راپورت‌های میرزا ادریس‌

جادو جنبل و حذف ایتالیا

دو سه روز است، خشایار دل به کار نداده و مغموم است. هی می‌فرماییم چه مرگت است. پاسخ می‌دهد، هیچ قربانت گردم... امروز صبح دیدیم، استکان کمر باریک زیر شیر سماور گرفته، همین طور آب جوش سر می‌رود از استکان و این جوانک سر در جیب برده و انگار که ملک‌الموت قبض روحش کرده باشد، صم بکم چشم به ناسوت دوخته است. از ته حلقوم همایونی فریاد زدیم هووووی... به خود آمده، دل به کار داد.
کد خبر: ۱۰۹۴۳۴۹

پسی‌اش زدیم که مقر بیاید چه مرگش است. غفلتا بغضش ترکیده عین مادر مرده‌ها اشک می‌ریخت. حقیقتا مغموم شدیم. فرمودیم بنال! عارض شد: ایتالیا حذف شد تصدق!

گفتیم از کجا. گفت از جام جهانی! بعد عرایضی از معرکه‌ای به نام فوتبال به سمعمان رساند و از جام جهانی گفت که خیلی ملتفت نشدیم.

خشایار معتقد است، ایتالیا یا به تیر غیب گرفتار آمده و ناله و نفرینی پشت سر دارد یا اسیر جادو جنبل و ورد و طلسم و اوراد شده. فرمودیم بسم‌الله بلا به دور... فوتبال را چه به جادو جنبل و ذکر و اوراد؟ عارض شدند چه نشسته‌اید تصدق که باشگاه‌ها جادوگر استخدام کرده و مواجب می‌دهند که طلسم بریزد و اوراد بنویسد و لای کتاب باز کند و فال نخود بگیرد. هر روز که از حضورمان در این عجایب شهر می‌گذرد، حقیقتا بیشتر تعجب نموده و کلاه از سرمان بیشتر می‌افتد. در ازمنه خودمان، جادو جنبل مهر و محبتی، رمل و اسطرلاب رزق زیاد و کارگشایی و علاقه زوجین و زبان بند مستعمل بود، الیوم یاکوب جهود که پشت گود عرب‌ها بساط می‌کرد و به همین اراجیف رعیت مفلوک را تیغ می‌زد و همیشه هشتش گرو نهش بود، سر از گور بر دارد ببیند چه کاسبی‌ها که نمی‌کنند و چه پول‌ها که در نمی‌آورند. رعیت هرچه خورده از جهل خورده. تا بوده همین بوده... .

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها