پرونده‌جام جم برای فیلم تحسین شده «تنگه ابوقریب»

اگر داغ شرط است ما دیده‌ایم

تنگه ابوقریب از جمله فیلم‌های جشنواره سی و ششم است که از همان آغاز ساخت با حرف و حدیث‌هایی همراه بود. این‌که بهرام توکلی با پیشینه ساخت آثاری مانند اینجا بدون من، آسمان زرد کم عمق یا پرسه در مه تصمیم گرفته بود به همراه تهیه‌کننده باهوشی مانند سعید ملکان سراغ ساخت یک فیلم جنگی برود به خودی خود جالب بود. نمایش این فیلم در جشنواره نشان داد که انتظارها برای دیدن یک فیلم فراتر از تراز سینمای ایران بیهوده نبوده است و توکلی توانسته اثری ماندگار در سینمای دفاع مقدس خلق کند.
کد خبر: ۱۱۲۰۵۸۳
اگر داغ شرط است ما دیده‌ایم

به روزهای جنگ برگشتم

محمدرضا اسلاملو که چند سال پیش با فیلم «شهابی از جنس نور» در جشنواره فیلم فجر حضور داشت، با ابراز رضایت از فیلم «تنگه ابوقریب» در گفت‌وگو با جام‌جم بیان کرد: «تنگه ابوقریب» از دو وجه کاملا متفاوت است. ایراد این فیلم را می‌توان مانند اغلب فیلم‌های ایرانی به نداشتن قصه مربوط بدانیم و این‌که ده دقیقه اول فیلم مایوس کننده است، اما از آنجا که خود من در عملیات‌های جنگی حضور داشتم باید بگویم که با تماشای این فیلم کاملا به آن روزها برگشتم.

او ادامه داد: «تنگه ابوقریب» فضاسازی و طراحی صحنه و همچنین مدیر فیلمبرداری خوبی دارد. این فیلم با نمایش روزهای آخر جنگ برهه‌ای از تاریخ انقلاب را زنده می‌کند. شاید به مرور زمان تمام نکات این فیلم از اذهان مردم پاک شود، اما موضوع حساس آن همیشه در تاریخ سینمای ما ماندگار خواهد شد. ما در سینمای مان فیلمی را نداشتیم که انقدر دقیق و باحوصله به جزئیات آن روزهای خاص بپردازد و برای خود من، چنین فیلمی با توجه به سبقه کاری و سن و سال بهرام توکلی عجیب است. «تنگه ابوقریب» شاید روایت فتحی دوباره بود.

اسلاملو در پایان خاطرنشان ساخت: ما در هالیوود با امکانات و بودجه‌ای عظیم و هنگفت فیلمسازی نمی‌کنیم و باید بپذیریم در سینمای ایران و با امکانات موجود فیلم‌هایی از قبیل «تنگه ابوقریب» واقعا ستودنی است. اگر این فیلم مشاور درستی داشت حتما به کارگردان گوشزد می‌کرد که زمان انفجار در جبهه همه به زمین می‌خوابیدند. البته این ریزه کاری‌ها عیب محسوب نمی‌شود و در مجموع «تنگه ابوقریب» فیلم آبرومندی است.

جای خالی فیلم‌هایی از جنس «تنگه ابوقریب»

انسیه شاه‌حسینی اولین زن ایرانی است که درباره جنگ ایران و عراق فیلم ساخته است. او «تنگه ابوقریب» را فیلم شایسته‌ای دانست و به جام‌جم گفت: بی‌شک امکاناتی که برای ساخت فیلم «تنگه ابوقریب» مهیا شده بود یک امکانات رویایی برای هر فیلمساز جنگی محسوب می‌شود.

او ادامه داد: قطعا ساخت این فیلم با زحمات بیشماری همراه بود و از این منظر «تنگه ابوقریب» یک تابلوی نبرد واترلو به حساب می‌آمد. یعنی این فیلم تابلویی بود از مقاومت و مظلومیت بچه‌های ما که در آن همه چیز (بازی‌ها، صحنه‌پردازی، پیام فیلم و...) عالی بود. فقط اگر کمی بیشتر مخاطب را بیشتر به دل قصه می‌برد و درام داستان را بالاتر می‌برد بهتر بود. در نهایت امیدوارم چنین امکانات خوبی برای تمام فیلمسازانی که می‌خواهند فیلم جنگی بسازند مهیا باشد؛ چون در سینمای امروز ما جای این‌گونه فیلم‌ها بشدت خالی است.

سختی‌های کار را به جان خریدیم

علی سلیمانی، بازیگر فیلم سینمایی «تنگه ابوقریب» در گفت‌وگو با جام‌جم، این فیلم را فیلم سختی دانست و افزود: این فیلم به طور کلی فیلم سختی بود. ما قبل از فیلمبرداری، مستندهایی را از روز عملیات تنگه ابوقریب دیدیم که شگفت انگیز بود. رزمنده‌های ایرانی در آن روز 750 نفر بودند که در مقابل سه لشگر عراقی ایستادند. ما وقتی این مستندها را دیدیم کاملا متوجه سختی کارمان شدیم و رنج‌های این کار را به جان خریدیم، اما آقای ملکان شرایط تولید خوبی را برای گروه فراهم کرده بود. به طوری‌که ما در این فیلم اتاق بازیگران یا فضای استراحت یا... داشتیم.

او افزود: من در این فیلم نقش یک نوحه خوان تبریزی اعزام شده از آذربایجان را دارم که در دوره‌ای فرمانده گردان بود. این نوحه خوان در بخش‌هایی از فیلم به آذری نوحه می‌خواند و حرف می‌زند و از آنجا که من مسلط به زبان مادری‌ام (آذری) هستم سعید ملکان با من تماس گرفتند و ضمن صحبت‌هایی که با بهرام توکلی داشتم به این نتیجه رسیدم که این فیلم را بازی کنم. سلیمانی یادآور شد: من در ژانر دفاع مقدس فیلم سینمایی ساختم و بسیار بازی داشتم، اما شرایط پروداکشنی که در «تنگه ابوقریب» بود همراه با گروه حرفه‌ای کار، تماشاگر را شگفت زده می‌کند.

مجید مجیدی: تنگه ابوقریب یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره است

مجید مجیدی پس از تماشای فیلم «تنگه ابوقریب»، این فیلم را روایتی سرراست، درست و بدون شعار خواند که در سینمای جنگ کمتر دیده شده است. این کارگردان سینما بعد از تماشای فیلم «تنگه ابوقریب» در سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر در گفت‌وگو با ایسنا اعلام کرد: درود به شرف بهرام توکلی، با این‌که در جنگ نبوده اما با یک تصویر حماسی جنگ را روایت و مظلومیت و خلوص بچه‌های جنگ را بخوبی تصویر کرده است. مجیدی «تنگه ابوقریب» را یکی از بهترین فیلم‌های جشنواره دانست و گفت:‌ ممکن است گفته شود فیلم قصه ندارد یا شخصیت‌ها جا نیفتاده‌ است. اما به‌رغم این‌ها بخشی از حقیقت جنگ را ثبت می‌کند که برای خیلی‌ها مغفول مانده است و قهرمان این فیلم همه بچه‌های جنگ هستند. ابوقریب یکی از نقاط عطف جنگ ما در تاریخ است که به آن پرداخته نشده اما به اندازه کل جنگ ما مهم بوده و توکلی به زیبایی این شکوه، عظمت و حماسه را به تصویر کشیده است. این کارگردان سینمای ایران اظهار امیدواری کرد: «تنگه ابوقریب» سرفصل خیلی خوبی برای سینمای جنگ باشد، فیلمی که بدون شعار مستقیما وارد خود جنگ می‌شود و این‌که گفته می‌شود جنگ ما دفاع مقدس بوده است، این فیلم به خوبی دفاع را نشان می‌دهد.

حمیدرضا آذرنگ: غربت «تنگه ابوقریب» مرا برای بازی ترغیب کرد

به یقین فیلم «تنگه ابوقریب»، اتفاقی مستند است؛ اتفاقی که در روزهای پایانی جنگ، برای گردان عمار افتاد. گردانی که مقابل هجمه بی‌رحمانه رژیم بعث عراق ایستاد؛ آن هم در شرایطی که پیش‌بینی نشده بود. گروهی در حال تحویل دادن مرزها به ژاندارمری بودند، ارتش در حال عقب‌نشینی بود و عراق هم با آخرین توانش حمله می‌کرد. انگار سرنوشت جنگ به عهده این گردان بود؛ گردانی که در دوکوهه برای رفتن به مرخصی آماده می‌شد، به آنها خبر ‌رسید که آماده باشید. باید بروید جلو. اما هیچ کدام نمی‌دانستند که چه خبر است و با همان حال که سال‌های تلخ جنگ را تحمل کرده بودند، باز هم برای دفاع از سرزمین‌شان مهیا شدند. اتفاقی که در فیلم شاهد آن هستیم شاید خیلی سخت‌تر از چیزی است که در یک اثر هنری انتظار داریم، اتفاق بیفتد و همه جز یکی از فرماندهان، شهید می‌شوند.

ولی با همه این تفاسیر بس یار دلنشین و هیجان‌برانگیز بود. بخصوص دکوپاژهایی که همه ما را به وجد می‌آورد. ما با آغوش باز پذیرای همه سختی‌ها بودیم چون حالمان خوب بود. البته نمی‌شود از حضور قدرتمند کسی مثل سعید ملکان هم به راحتی گذشت. من یک خاطره بشدت عجیب و البته تلخ از فیلم دارم. همین الان هم که به آن خاطره فکر می‌کنم بدنم به لرزه می‌افتد. در یکی از سکانس پلان‌های طولانی حادثه‌ای برای من اتفاق افتاد؛ به زعم خیلی از دوستان، طولانی‌ترین سکانس پلان تاریخ جنگ بود. آن سکانس چهاردقیقه و نیم بود و از داخل یک بیمارستان شروع می‌کردیم و به داخل کانال‌ها می‌رفتیم. من و آقای جدیدی از گروه منفک شده و وارد یک دشت می‌شدیم و با هم صحبت می‌کردیم. او به یک سمت می‌رفت و من به سمتی دیگر. من با آر پی جی نیروهای عراقی را می‌زدم و بعد یک گلوله به من اصابت می‌کرد. هم برای آر‌پی‌جی و هم برای گلوله‌ای که روی کتف من کار شده بود چاشنی گذاشته بودند. چند برداشت رفتیم. خیلی شرایط سختی بود و باید انفجار صورت می‌گرفت. هر بار هم این سکانس تکرار می‌شد کلی زمان گرفته می‌شد تا مهیا شویم برای تکرارش. چند بار این کار را انجام دادیم و چاشنی‌ها عمل نکرد. آن‌قدر شرایط سخت شد که آقای توکلی گفت اشکالی ندارد حتی اگر عمل نکرد شما بازی را انجام بده ما بعدا آن را درست می‌کنیم. این برداشت بخصوص انجام شد. رفتم بالای خاکریز شلیک کردم ولی عمل نکرد اما گلوله‌ای که در دستم بود عمل کرد. با آن چاشنی باید خودم را پرت می‌کردم. پرت کردم و افتادم روی خاکریز و به فاصله ده سانتی چشم و صورتم چاشنی عمل کرد. یعنی حدود 20 دقیقه داد می‌زدم که کور شدم. آقای توکلی و بقیه بچه‌ها در گوشی صدای من را شنیده بودند. همه به سمتم آمدند. اتفاق عجیبی بود. فکر می‌کنم جایی کاری کرده‌ام که مورد‌پسند کائنات بوده است که آنجا اتفاقی برایم نیفتاد. حدود نیم ساعت چشم‌هایم شست‌وشو داده شد و چشمانم دوباره به من برگشت. اما باقی خاطرات در بحرانی‌ترین و سخت‌ترین شرایط، شیرین‌ترین خاطرات بودند. فکر می‌کنم حال خوب گروه به اثر منتقل می‌شود و این حال خوب در نتیجه اثر هم خودش را نشان می‌دهد.

فاطمه معتمدآریا: تنگه ابوقریب مثل هیچ فیلم جنگی دیگری نیست

متن کامل یادداشت فاطمه معتمدآریا را بخوانید: «تنگه ابوقریب» مثل هیچ فیلم جنگی دیگری نیست، مثل خود خودش و مثل موضوع خود فیلم ساده و پرقدرت است؛ قدرت در شعور و کاردانی کارگردان و ساده در نمایش قهرمان‌هایی که همه زمینی‌اند. قهرمان‌هایی که تیر می‌خورند، مجروح می‌شوند و شهید می‌شوند بی آن که کار عجیب و دور از تصوری بکنند، از خودشان دفاع می‌کنند، می‌گریزند، مجروح جمع می‌کنند، تشنه می‌مانند، بر پا می‌خیزند و قهرمان می‌شوند و قهرمان می‌مانند در ذهن ما تا لحظه‌ای دلمان نخواهد چشم از دیدنشان برداریم...

آنها را دوست داریم و دنبال می‌کنیم، قهرمانان واقعی می‌شوند با واقعیتی که بر آنان گذشته است، بی آن که به تو تحمیل کنند که از آسمان و فضا آمده اند و جهان را اصلاح و دگرگون می‌کنند! بازیگران همان‌ها هستند که در اکثر فیلم‌های جشنواره می‌بینی اما این‌بار لحن عامیانه آنان شکل پرخاش و گاه توهین آمیز در فیلم و به تماشاگر ندارد، لحن آنان مهر انسانی دارد؛ همان لحنی که بهرام توکلی در این فیلم به جنگ و قهرمانانش دارد. نه اعتراض می‌کنند نه شعار می‌دهند اما در انتهای فیلم تا شهید شدن آخرین رزمنده قلبت کیپ می‌گیرد و دلت می‌خواهد همیشه به یاد نوجوان بپا خاسته و به جا مانده فیلم باشی!

{$convert_old_media}
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها