در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
احتمالا صلاح نبوده یا برنامه وقت نداشته یا اصلا به ما چه که خاطر همایونی از این امر آزرده سازیم؟ خلاصه اینها را فرمودیم که به اینجا برسیم که دیشب تا دیر وقت بیدار بودیم و امروز بیشتر خوابیدیم. وضوی مستحبی ساخته به نشیمن آمدیم. خشایار کله در لپ تاپ متوجه تشریف فرمایی ما نشد سرفه فرمودیم باز نفهمید. نزدیک شدیم پسکلهاش کوبیدیم، کله که به ال سی دی لپ تاپ خورد تازه متوجه حضورمان شد. شانس آورد صبحانه تیار بود وگرنه به سلابهاش میکشیدیم. یک لقمه مفصل پنیر و گردو و نعنا پیچیدیم در لپ سمت راستمان گذاشته همانطور که شکر در چای میریختیم و هم میزدیم فرمودیم. چه میکنی؟
عارض شد: تصدقت گردم، نوروز نزدیک است دارم دنبال یک تور مناسب ارزان قیمت میگردم. فرمودیم: به سلامتی عمهجان گرامیتان نوروز قرار است مزدوج شوند که دنبال تور هستید یا قرار است بروی شمال یا جنوب که دنبال توری برای ماهیگیری؟
خنده کرد!
فرمودیم: کوفت! عارض شد: نه تصدقتان شوم، این تور با آن تور فرق دارد!
فرمودیم: فرقش را بنال!
عرض کرد: این تور یعنی این که به شرکتهای مسافربری تلفون کرده بلیت و ویزا و هتل و اینها را هماهنگ میکنند میروی میچرخی میایی.
فرمودیم: کجا ؟
عارض شد: مالزی، تایلند، چین، ترکیه، بولیوی و... .
گفتیم: کافی است! فرمودیم تو مگر همین ممالک محروسه را کمال و تمام سیاحت کردهای؟ عارض شد: نه! فرمودیم: تو که هنوز شهر و روستاهای مملکت خودت را ندیدهای بیخود مینمایی قصد جلای وطن میکنی!
عارض شد: تصدقت گردم آخر خارج است، بروی هم کلی کلاس دارد هم عکسهایش کلی لایک میخورند.
همان شکرپاش استیل را که اتفاقا پر هم بود، چنان بر کمرش کوبیدیم که در شکرپاش واشده شکر روی سر و کله و لپ تاپش پخش و پلا شد. بعد فرمودیم نوروز امسال یک جاهایی در همین ممالک محروسه خودمان ببریمت به تفرج که تشتکت بپرد و عکسهایش چنان لایک بخوردکه کف کنی. بینوا فعلا به جمع کردن شکر از لای دکمههای صفحهکلید لپتاپ
مشغول است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: