نگاه روز

ملبورن، 20 سال قبل

«مارک بوسنیچ حالا توپ رو میزنه... کریم باقری... دایی... یه فرصت خوب... حالا پشت مدافعان... خداداد عزیزی... توی دروازه... توی دروازه... گل... گل برای ایران... خداداد عزیزی... باز هم روی زمین... ایران 2 استرالیا 2... خیلی زیبا بود کار... آفرین بچه‌ها... این غزال تیزپای فوتبال ماست... مارک بوسنیچ مقهور حرکت زیبای خداداد میشه...»
کد خبر: ۱۰۹۸۱۶۷

این برشی از دلنشین‌ترین گزارش جواد خیابانی بود؛ گزارشی که او و آن بازی تاریخی را به فوتبال ما سنجاق کرد. 20 سال از آن بعدازظهر به‌یادماندنی می‌گذرد. طلایی‌ترین نسل فوتبال ایران آنقدر زجر کشید تا کارش به پلی‌آف آسیا با ژاپن و پلی‌آف آسیا ـ اقیانوسیه با استرالیا کشید.

آخرین دوره‌ای که استرالیا به عنوان تیمی از اقیانوسیه بازی می‌کرد؛ بهترین استرالیای تاریخ. بازیکنان مغرور شاغل در لیگ برتر، با تکبر وارد آزادی شدند و وقتی با تساوی یک ـ یک به استرالیا برگشتند، همه چیز را برای صعود تاریخی آماده کردند.

80 هزار تماشاگر کریکت‌گراوند ملبورن از یک‌سو و کنسرتی شاد که برای صعود ترتیب داده شده بود. آنها خود را در فرانسه می‌دیدند و می‌خواستند نفس ما را ببرند. دقایق اول مانند آوار بر سر ما خراب شدند تا کار یکسره شود. دو گل زدند و مانند سیل سرازیر شدند تا سومی را بزنند.

در آن لحظات عذاب‌آور، فقط لبخندهای احمدرضا عابدزاده بود که به بازیکنان روحیه می‌داد و دل ما تماشاگران تلویزیونی را قرص می‌کرد. می‌دانستیم اوضاع هر اندازه خراب باشد، عقاب هست. دقایق سخت سرانجام مُرد. پیتر هور، دیوانه‌ای که همراه با تور دروازه ما، تمرکز تیم ملی استرالیا را هم نابود کرد. استرالیا از آن دقیقه به بعد آرام شد. انگار هور فرشته‌ای بود که از آسمان برای ویرای برزیلی و شاگردان ایرانی‌اش آمده بود. بازی در آخرین دقایق 2ـ 2 شد و بعد نوبت به عذاب‌آورترین 8 دقیقه دنیا رسید. ایران در پایان نبردی باشکوه به فرانسه رسید تا شانزه‌‌لیزه را برای سی‌و‌دومین تیم جام جهانی 98 آذین ببندند؛ تیم شگفتی‌ساز ایران با مجموعه‌ای از بازیکنان ناب و جویای نام. آن جام، دریچه‌ای شد برای معرفی بازیکنان ما به لیگ‌های معتبر و بخصوص بوندس‌لیگا؛ دایی، عزیزی، هاشمیان، مهدوی‌کیا، باقری و بعدها منصوریان و پاشازاده.

20 سال از آن روز می‌گذرد. روزی که گالن گالن آدرنالین به خونمان ریخته شد و استرس تلخ و شیرین ناکامی و موفقیت و همین‌طور التهاب حذف و صعود را با تمام سلول‌هایمان تجربه کردیم و وقتی به جام جهانی رسیدیم که هیجان، خونی در رگ‌هایمان باقی نگذاشته بود.

سرداران آن نبرد بزرگ، حالا پیشکسوتان و مربیان امروزه ما هستند؛ مردانی که بعضی از آنها حتی جایی کوچک هم در قاب فوتبال ما ندارند.

رضا پورعالی

ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها