راپورت‌های میرزا ادریس‌

مرا ببینید ‍!

الیوم صلاح دیدیم به تفرج در این هوای مطبوع در سبزه‌میدان و تکیه دولت و ناصرخسرو گشت و‌گذاری کرده، هم از لطافت هوا لذت برده هم مقادیری کالری سوزانده و این شکم لاکردار را مقداری فلترون کنیم و هم در نهایت مقادیری معونات به جهت اندرونی همایونی لازم داشتیم ابتیاع کرده، برگردیم.
کد خبر: ۱۱۰۷۴۳۷

برگشتنا خشایار به اهن و تلپ افتاده بود، عارض شد: تصدقت خسته شدم. فرمودیم: ما که خستگی حس نمی‌کنیم!

عارض شد: خب قربانت گردم حق دارید شما که این‌همه وسایل به دست نگرفته‌اید. برگشتن با مترو برگردیم یا بیارتی! وسط خیابان چنان پسی‌اش زدیم که برق از سه فازش پرید! داد زد: اینجا چرا؟

فرمودیم: خجالت نمی‌کشی به ما که قبله عالمیم می‌گویی چایی بیاور؟

عارض شد: من غلط بکنم. من کی گفتم؟

فرمودیم: تو به خیالت ما زبان فرنگ نمی‌فهمیم؟

عارض شد زبانم لال ولی بگویید من چه گفتم؟

فرمودیم: این آروغ فندقی چه بود زدی که یا با مترو برویم یا بیارتی؟ گفت: خب!

گفتیم خب و کوفت! بیار که همان بیار است، تی هم که به زبان فرنگ یعنی چای تو چگونه جرات کردی به ما عرض کنی چای بیاور؟

پس کله‌اش را مالید و عارض شد: که بی‌آرتی یک سامانه حمل‌ونقل است! من بدبخت دارم این همه را خرکش می‌کنم دست‌هایم در حال کنده شدن است. دلمان سوخت فرمودیم: کدام ارزان‌تر است؟

عارض شد: فرقی ندارد اتوبوس و مترو هم قیمتند. فرمودیم مترو شلوغ است و تاریک، دلمان می‌گیرد با همان اتوبوس برویم که دلواز است و تماشای ابنیه و انفس هم بکنیم.

تیکت ابتیاع کرد وارد اتوبوس شدیم. جماعتی از رعیت فهمیدند بزرگ‌زاده‌ایم،‌کرسی اتوبوس به مادادند که ملتفت شدیم جوانمردی هنوز نفس می‌کشد. تا برسیم دیدیم در اتوبوس صحبت فرقه زنبیلیه و بست‌نشینان حرم عبدالعظیم علیه‌السلام است. به خشایار سقلمه زدیم که چه می‌گویند؟

عارض شد: میرزامحمود نامی هشت سال صدراعظم ممالک محروسه بوده و بر مصدر امور نشسته بوده است. حی لایزال شاهد است که در این مدت یا چیز خورش کرده‌اند یا خواب‌نما شده با دو نفر دیگر به نام‌های اسفندیارمیرزا و آمیزبقایی لاطائلات می‌بافند. یک روز می‌گویند درختیم یک روز می‌گویند بهار در راه است یک روز می‌گویند با قاضی‌القضات مشکل داریم و یک روز می‌گویند مدیریت ممالک محروسه را ظلم برداشته و ال بل و جیمبل ... خلاصه هر روزی یک گربه می‌رقصانند.

گفتیم: مگر می‌شود یک نفر خودش هشت سال زمام امور از بای بسم ا... تا تای تمت دستش باشد و بعد معترض شود؟ خب مردک در دوره هشت‌ساله خودت چه کردی؟ یکی از رعایا که در جوفمان ایستاده بود مکالماتمان شنیده عارض شد: این آقا می‌خواهد دیده شود حالا به هر قیمتی ... ریش خارانده فرمودیم خدایا سرانجام رجال حکومتی ما را خودت ختم به‌خیر کن و سایه اولاد زهرا سلام‌الله علیها و علیهم بر سر رعیت و ممالک محروسه نگاه دار...

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها