درگیری مرگبار در سوپرمارکت

درگیری دو بچه محل در سوپرمارکت با قتل یکی از آنها و قطع انگشت قاتل پایان گرفت.
کد خبر: ۱۱۱۷۰۵۲

به گزارش جامجم، ساعت 12 شب پنجم بهمن امسال رانندههای عبوری در خیابان آزادی، نرسیده به میدان آزادی به توقف یک دستگاه خودروی پژو 207 مشکی در وسط خیابان اعتراض کردند. در ادامه با اعتراض تعدادی از رانندگان به راننده خودروی 207 برای توقف خودرو، آنها با راننده خون آلودی روبهرو شدند که بهنظر میرسید لباس هایش در یک نزاع و درگیری پاره شده بود .

بلافاصله موضوع به پلیس 110 و اورژانس اعلام و مأموران کلانتری 118 ستارخان و تیم اورژانس در محل حاضر شده و مرد مجروح به بیمارستان منتقل شد.

همزمان با انتقال راننده پژو 207 به بیمارستان، به مأموران اعلام شد که او
بر اثر شدت جراحات و خونریزی شدید فوت کرده است. پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمـد» تشکیل و به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

در ادامه هویت مقتول به نام امیر 30 ساله شناسایی شد و ماموران دریافتند ساعتی قبل یک درگیری در خیابان حبیباللهی رخ داده بود. بلافاصله کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی با مراجعه به محل درگیری در یک سوپرمارکت در تحقیقات از صاحب سوپرمارکت متوجه شدند که درگیری خونینی بین دو جوان در داخل سوپرمارکت آغاز و در حالیکه هر دو نفر بشدت دچار خونریزی شده بودند، از مغازه خارج و
یک نفرشان با خودروی پژو 405 و نفر دیگر با خودروی پژو 207 محل را ترک کردند .

با بررسی تصویر دوربینهای مداربسته سوپرمارکت، کارآگاهان موفق به شناسایی خودروی پژو 405 و مالک آن به نام شهرام 30 ساله شدند. در مراجعه به محل سکونت شهرام در خیابان حبیباللهی مشخص شد که او هم به بیمارستان منتقل شده است .

با حضور ماموران در بیمارستان و پس از انجام اقدامات درمانی روی شهرام، طبق نظر تیم درمانی مشخص شد که شهرام از ناحیه سر، پهلو، ران پا و دستان دچار جراحات شدیدی شده، بهگونهای که بر اثر شدت ضربات، یکی از انگشتان دستش نیز قطع شده است.

شهرام در همان تحقیقات اولیه بهدرگیری با مقتول اعتراف و عنوان کرد: من و امیر، بچه محل هستیم و از چندی پیش با یکدیگر اختلاف پیدا کرده بودیم و چندبار برای یکدیگر خط و نشان کشیده بودیم و همین موضوع انگیزه درگیری من و امیر در شب جنایت شد . آن شب داخل سوپرمارکت بودم که ناگهان امیر با یک قمه وارد شد و بدون هیچ صحبتی چند ضربه به سمت من پرتاب کرد که باعث جراحت و خونریزی شدید من شد. در همین زمان امیر قصد خارج شدن از مغازه را داشت که ناگهان قمه روی زمین افتاد. خودم را به قمه رسانده و در همان وضعیت خودم، چند ضربه به سمت او پرتاب کردم. امیر خودش را به ماشینش رساند و من هم به کمک تعدادی از دوستانم به بیمارستان منتقل شده و تحت عمل جراحی قرار گرفتم .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها