رویدادهای سال 88 را که با راهپیمایی عظیم 9 دی پایان یافت، چطور ارزیابی میکنید؟
9 دی را میتوان عکسالعمل طبیعی و خودجوش مردم در مقابل هنجارشکنیهایی دانست که در شهر صورت گرفت. این هنجارشکنی برای مردم ما قابل تحمل نبود. درست است که دعوت به حضور مردم از سوی سازمان یا نهادی خاص بود، اما مردم آمادگی داشتند که حماسه 9 دی را به آن صورت خلق کنند. حتی بسیاری را که شاید در زمان انتخابات 88 طرز تفکر دیگری داشتند، من میشناختم و میدیدم که در راهپیمایی 9 دی حضور داشتند و حتی با من همراه بودند. من به آنها میگفتم، شما در تظاهرات آن روز بودید، پس چگونه در راهپیمایی 9 دی شرکت کردید؟ میگفتند بله منتها ما هنجارشکنی را نمیخواستیم. ما اعتراضی درست یا نادرست درباره انتخابات داشتیم، ولی نمیخواستیم مسائل هنجارشکنانه را دنبال کنیم.
به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران سیاسی، حوادث سال 88 در کنار خساراتی که داشت، برکاتی هم داشت. نظر شما چیست؟
این حماسه برکات فراوانی داشت. یکی آن که ما ملتی مسلمان هستیم و به کشور و مکتبمان ایمان داریم و در شرایط بحرانی که متوجه بشویم خودمان یا دیگران اشتباه کردند، بازمیگردیم و حمایت خود را از نظام ادامه میدهیم و از آن دست بر نمیداریم. کشورهای دیگر مثل آمریکا تلاش دارند نظام ما را دگرگون کنند و همان موقع هم عنوان کردند که انتخابات بهانه است و اصل نظام را نشانه گرفتند. رای مردم را نشانه رفتند تا اعتقادات مردم را مورد خدشه قرار دهند. الان میبینیم که با چه فشار و نیروی زیادی سعی میکنند، در ملت ما تحول فکری به وجود آورند؛ رویکردی که بسیار مهم و پیچیده است.
شما آن موقع رئیس شورای شهر بودید. میتوانید آماری از خسارتهایی که حوادث آن سال به ساختار شهر تهران و اقتصاد شهر وارد کرد، ارائه دهید؟
الان آماری ندارم، ولی آن موقع سیاست بر این بود که همه اتفاقاتی که میافتد تا فردا صبح اثری از آن نباشد. البته آن داغی که در خیابانها از سوزاندن سطلها به جای مانده، همچنان اثرش باقی است. من هنوز میبینم که در بلوار کشاورز و جاهای دیگر که رد میشوم، آثار یکی از آن سطلها هست و یاد آن روزها میافتم که بیجا این وسایل آسیب دید و شیشهها شکست و ساختمانها تخریب شد. به هر حال تلاش ما این بود که این خرابیها رفع شود و اثری از آن باقی نماند، چون آنها اصرار داشتند تهران را به شهری جنگ زده و غیر عادی تبدیل کنند. تلاش شهرداری در آن زمان بر این بود که خرابیها بسرعت زدوده شود و در این کار موفق بود.
احیانا خاطرهای ناگفته از شرایط آن روزها یا جلساتتان با برخی افراد دارید؟ حتی شنیده شده، ظاهرا شما جزو کسانی بودید که قرار بود با برخی معترضان دیدار داشته باشید.
خیر. دیدار نداشتم. بلکه تماسی از طرف آقای دکتر لاریجانی گرفتم که پادرمیانی کنیم و مسائل به گونهای حل شود. بعدها قراری هم گذاشته شد که البته عملی نشد. با آشناییهایی که قبلا با آن آقایان داشتم، آمادگی داشتم که بروم صحبت کنم و بگویم، روش کار این نیست که به این صورت جلو بروند، اما این اتفاق نیفتاد.
در یکی از آن روزها دیدم، دو جوان کم سن و سال زیر دفتر ما که بانک صادرات است، تلاش داشتند با لولههای یک متری که در دست داشتند، از لابهلای میلههای فلزی شیشههای بانک را بشکنند. من با یکی از دوستانم پایین آمدیم و به آنها گفتم، این کار چه معنایی دارد. دیدم که یکی از آن جوانها لولهای که در دست داشت، بالا آورد که گفتم، کاری با شما ندارم و قصدی برای دعوا نیست، اما سوالم این است که این کارها چه معنایی میتواند داشته باشد. گفت یعنی چه ندارد. میخواهیم خراب کنیم و بشکنیم. پرسیدم برای چه. گفت نمیدانم. فقط قصد خراب کردن داریم. روز دیگری خانمی آلامد با کفشهای پاشنه بلند در وسط خیابان دیدم که داشت هدایتگری میکرد. از او پرسیدم که از کی دستور میگیری؟ گفت ما دستور داریم و باید انجام دهیم. خاطره دیگر این که در روز عاشورا از خیابانی که خیلی شلوغ بود عبور میکردم و عدهای را با لباسهای عجیب و غریب دیدم که جلوی هیاتی آمده بودند. آنها مرا شناختند و به سمت من آمدند. گفتم روز عاشوراست و شما هم روبهروی هیات عزاداری امام حسین. اگر آب و غذا میخواهید، بفرمایید. شرایط هم در آن زمان بحرانی بود و چند جا را آتش زده بودند. آنها انتظار چنین برخوردی را از من نداشتند. تعامل و مکثی کردند و بعد راهشان را کشیدند و رفتند. دیدن آن قیافهها و هیبتها برای ما که در روز عاشورا سینه زده و عزاداری کرده بودیم، عجیب بود.