در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
|
تروکاژهای نارفیق شاید هنوز خیلی زود باشد که درباره سریال «آخرین گناه» به قضاوت بنشینیم ؛ اما گاهی بد نیست در نقد آثار تلویزیونی متوسل به این ضرب المثل شویم که «سالی که نکوست از بهارش پیداست». واقعیت این است اگر سریالی که قرار است 30 شب متوالی از تلویزیون پخش شود، در همان قسمتهای اول و دوم نتواند مخاطب را با خود همراه کند، دیگر نخواهد توانست نزد تماشاچی که خود را آماده کرده تا پایان شب ، 3 سریال دیگر را ببیند، جایی بیابد. «آخرین گناه» قسمت اول خود را با ریتمی کند و تقریبا آشفته شروع کرد. حتی بازیها آنقدر چشمگیر نبود که جلب توجه کند ؛ اما از قسمت دوم ، سریال گرم شد. بیننده در همین قسمت مجذوب شخصیت رویا (مینا لاکانی) شد که خیلی زود نشان داد به پدر مرحومش (استاد) علاقه چندانی ندارد و به نوعی در قطب شر قصه قرار دارد ؛ چون پدرش مردی با کمالات بوده و هر کس که مقابل خیر قرار گیرد شر و منفی است. وجود یک شخصیت منفی زن می تواند، خود به خود جذابیت ایجاد کند ؛ شخصیتی قدرتمند که فیلمنامه نویس ، بیشترین تمرکز خود را روی او گذاشته و شخصیت وی را بتدریج افشا می کند و همین ترفند قدیمی ، یعنی افشای تدریجی شخصیت باعث می شود مخاطب به کل ماجرا علاقه مند شود. در کنار این شخصیت تعریف شده ، اما شخصیت های مثبت سریال از برادران صدوق گرفته تا آوا پسردایی عاشق و... شخصیت هایی کاملا مشخص دارند. آنها خوب هستند و به احتمال زیاد خوب هم می مانند، بنابراین نمی توانند برای بیننده ، جذابیت ویژه ای داشته باشند. آخرین گناه قرار است از کرامات انسانی سخن بگوید و این که اگر انسان چشم بینا داشته باشد، می تواند نیک و بد را از یکدیگر امتیاز دهد و به راه باطل نرود. این چشم با کرامت از سر اتفاق از استاد به شاگرد می رسد ؛ شاگردی (فرهاد مودت) که از پیش ، زمینه داشتن فضیلت را داشته است. در یک اثر دراماتیک می توان رابطه استاد و شاگردی را درک کرد و پذیرفت و این که شاگرد پله پله پیش رود تا به معرفت استاد برسد، مساله ای است قابل قبول ، اما آخرین گناه خواسته این سلوک را از طریق تروکاژهای تصویری و ظهور تصویر روح استاد بر شاگرد به تصویر کشد و البته همین تروکاژها هستند که باعث می شوند میان قصه و بیننده فاصله ایجاد شود. در زمانه ای که در سینما و تلویزیون بهترین تمهیدات تصویری به وسیله رایانه شکل می گیرند، تروکاژهای آخرین گناه بسیار ابتدایی هستند و توقع بیننده را برآورده نمی کنند. تروکاژها در خدمت پیشبرد قصه نیستند و حتی باورپذیری آن را مشکل می کنند. هنوز تا پایان سریال روزها و شبهای زیادی در پیش است. قرار است گره های زیادی ایجاد و گشوده شود. کرامات استاد هنوز به نمایش گذاشته نشده اند و مخاطب هم صبورانه منتظر می ماند ؛ اما در کنار همه اینها، ای کاش به جای استفاده از هاله سیاه در اطراف شخصیت های منفی و هاله سبز در اطراف شخصیت های مثبت ، روی شخصیت پردازی آنها کار می شد. بیننده دوست دارد استاد را بهتر و بیشتر بشناسد ؛ اما تروکاژها می گویند استاد در بهشت اقامت گزیده است ، پس باز هم نمی تواند چندان جذاب باشد ؛ البته شاید در قسمتهای بعدی سریال متوجه شویم که این استاد صاحب کرامت چرا نتوانسته است دختر خود را درست تربیت کند و او را تحت تاثیر خود قرار دهد. |
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: