گفت‌وگوی جام‌جم با مردی که زندگی‌اش را وقف محیط زیست لرستان کرده است:

برای نجات جنگل هم‌قسم شدیم

خیلی‌ها او را با تصویری از دست‌هایش می‌شناسند؛ دست‌هایی زمخت که چون شاخ و برگ بلوط‌های زاگرس به دل آتش رفته، سوخته و خاکستر شده است. این دست‌های خاکستری و دودگرفته که یکی از آشناترین تصاویر فضای مجازی امروز است، دست‌های مصطفی وفایی، کارگر 37 ساله خرم‌آبادی است که سال‌ها نجاری و کابینت‌سازی، آنها را سخت و زمخت کرده و اطفای داوطلبانه جنگل‌های آتش گرفته در چند سال اخیر آنها را هر روز به سوختن و زغال شدن نزدیک‌تر می‌کند.
کد خبر: ۱۱۱۱۲۴۰

دستهای وفایی چند سالی است که وقف مردمانش در خطه لرستان شده و همهکاری میکند؛ از خاموش کردن آتش جنگلهای بلوط در تمام استان گرفته تا کاشت نهال در عرصههای سوخته و نابوده شده، آبیاری و نگهداری آنها، ساخت کلبه برای پرندگان و پاکسازی طبیعت لرستان. البته دستهای او امروز تنها نیست و دست و چشم و دلهای مهربان و همنوا با طبیعت فراوانی، در قالب انجمنی که او و رفیق راهش پایه گذار آن بودند (انجمن بلوطبان) امروز به یاری دشت و کوه و آب و خاک سرزمین آبشارها و دریاچهها و سنجابها شتافتهاند. گفتوگوی جامجم با او را بخوانید.

شما امروز به عنوان مرد مدافع جنگلهای زاگرس در هنگام آتشسوزی شناخته میشوید. این عنوان چگونه کنار نام شما نشست؟

شغل اصلی من کارگری و نجاری است و در کار ساخت کابینت در خرمآباد فعالیت میکنم. اولین بار در تابستان 93 جنگلهای بلوط شهرستان کوهدشت دچارآتش سوزی وسیعی شد و منابع طبیعی این شهرستان اعلام کمبود نیرو و درخواست کمک کرد. همان زمان من و چند نفر از دوستانم از جمله احسان فاضلیپور برای کمک به نیروهای منابع طبیعی به منظور اطفای حریق به کوهدشت رفتیم. با دست خالی آنچه در توان داشتیم برای خاموشی آتش به کار گرفتیم. درختان و حیوانات و سنجابهای زیادی جلوی چشم ما سوختند و نابود شدند. چشمانمان پراشک شده و دلمان به درد آمده بود، آنقدر که همانجا با همان جمع کوچک دوستان هم قسم شدیم که خودمان از جنگلهایمان در مقابل هر هجمهای از آتش گرفته تا خشکسالی و... مراقبت کنیم .

معروفترین تصویری که از شما در فضای مجازی منتشر شده، تصویری با دستهای سوخته و زغالی در میان جنگلی سوخته است. این تصویر مربوط به چه زمانی است؟

این تصویر در همان آتشسوزی کوهدشت گرفته شد. آنجا چون هیچ امکاناتی برای اطفای حریق نداشتیم و با دست خالی و نهایت شاخ و برگ درختان به مقابله با آتش رفتیم، تمام دستان من سوخت. بعد از آن با همین جمع اندک دوستان، گوش به زنگ شدیم تا هر نقطه از عرصههای طبیعی استان طعمه حریق شد، خود را به آنجا رسانده و در کنار نیروهای منابع طبیعی و محیط زیست یا حتی زودتر از آنها، درختان و حیوانات را از کام آتش بیرون بکشیم.

و همیشه با همین تعداد اندک کار به فعالیت خود ادامه دادید؟

نه، هر روز بر جمع ما افزوده میشد و طبیعتدوستان بیشتری به ما ملحق میشدند، برای همین به فکر تاسیس انجمنی که بتواند جمع ما را منسجمتر کند، افتادیم و نامش را هم «انجمن مردمنهاد بلوطبان خرمآباد» گذاشتیم.

انجمن بلوطبان امروز چند عضو دارد؟

این انجمن اکنون 200 عضو فعال دارد، گرچه صدها نفر در سراسر استان تحت لوای نام آن فعالیتهای محیط زیستی دارند. امروز هیچ عرصه طبیعی در استان نیست که دچار آتشسوزی شود و اعضای انجمن ما خود را به آن نرسانند. از کوههای خرمآباد گرفته تا جنگلهای کوهدشت، دورود، پلدختر، رومشگان، آبشار بیشه و... هر گاه در سالهای اخیر طعمه حریق شدهاند، ما خود را با وسیلههای شخصی و هزینه شخصی به آنجا رسانده و مانع گسترش آتش شدهایم.

گفتید وسیله و هزینه شخصی، یعنی هیچ کمکی از هیچ نهاد دولتی یا خصوصی دریافت نمیکنید؟

نه، از همان ابتدا تا همین امروز، نهتنها وسیله شخصی، بلکه بنزین این وسیلهها را هم از پول و درآمد شخصی خود تامین کردهایم.

هنوز هم با دست خالی به مبارزه با آتش میروید؟

تجربه اطفای اولین آتشسوزی با دستان خالی باعث شد بتدریج خودمان به فکر تهیه وسایل دستساز برای خاموش کردن آتش باشیم، بنابراین به ساخت وسیلههایی چون آتشکوب (وسیلهای ساخته شده با لاستیک ماشین برای مهار آتش به جای شاخ و برگ درخت) و فلکسی (نوعی آبپاش) افتادیم و آنها را تهیه کردیم و در هر آتشسوزی با خود میبریم. خود منابع طبیعی هم امکانات پیشرفتهای ندارد و از همین آتشکوب و فلکسیها استفاده میکند، با این تفاوت که آبپاشهای آنها موتوری است و مال ما با ظرف سمپاش ساخته شده است.

ظاهرا شما یک پایگاه اطفای حریق مردمی هم در خانه خود تاسیس کردهاید.

اعضای انجمن ما هر کدام در نقطهای از شهر ساکن هستند، و هرگاه خبر آتشگرفتن جنگلی به گوش ما میرسید، برای جمع کردن اعضای گروه چارهای نبود جز اینکه یکی یکی به نقاط مختلف شهر رفته و بچهها را جمع کنیم؛ کاری زمانبر که زمان موثر در اطفای حریق را به هدر میداد، بنابراین تصمیم به ساخت پایگاهی برای گردهمایی بچهها گرفتیم و من این پایگاه را در کارگاه نجاری خودم که یک گاراژ اجارهای است، دایر کردم. اکنون هنگام وقوع آتش در یک منطقه، از طریق فضای مجازی و کانال تلگرامی انجمن همه را در این پایگاه جمع کرده و از همین جا عازم محل حریق میشویم. وسایل اطفای حریق خود را هم در همین پایگاه نگهداری میکنیم.

متن کامل این گفتوگو را در سایت جام جم آنلاین بخوانید

فاطمه مرادزاده

ایران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها