در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، اوایل شهریور امسال مردی با حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از اعضای یک باند آدمربایی شکایت کرد.
شاکی به بازپرس سهرابی گفت: یکی از اقوامم برای کار به میدانی در تهران رفته بود که از سوی افرادی ربوده شد. آدمرباها در برابر آزادیاش از من پنج میلیون تومان اخاذی کرده و بعد از هشت روز او را آزاد کردند.
با شکایت وی، گروگان نجاتیافته به پلیس آگاهی احضار شده و به افسر تحقیق توضیح داد: کارگر فصلیام و برای یافتن کار به میدان شهر رفته بودم. ساعاتی بعد دو مرد با خودرویی آمدند و مرا از میان جویندگان کار با خود بردند. آنها به جای رفتن به ساختمان نیمهکاره، تغییر مسیر داده و از تهران خارج شدند. آنها دست و پایم را بستند و به خانهای در اطراف تهران منتقل کردند. آنها شکنجهام دادند و دهانم را با چسب بستند.
وی افزود: یک مرد و دو زن همراهشان بودند. صدای نالههای افراد دیگری را نیز میشنیدم. در اتاقی بودم که فضای آن مثل قفس بود. مرگ را با چشمانم دیدم. هرچه میگفتم کارگر فصلیام و پولی ندارم، توجهی نمیکردند. میگفتند اگر خانواده یا اقوامم پولی برای آزادیام نپردازند، مرا به قتل میرسانند و جسدم را در بیابان دفن میکنند. شماره یکی از اقوامم را دادم که آنها در تماس با وی، از او پنج میلیون تومان اخاذی کردند. بعد از اخاذی میلیونی مرا با دست و پای بسته در خیابان رها کردند.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه ماموران متوجه شدند به شیوهای مشابه شکایتهایی در پلیس آگاهی یکی از شهرهای اطراف تهران نیز تشکیل شده است. بررسیها نشان میداد تصاویر رایانهای از متهمان با هم مطابقت دارد. متهمان تحت تعقیب بودند تا اینکه آخرین مخفیگاهشان در اطراف تهران شناسایی و هر پنج نفر بازداشت شدند.
سرکرده این باند به افسر تحقیق گفت: در زندان با مردی همسلول بودم که بعد از مدتی دو نفرمان آزاد شدیم. شش ماه قبل به طور اتفاقی یکدیگر را دیدیم. هردو بیکار و بیپول بودیم. من زنی را عقد موقت کرده بودم و او نیز با زنی در ارتباط بود. تصمیم گرفتیم برای یکشبه پولدار شدن جویندگان کار را ربوده و در برابر آزادیشان از خانواده یا اقوامشان اخاذی کنیم. سه نفری بهطور نوبتی به میادین تهران و اطراف تهران میرفتیم و جویندگان کار را به بهانه کار در ساختمانهای نیمهکاره سوار خودرویمان میکردیم.
متهم ادامه داد: خانهای اجاره و اتاقهایی را در آنجا به قفس تبدیل کرده بودیم. دست و پاهایشان را با طناب و چشم و دهانشان را با پارچه و چسب میبستیم. هفت تا هشت روز آنها را محبوس کرده و شکنجه میدادیم. در برابر آزادی هرکدام پنج تا هشت میلیون تومان اخاذی کردیم. پول به حساب دو زن عضو باندمان واریز میشد و بعد آن را تقسیم میکردیم.
با اعتراف وی و همدستانش، تاکنون هشت نفر از آنها شکایت کردهاند که تحقیقات از متهمان ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: