به گزارش جامجم، 13 فروردین 89، مرگ مشکوک شاهین 17 ساله در بیمارستان سوم شعبان دماوند به پلیس اطلاع داده شد. چند نفر از دوستان شاهین که او را به بیمارستان منتقل کرده بودند به ماموران گفتند: «امروز برای کار کردن به باغی در اطراف دماوند رفته بودیم که ناگهان شاهین و عمویش جواد با هم درگیر شدند و جواد با ضربههای چاقو او را کشت.» جواد خیلی زود دستگیر شد و در بازجوییها به قتل به خاطر اختلافات شخصی اعتراف کرد و به زندان افتاد. او در جلسه محاکمه گفت: «آن روز برای کار به باغ رفته بودیم که شاهین گفت میخواهد دماوند را ترک کند و برای کار کردن به تهران برود. من مخالفت کردم. جرو بحثمان بالا گرفت و او با مشت به چشمم کوبید. چاقوی میوهخوری را برداشتم و یک ضربه به سر شاهین زدم. او خم شد سنگ بردارد که یک ضربه دیگر هم زدم که این بار به گردنش خورد.» در پایان دادگاه، قضات، متهم را به قصاص محکوم کردند.
با تائید دیوانعالی کشور، متهم در آستانه طناب دار قرار گرفت، اما سرانجام اولیای دم رضایت دادند و متهم نجات پیدا کرد. او در جلسه محاکمه از جنبه عمومی جرم، گفت: «در این هفت سال از کاری که کردم پشیمانم و از اولیای دم حلالیت میطلبم.» قضات نیز متهم را به هفت سال و هفت ماه زندان محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم