پلان آخر

3 تفنگدار

سعید نیک‌پور در برنامه شبکه آی‌فیلم گفت که در هنرستان با علی حاتمی و هوشنگ مرادی کرمانی آشنا و با هم سه تفنگدار آنجا شدند.
کد خبر: ۱۱۱۶۴۷۳

او در ادامه گفت که مدرسه بازیگری رفتن باعث بازیگر شدن نمی‌شود و دلیلی ندارد همه آنهایی که به هنرستان‌های بازیگری می‌روند بازیگر شوند. او از علی حاتمی هم حرف زد که آدم ساده و شادابی بود و تمایل فراوانی به قصه‌گویی از قدیم داشت که آن را از اطرافیان شنیده بود و آن را به بهترین شیوه تعریف می‌کرد و بعدها تلاش کرد نمایش ایرانی بنویسد. او افزود اوایل، فیلم‌های علی حاتمی که واقعیت ایران را نشان می‌داد به چشم مردم نمی‌آمد و حتی عجیب به نظر می‌رسید، چرا که صدها فیلم غیرایرانی نمایش داده می‌شد که مردم آنها را دیده و به آن عادت کرده بودند.

بینایی‌ام از دست رفت

فرزاد موتمن در برنامه کتاب باز حقایقی از سال‌های 89 تا 92 را تعریف کرد که قسمتی از بینایی‌اش را از دست داده بود. او توضیح داد که در آن دوران سخت سه فیلم ساخت. موتمن درباره فیلم شب‌های روشن گفت که تهیه‌کننده‌ای حاضر نبود آن را بسازد و وقتی آن‌ را ساخت که در شرایط کاری سختی بود. او درباره فیلم دیدنش هم گفت که فیلم فراوان می‌بیند و حتی فیلم‌های زیادی را وقتی در حال کار است می‌شنود، اما نمی‌بیند و بعدها از آن میان فیلم‌هایی که به نظرش مناسب است را انتخاب کرده و می‌بیند. او درباره کتابخوانی هم گفت معمولا آن چیزی را انتخاب می‌کند که می‌داند باید بخواند. موتمن درباره فیلمسازی و نوشتن فیلمنامه هم گفت وقتی 40 سال داشت اطمینان ساخت فیلم و وقتی 60 ساله شد اطمینان نوشتن فیلمنامه را یافت.

پربیننده شدن هشت و نیم دقیقه

بهرنگ علوی در برنامه حالا خورشید گفت که ماهیت بازیگری مورد پسند اوست و فرقی نمی‌کند در چه جایی فعالیت کند و برای موقعیت فعلی شاکر خداوند است. او درباره موبایل و شبکه‌های اجتماعی هم گفت که شرایط سخت شده و از در که بیرون می‌آید مدام دوربین‌ها در حال ضبط هستند و هر حرکتی را ثبت می‌کنند. علوی درباره مجموعه هشت و نیم دقیقه گفت که فکر نمی‌کرد این اندازه دیده و پربیننده شود. در آن زمان پیشنهاد بازی در فیلم سد معبر را داشت که هشت و نیم دقیقه را انتخاب کرد. او اشاره کرد که یک مجموعه تلویزیونی کمترین بیننده‌اش 20 تا 30 میلیون است، اما فیلم پرفروشی که در آن بازی کرد یک میلیون بیننده داشت.

پریدن در برف از پشت بام

حسین رفیعی اعتقاد دارد که همیشه و در هر برنامه‌ای که در تمام دوران کاری حضور داشته تلاش کرده جلوی دوربین صادق باشد. او این حرف‌ها را در برنامه رادیو شب زد و افزود در تمام این سال‌ها تلاش کرده حسین رفیعی باشد. او یادی کرد از وقتی که 7 سال داشت و روزی که از پشت‌بام روی برف‌ها پرید و ادامه داد آن روز روی سیم برق و برف افتاد و به سختی از درون برف او را بیرون آوردند. حتی به طنز گفت اطرافیان همیشه می‌گفتند بعید است او به سنین بالاتر برسد. او گفت همان دوران برای پدرش کار می‌کرد و دستمزد می‌گرفت و حتی 10 ساله که بود در محل کار، کارگر داشت. او به این موضوع اشاره کرد که با برنامه 39 و امتحان به تلویزیون آمد و نکته عجیب این‌که تا قبل از حضور در تلویزیون همیشه لباس مشکی می‌پوشید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها