روند درخشان تیم نوجوانان متوقف شد؟ دیگر قرار نیست یک حماسه دیگر از این گروه ببینیم؟
من همیشه میگویم در فرآیند پرورش استعداد چیزی که خیلی اهمیت دارد استمرار پرورش است. یک استعداد خوب نمیتواند به سطح بالاتر برسد مگر این که به صورت مستمر در روند پیشرفت قرار داشته باشد. این که فقط میگوییم تیم ملی فوتبال نوجوانان با کسب مقام پنجم رقابتهای جام جهانی،نوید نسل بزرگتری را در فوتبال بزرگسالان ایران میدهد کافی نیست. درست است که بازیکنان نوجوان ما در جام جهانی 2017 عملکرد بسیار خوبی داشتند و به مقام پنجم جهان رسیدند، اما این اتفاق بزرگ مربوط به چند ماه پیش است نه اکنون. ما باید روند پیشرفت را زیر نظر داشته باشیم. این نوجوانان استعداد بالایی دارند اما قرار نیست در ردههای بالاتر همین کیفیت را از خود نشان بدهند. چالش الان ما همین مساله است. متاسفانه تیم ملی فوتبال جوانان ایران در مقدماتی قهرمانی آسیا نتیجه لازم را به دست نیاورد تا راهی برای صعود به قهرمانی آسیا نداشته باشد. الان نوجوانانی که در جهان پنجم شدند و به رده جوانان منتقل شدند با توجه به حذف تیم ملی فوتبال جوانان که از سوی یک نسل دیگر رقم خورد دیگر هیچ رویداد مهم دیگری پیش روی خود ندارند. حالا سوال این است که سرنوشت آنها چه خواهد شد؟ این خلأ چگونه پر میشود؟ از زمان جام جهانی نوجوانان تا الان، هیچ برنامهای برای این بازیکنان نوجوان وجود نداشته است. البته فدراسیون برای حفظ این نسل درخشان برنامههایی دارد و من هم امیدوارم این نسل فراموش نشود.
دلیل موفقیت یک نسل چگونه رقم میخورد؟
استعداد به وفور در ایران یافت میشود. حتی اگر تا این اندازه هم استعداد نداشتیم اگر بازیکنان با حداقل استعداد و توانایی آموزش ببینند قطعا نتیجه میگیرند. آن تیم درخشان جام جهانی حاصل پرورش صحیح بود. ما در یک سال اخیر برای تکتک لحظات بازیکنان برنامه داشتیم. برنامهای برای تضمین موفقیت نداشتیم اما خیلی از ضعفها مشهود بود. بیشتر تیمهای رده پایه ضعف دفاعی دارند. در واقع تفکرات دفاعی ضعیف بود. به تیم بزرگسالان نگاه کنید، این تیم تفکرات دفاعی خوبی دارد و آمار بسیاری خوبی در گل نخوردن در رقابتهای مقدماتی جامجهانی از خود به جا گذاشت. این تفکر خوب باعث شد دو بازی مانده به پایان رقابتهای مقدماتی، صعود تیم به جام جهانی قطعی شود. کیروش این خلا دفاعی را بخوبی پر کرد. تیمهای ردههای پایه ما نیز آمادگی مقابله با تیمهای قدرتمند دنیا را نداشت، اما موفق شدیم خلأ دفاعی را پر کنیم. تیم ما تفکر پیروزی را هم بخوبی داشت. داشتن برنامه و جزئیات آن و همچنین پرورش شخصیت تیمی و پیروزیطلبی یکی از دلایل موفقیت هر یک از تیمهای پایه به شمار میرود. مساله دیگر این است که رسانهها انصافا از تیم نوجوانان خوب حمایت کردند. اگر بازیکنان کم سن و سال بدانند مورد توجه قرار دارند بیشتر احساس مسئولیت میکنند.
این روزها بحث بر سر حضور شما درتیم ملی امید است. شما توانایی حضور در این رده را دارید و میتوانید به حسرت نیم قرن برای حضور در المپیک پایان بدهید؟
من در دوران کاری خودم همیشه سعی کردم کار درست را انجام بدهم و شانس موفقیتم را بالا ببرم. این تیم نشان داد کار درست در سطح بینالمللی قطعا به نتیجه خوب میرسد. تیم امید نیم قرن حسرت المپیک دارد، اما موفقیت این تیم شدنی است. میتوان با شیوههای جدید این تیم را رهسپار المپیک کرد. تیم امید بارها با شیوههای مختلف آزمایش شده، اما به المپیک نرسیده است. حالا مشکل از مربیگری، بازیکنان، اردوها یا نحوه بازی کردن بوده را نمیدانم. تیم امید رنسانس، تفکر جدید و شیوه نوین میخواهد. همه اینها به فرآیندی نیاز دارد که به روز باشد. من به عنوان یک ایرانی با کمال میل میپذیرم در خدمت تیم ملی امید باشم.
زمانی که تیم ملی نوجوانان را در دست گرفتم، با قاطعیت گفتم به فینال جام جهانی نوجوانان میرسیم، بسیاری فکر کردند این حرف من رویاپردازی است. گفتم که تیم نوجوانان به جمع چهار تیم برتر جهان راه پیدا میکند. این اتفاق نیفتاد اما به آن نزدیک شدیم. تیم نوجوانان پنجم شد. ثابت شد حداقل ادعای من درست بوده است. زمانی هم که کارم را در تیم ملی نوجوانان آغاز کردم گفتم این تیم با 12 امتیاز و چهار پیروزی پیاپی به جام جهانی میرسد. ما در چهار بازی مقدماتی 15 گل زدیم و به جام جهانی رسیدیم. وعدهای که داده بودم بر اساس ایمان من به کارم بود. در هر ردهای کار میکنم با ایمان به آنجا میروم. من در هیچ مسیری وارد نخواهم شد مگر این که به موفقیت در آن اطمینان داشته باشم.
شما هم مدرس هستید و هم مربی. یک مدرس چقدر میتواند به عنوان یک مربی تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد؟
مربیان پایه باید ویژگیهای متفاوتی داشته باشند. الان تیمهای بزرگ از مربیانی استفاده میکنند که مدرس هم هستند. مربی ـ مدرس میتواند آگاهی بازیکنان را بالاتر ببرد. برخی تیمهای رده پایه ضعف شخصیتی و حرفهای دارند و مربیان در کنار مدرس بودن میتوانند علاوه بر تربیت فنی، آگاهی بازیکن را نسبت به مسائل مختلف بالا ببرند. کی روش هم یک مدرس است. یواخیم لو، سرمربی تیم ملی فوتبال آلمان نیز مدرس به شمار میرود. کیروش در تیم ایران نکات زیادی را آموزش داد. افراد زیادی از او الهام میگیرند ازجمله من. هنوز هم بعد از پنج دهه میگوییم رایکوف (سرمربی اسبق استقلال) یکی از تاثیرگذارترین مربیان تاریخ فوتبال ما بوده، او نیز مدرس بود.
به مربیگری در رده باشگاهی و در لیگ برتر هم فکر میکنید؟
من قبلا در لیگ برتر و لیگ یک مربیگری کردهام. در هر ردهای باشم، افتخار بزرگی است. اما با توجه به بستر مناسبی که فدراسیون برای تیمهای پایه ایجاد کرده، ترجیح میدهم در ردههای ملی مربیگری کنم. باید ببینم تاثیرگذاری من کجاست.
بسیاری اعتقاد دارند چرخه مربیان در لیگ برتر بشدت تکراری شده است. یک مربی ممکن است در یک فصل سه باشگاه عوض کند. در این باره چه نظری دارید؟
تا حدی موافق هستم که لیگ برتر در زمینه مربیان یک چرخه ثابت دارند. افراد جدید ایدههای جدید میآورند. شاید کیفیت برخی مربیان کنونی نظر همه را تامین نمیکند. فوتبال ما از کیفیت پایین رنج میبرد. وقتی من میبینم به عنوان یک مربی لیگ برتری دیگر توانایی لازم را برای کار ندارم، باید کنار بروم. چرا نمیشود با کار اصولی کنار آمد؟ تماشاگران ما کاهش پیدا کردهاند. هزینهای که برای فوتبال ما میشود با خروجی آن همخوانی ندارد. ورود افراد جدید میتواند همه چیز را تکان بدهد. خلأ بزرگ فوتبال باید پر شود آن هم به وسیله افکار جدید.
سخن پایانی شما؟
مدیریت در فوتبال خیلی مهم است، اما نحوه مدیریت هر چقدر هم خوب باشد به زمان نیاز دارد. زمان با سرعت میگذرد و کنترل استعدادهای فوتبال ما مثل همین نوجوانانی که در جام جهانی پنجم شدند،نیاز به یک مدیریت قوی دارد. استعدادهای ما در حال از دست رفتن هستند. بازیکنان نسل تیم نوجوانان جام جهانی 2017 با توجه به حذف تیم جوانان از قهرمانی آسیا عملا دو سال را از دست دادهاند. حالا پیش از این که زمان بیشتر بگذرد، باید برای آنها برنامهریزی شود. باید تصمیمگیری مهمی در این زمینه انجام شود تا این بازیکنان دوباره در مسیر موفقیت قرار بگیرند.
هیلدا حسینیخواه
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم