راپورت‌های میرزا ادریس‌

کریسمس را کجای دلمان بگذاریم؟

الیوم در اندرونی همایونی جلوس کرده بودیم، مشغول به خوردن شلغم که دیدیم در اندرونی باز شد و خشایار با سطل بزرگی که یک کاج در آن کاشته شده بود، وارد شد.
کد خبر: ۱۱۰۱۴۰۳

گفتیم: پدر سوخته توی این یک لانه مرغ جا برای خودمان دوتا هم کم است. ما که دیگر مثل سابق آنقدر مال و مکنت نداریم که عمارت و باغ داشته باشیم، این درخت بی‌زبان را برای چه آورده‌ای توی این یک وجب جا؟

عارض شد: تصدقت گردم تازه کجایش را دیده‌اید؟

گفتیم هیچ جایش را نمی‌خواهیم ببینیم... جمع کن این بساط را.

چند دقیقه‌ای رخصت خواست به اتاق مجاور رفت و بیرون که آمد دیدیم رخت و لباس قرمزی برتن کرده و کلاه قرمز منگوله‌داری هم بر سر گذاشته و یک گوزن مقوایی هم دست گرفته. خنده مضحک می‌کند که باحال است، نه؟

فرمودیم: محرم دو ماه است تمام شده تازه رفتی لباس اشقیای تعزیه خریده‌ای و شمرخوان شده‌ای؟

عارض شد: خیر تصدقت گردم لباس بابانوئل است!

فرمودیم: بابا نوئل چه کوفتی است؟

گفت: ایام تحویل سال میلادی نزدیک است ما هم رفتیم کاج کریسمس خریدیم و لباس بابا نوئل که این عید را جشن بگیریم.

فرمودیم: این چه جلافت‌هاست که از خود ساطع می‌کنید. به قول قدیمی جماعت از شهر خودت برو از رسم خودت نرو.

عارض شد: تصدقت گردم کجای کارید شهر پر شده از کاج و لباس بابانوئل و گوزن و کادوی کریسمس. رعیت هم بشدت به ابتیاع این ملزومات مشغولند.

کله خاراندیم و بر ران کوبیدیم که چه رفته است بر این رعیت نجیب؟

عارض شد: چه عرض کنیم!

فرمودیم: مگر فرنگی‌ها در نوروز ما رخت و لباس نو می‌کنند و هفت‌سین پهن می‌کنند و در یلدا به انار و حافظ مشغولند که ما به رسم ایشان مشغول گردیم؟ مگر خودمان کم رسومات زیبا داریم؟

خشایار عارض شد: تصدقت با کلاس است لامصب! می‌دانی کنار کاج چراغانی شده با لباس بابانوئل یک عکس بگذاری اینستا چه لایکی می‌خورد؟

یک شلغم درشت توی بشقابمان بود برش داشتیم، پرت کردیم خورد توی کله‌اش له شد. الحمدلله ناله‌ای هم سر داد.

عرض کرد: تصدقتان مگر چه گفتیم؟

گفتیم: ای آتش به گور این فضای مجازی بیفتد که هرچه می‌کشیم از آن است. ملت خوبی‌هایش را استفاده نمی‌کنند و فقط چسبیده‌اند به این مزلف‌بازی‌ها...

من بعد ذالک دستور اکید فرمودیم فی‌الفور کاج را ببرد توی بوستان سر کوچه بکارد. لباس قرمز اشقیا را هم دادیم قاب دستمال کنند شب عید به کارمان می‌آید. بعد تلفون کردیم به سید یعقوب از یومنا هذا به فکر انار و هندوانه شب یلدایمان باشد. چیزی تا این شب ارجمند باقی نمانده است. این خشایار که دل به کار نمی‌دهد خودمان باید به فکر باشیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها