در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نگاه به دیوار خانه انداخته، دیدیم جعبه سفیدی که روی دیوار بود و قدرتی خدا دکمهاش را میزدی و در باز میشد روی دیوار سر جایش است. خشایار را صدا کرده پسگردنی زدیم که پدر سوخته ما را مسخره میکنی؟ آیفون که سر جایش است همانطور که کلهاش را میخاراند عارض شد قبله عالم آن آیفون با این آیفون تومنی صد تومن تفاوت دارد.
فرمودیم: چطور؟ عارض شد: این آیفون یک مدل تلفون همراه است که بهغایت پیشرفته و فوقالنهایه امکانات دارد.
فرمودیم: چطور؟ عارض شد که مثلا قفلش از روی اسکن چهره است و فقط با صورت صاحابش وا میشود. فکمان افتاد! بعد فرمودیم بیاورد امتحان کنیم.
امتحان کرد روی صورت خودش وانشد و هی زور زد و وا نشد. ما هم قاهقاه خنده کردیم.
بعد عارض شد هفت میلیون تومان بابتش وجه رایج مملکت پرداخت کرده. مجدد کلاه از سرمان افتاد. در دوره همایونی ما در کل خزانهمان هفت میلیون تومان نقود نبود. حالا شاه شهید ناصر سر از گور بردارد بنشیند به تماشا که جوانک یک لاقبایی که پادوی ماست ماسماسک همراه ابتیاع میکند به مبلغ هفت میلیون تومان!
شیطان میگوید شب که خواب است ببریم این ماسماسکش را بفروشیم پولش را ذخیره کرده برگردیم به عصر خودمان کل عربستان و جوجه کشورهای جاخوش کرده کنار همین خلیج فارس را کلا با رعیتش ابتیاع کرده هم به ممالک محروسه افزوده ایم هم در آینده اسممان به جای میرزا ادریس عطار میشود میرزا ادریس جهانگیر هم کلی فتنه از آینده این مرزو بوم دور میکنیم. عجالتا برویم دمنوشی چیزی تیار کنیم بدهیم همین خشایار بخورد خوابش سنگین شود بلکه بتوانیم کاری پیش ببریم. چه کنیم ما هر چه میکشیم از این دل رئوف است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: