در روزهایی که ژاپن با بلژیک (یکی از بهترین تیمهای اروپا) و برزیل (اولین تیم صعودکننده به جام جهانی سال آینده و یکی از بهترینهای جهان) بازی میکند، تیم ملی ایران باید با تیم دوم پاناما بازی کند و این نقد که چرا چنین دیداری برگزار میشود، وارد است. منتقدان کیروش عادت کردهاند هر موفقیت و افتخار و درخششی را نادیده بگیرند؛ اما حق را نمیتوان نادیده گرفت.
آنچه حقیقت دارد این است که تیم ملی برای آبدیده شدن به میدانهای بزرگ و حریفانی قدرتمند نیاز دارد. تیم ملی از برگزاری اردوهای طولانی برای بدنسازی سخت مطابق میل کادر فنی تیم ملی محروم شده و فقط باید در روزهای فیفا تشکیل اردو بدهد؛ با این اوصاف اگر قرار باشد حریفان قدرتمند را هم از تیم ملی دریغ کنیم؛ کمی بیانصافی است اگر توقع داشته باشیم تیم ملی به دور دوم جام جهانی برود.
تیم ملی، پاناما را شکست داده و طبیعی است که بعد از هر برد، لبخند به لب اهالی فوتبال میآید؛ اما ماجرا را درست بررسی کنیم. این تیم سنگ محک مناسبی برای ارزیابی نقاط ضعف ما نبود. اگرچه همین تیم به ما نشان داد که انتخاب روزبه چشمی برای قلب دفاع بسیار غلط است و این بازیکن کند، به درد این پست نمیخورد. همین تیم درجه 2 به ما ایرادهای ارتباطی بین خطوط را نشان داد؛ اما برای آنکه بازی در جام جهانی را به چشم دیدار تدارکاتی نبینیم، ضروری است در اردوی فروردین به یک حریف به درد بخور فکر کنیم. حرفی که بتواند آزارمان دهد و خطوط مختلف ما را تحت فشار بگذارد تا ببینیم مردان ما در برابر چنین تیمی چه میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم