حالا ما مانده ایم و هزینه بالا و 5 قلوها...

در گوشه ای از شهر شلوغ و پرهیاهوی تهران ، مردم میزبان 4 برادر و یک خواهر کوچولوی آبادانی هستند که همین چند روز پیش مادرشان آنها را در بیمارستان مهر به دنیا آورد اما هزینه نگهداری این نوزادان که اکنون در بیمارستان شهدای تجریش ، کسری و حضرت علی اصغر (ع) نگهداری می شوند ، برای والدین آنها ، به دغدغه ای تبدیل شده است.
کد خبر: ۱۱۰۳۲۰

وارد بیمارستان کسری که می شوی ، احساس غریبی داری ، آمده ای تا با تهیه گزارشی از 5 نوزاد آبادانی که این هفته به دنیا آمده اند ، به آنها خوشامد بگویی . خیلی ها با شنیدن اظهارات پدربزرگ 5 قلوها که دغدغه نگهداری و هزینه نوه هایش را داشت ، به نوعی با او در این دلواپسی شریک شدند و همین دغدغه ما را بر آن داشت تا سراغ آنها بیاییم و با مادر این 5 قلوها که او نیز نگران آینده فرزندانش است ، به گفتگو بنشینیم.

کمی از خود و همسرتان بگویید؛
من ، آزاده سنجوری ، دیپلمه و کارمند قراردادی اداره گمرک خرمشهر هستم و شوهرم احسان مرادی نژاد ، 6 ماه است کارمند قراردادی مرکز فوریت های پزشکی آبادان است.

می دانستید که 5 قلو باردار هستید؛
خیر ، 6 باری که به سونوگرافی مراجعه کردم ، گفتند 4 قلو باردار هستم ؛ 2 پسر و یک دختر و جنسیت چهارمین بچه برای آنها نیز مشخص نبود.

پس از عمل جراحی وقتی متوجه شدید صاحب 5 فرزند شده اید ، چه احساسی داشتید؛
شوکه شدم و گریه کردم

چرا؛
چون باورم نمی شد.

همسرتان چطور؛
او هم مثل من شوکه شده بود ولی وقتی فهمید همه بچه ها سالم به دنیا آمدند ، خوشحال شد و با گفتن این که حال بچه هایم خوب است ، کمی خیالم راحت شد و هر دو به خاطر عنایتی که خدا به ما کرده بود ، از صمیم قلب از پروردگار سپاسگزاری کردیم و اشک شوق ریختیم.

چندقلوزایی در خانواده شما ارثی بوده است؛
در خانواده خودم بله ، چرا که مادربزرگم فرزند 3 قلو داشته ، حتی پدرم هم دوقلو به دنیا آمده اما در خانواده شوهرم خیر!

وزن فرزندان؛
بین یک کیلو تا یک کیلو و 160 گرم.

برای آنها نامی انتخاب کرده اید؛
هنوز خیر ، فعلا درگیر بیمارستان هستیم.

رفتار اطرافیان با شما چگونه بود؛
همه خوشحال بودند که بچه ها سالم هستند ، چرا که وقتی وضعیت زندگی 2 خواهر (لاله و لادن) را شنیده بودم ، کمی می ترسیدم ولی پس از به دنیا آمدن هر 5 فرزندم احساس راحتی کردم.

کسی در تهران هست که به شما کمک کند؛
نه ! تمام خانواده و اقوامم در شهرستان هستند و در این شهر غریب هستیم. فقط مسوولان گمرک تهران مهمانسرایی را در اختیار ما قرار دادند تا بتوانیم مدتی در آن جا ساکن شویم که از آنها تشکر می کنیم.

چرا برای زایمان به تهران آمدی؛
وضعیت بدی داشتم. کیسه آب یکی از نوزادان پاره شده بود. قرار بود ابتدا در بیمارستان میلاد بستری شوم که شرایط بستری شدنم آنجا مهیا نشد ، به اجبار به بیمارستان مهر که یک بیمارستان خصوصی بود ، منتقل شدم.

هزینه بیمارستان چقدر شد؛
بابت عمل سزارین یک میلیون و 200 هزار تومان و برای نگهداری چند شب بچه ها ، 3 میلیون و 600 هزار تومان پرداخت کردیم.

پرداخت این هزینه مشکل نبود؛
چرا ، شوهرم یک پیکان داشت که آن را فروختیم و از خانواده هایمان قرض گرفتیم و به سختی پول بیمارستان را فراهم کردیم. بچه هایم کمی زود به دنیا آمده اند و باید یک ماهی را درون دستگاه نگهداری شوند بنابراین آنها را به بیمارستان های دیگر انتقال دادند. یکی از بچه ها و خود مرا مسوولان بیمارستان یک روز بیشتر در بیمارستان نگهداشتند و نگذاشتند ترخیص شوم تا خانواده ام بقیه پول را به حسابشان واریز کنند.

اکنون بچه ها در کدام بیمارستان بستری هستند؛
دو پسرم در بیمارستان شهدای تجریش ، 2 فرزند دیگرم در بیمارستان کسری و دخترم هم در بیمارستان حضرت علی اصغر بستری است.

وضعیت جسمی بچه ها چطور است؛
زیاد خوب نیست و باید تحت مراقبت های بیشتر و بهتری قرار بگیرند و به بیمارستان کسری منتقل شوند اما هزینه این بیمارستان بالاست و نمی دانم پول بستری شدن بچه هایم را چگونه به دست آورم . از مسوولان بیمارستان کسری بویژه دکتر صادقیان ، دکتر سمایی و پرستاران بخش NICU کمال تشکر را دارم که باعث بهبود وضعیت جسمانی 2 تا از بچه هایم شدند.

تاکنون چقدر هزینه کرده اید؛
در این چند روز شاید حدود 10 میلیون تومان که این مبلغ را از دیگران و خانواده ام قرض کرده ایم. باورتان نمی شود ، الان بچه های من در 3 نقطه از تهران بستری هستند و من باید هر روز از صبح تا شب از این بیمارستان به آن بیمارستان بروم و هزینه زیادی در این شهر غریب بابت کرایه خودرو و چیزهای دیگربپردازم . امیدوارم بچه هایم حالشان بهتر شود ، من و شوهرم همه مشکلات را تحمل می کنیم و حاضر نیستیم به آنها آسیبی برسد. فرزندانم موهبتی از جانب پروردگارند و هزاران هزار بار شکرش را به جا می آورم. حاضرم جانم را فدا کنم ولی برای بچه هایم مشکلی پیش نیاید.

از ارگان ، موسسه یا نهاد خاصی کمک مالی به شما شده است؛
خیر! هیچ کس حتی یک تماس کوچک با ما نگرفت تا کمی حتی با صحبت کردن ما را به خاطر وضعیتی که با آن روبه رو شده ایم ، امیدوارتر کند.

کمی از احساس مادرانه خود بگویید.
احساسی است که نمی شود آن را وصف کرد. یک نعمت خیلی بزرگ است. خدا را شکر که من هم از این نعمت الهی بهره بردم. با آمدن بچه هایم می فهمم مادر بودن یک وظیفه الهی است. وقتی بچه ها به دنیا آمدند ، با حسرت به آنها نگاه می کردیم. دلم آشوب بود و می خواستم هر طوری که هست ، بچه هایم را ببینم اما نمی شد وقتی گریه می کردند ، انگار به قلبم چنگ می زدند ، می خواستم همه موانع را از میان ببرم و فقط به آنها برسم و گریه می کردم و تا صبح انتظار می کشیدم تا از پشت شیشه نگاهشان کنم. وقتی پس از انتقال به بیمارستانی دیگر ، برای چند لحظه آنها را بغل کردم ، انگار گمشده هایم را پس از سالها پیدا کرده ام. امیدوارم حال بچه هایم بهتر شود تا راحت تر آنها را به زادگاهم ببرم و بتوانم با تمام بضاعت و توانی که برایم مانده ، آنان را تربیت کنم.

اگر از شما خواسته شود 2 یا 3 تا از فرزندتان را به خانواده هایی که فرزند ندارند بدهید ، چکار می کنید؛
پاسخ به این پرسش سخت است. اصلا نمی توانم تصور کنم جگرگوشه هایم را یک لحظه از خودم دور کنم.

آخرین خبر از 5 قلوها


در آخرین ساعت کاری باخبر شدیم یکی از نوزادان 5 قلو که در بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) نگهداری می شد ، فوت کرد.
شب گذشته ، هنگامی که در حال صفحه بندی مصاحبه با مادر 5 قلوها بودیم ، یکی از بستگان والدین این نوزادان در تماس با ما عنوان کرد یکی از نوزادهای پسر که در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) بستری بود ، جان خود را از دست داد.
آخرین خبر از 5 قلوها در آخرین ساعت کاری باخبر شدیم یکی از نوزادان 5 قلو که در بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) نگهداری می شد ، فوت کرد.
شب گذشته ، هنگامی که در حال صفحه بندی مصاحبه با مادر 5 قلوها بودیم ، یکی از بستگان والدین این نوزادان در تماس با ما عنوان کرد یکی از نوزادهای پسر که در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان حضرت علی اصغر (ع) بستری بود ، جان خود را از دست داد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها