در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چوبها را بعد از آن که بریدهاند مدتی روی هم میچینند تا خشک شوند، چرا که اگر چوب تر بسوزد زغالش مرغوب نیست. بعد چوبها به چاهی با عمق حدود پنج متر منتقل میشوند و وقتی آتش به جانشان افتاد دهانه چاه با لایهای از خاک پوشانده میشود؛ زغالها که پس از چند هفته و شاید هم کمتر جا میافتادند، چند روز قبل از این که دهانه چاه باز شود مقداری آب در آن میریزند تا سرد شود. حالا زغال آماده است. این حکایت آشنایی است از آنچه این روزها در بیشتر روستاهای ایران
میگذرد.
بسیاری از درختهایی که اسیر چاه زغالها میشوند درختان جنگلیاند. درختهایی که سرحالند و از سد خشکسالی و آفت عبور کرده اند، اما گرفتار این کورهها شدهاند.
تنههای تنومند بریده میشوند تا همقد چاهها شوند. بسیاری از آنها مدتها در بیرون چاهها منتظر میمانند تا خشک شوند. تر که بسوزند زغالشان به قولی جرقهای میشود زغالی که چندان مرغوب نیست.
مرحله بعد سوزاندن است. چاه که مملو از زغال شد آتش به جان درختها انداخته شده، در چاه بسته میشود تا چوب به آرامی بسوزد.
چاه با لایهای از خاک پوشانده میشود. باید ساعتها منتظر ماند تا درختان سرحال زغال شوند.
درختها که سوخت، زغالها که آماده شد در گونیهای بزرگ بستهبندی میشود تا راهی فروشگاههای اغلب محلی شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: