در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فی اول مره لعنت فرستادیم به فحول و اعاظم این موسسه گالوپ که یککاره بلند شدهاند آمدهاند این تحقیقات را کردند و خبر داخل ممالک محروسه را منتشر ساختهاند و آبرو برای رعیت نجیب ما نگذاشتهاند. فی مره الاخری نظرمان افتاد به صفحه حوادث همان کاغذ اخبار که به محضرمان شرف یاب شده بود. همینطور میخواندیم و چهره مبارک همایونیمان برافروختهتر میشد. تازه به خودمان لطف فرموده فقط تیترها را میخواندیم: یک فقره قتل ناموسی در ... تجاوز به زن باردار ... کودک ربایی به قصد سرقت طلا... خلاصه هی میخواندیم و هی آمپر میچسباندیم ...
خشایار دق الباب کرد، فرمودیم: داخل بیا، از فرط عصبانیت لاینقطع سه پس گردنی مجلسی مهمانش کردیم و فرمودیم اعصابمان خرد است، نپرس چرا زدی، زدیم آرام شویم .
بعد چشمش به کاغذ اخبار و خبر موسسه گالوپ افتاده عرض کرد: فهمیدم چرا زدید عیب ندارد ناز شستتان .
فرمودیم: فوق النهایه از این خبر ملولیم. چه بر این رعیت رفته است که اینگونهایم. یک زمانی ایرانی به مهر و صفا و آشتی و مروت مشهور بود و اکنون دسته گل آب دادنهایمان را از زبان این و آن باید بشنویم و حرص بخوریم.
خشایار عارض شد: تصدقت گردم البت ناگفته نماند در این آمار و ارقام منتشره، کرمریزیهای پولوتیک و دنیای سیاست نیز بیاثر نبوده و خواسته اند سیاه نمایی کنند.
فرمودیم بلاشک که چنین است. اینهمه همدلی و مهربانی بیمثال است؛ شما نظاره کن همین رعیت در غائله کرمانشاه چه حماسهها خلق کرد؟ این جماعت شاخ کبریت ما را چنار میبینند و آنچه در زندانها و ممالک خود میگذرد را هیچ! من بعد ذالک برتن ممالک محروسه چهار قل خوانده فوت کردیم که رعیت از بلایا به دور باشد و خداوند ما را لحظهای به خودمان وانگذارد. الله اعلم بما فیالصدور ...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: