه دل حتی یک مدیر برایش بسوزد. عاشقان این فوتبال آتش گرفتند اما هیچ گوش شنوایی نبود تا صدای پر از درد این عده را بشنود. پاس چند نسل خوب از بازیکن و مربی را به این فوتبال تقدیم کرد و هنوز هم آخرین قهرمانی ما در باشگاههای آسیا متعلق به این تیم است و بعید است دیگر تیمی به قهرمانی برسد. پاس سمبل فرهنگ و نجابت در این فوتبال بود؛ اما عدهای قلیل این اجازه را پیدا کردند تا برای جمعی کثیر تصمیم بگیرند و دلشان را بشکنند ... و اتفاقا این کار را کردند. پاس به شهری دیگر رفت تا شناسنامه یک تیم ریشهدار سوزانده شود.
پاس به همدان رفت تا با سرعت نور از ویترین فوتبال ایران پاک شود. از مقابل چشمها رفت و عجیب اینکه از دلها هم پاک شد. پاس به دستهاول رفت بیآنکه آب از آب تکان بخورد. به دسته دوم رفت بیآنکه کسی متوجه شود... و حالا به دسته سوم سقوط کرده. پاس از اعتبار این فوتبال پاسداری کرد؛ اما کسی هوای این تیم را نداشت. زندگی این تیم برای کسی مهم نبود. پاسداری نکردند از تیمی که در این فوتبال نام و جایگاه و اعتباری داشت. پاس مُرد. همان روز که از تهران رفت.
رضا پورعالی
ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: