در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرسراغ کردیم سوسیس چیست؟ عارض شدند: از فرآوربده گوشت است و طهرانیها میخورند. گفتیم به اسفلالسافلین، بخر بیاور ببینیم چیست. سوسیس نخورده ریق رحمت سر نکشیم. ابتیاع کرده آمد مشغول به طبخ شد، بویش بد نبود. لقمه اول به دهان گذاشتیم بدمان نیامد. طعم سیر و ادویهاش زیر بینیمان زد محظوظ شدیم. ساعتی نگذشته بود دیدیم از شکممان صدای بازار مسگران میآمد انگار... چنان دلپیچهای برما عارض شد که تمام جنگ چالدران و غائله تبریز از جلوی چشممان به دقت گذشت .
خشایار را صدا کردیم استنطاق کنیم این چه بود به خورد ما دادی. لب گزید که تصدق خوب بود که! روزی هزاران کیلو گرامش در طهران خورده میشود. گفتیم: از کی تا حالا رعیت آشغالخور شدهاند؟ به اندک نقودی رفتهای ابتیاع کردهای آمدی میگویی گوشت است پدر سوخته؟ گوشت کیلوگرامی فلان مقدار را اگر قرار باشد سیر و ادویه بزنند و عمل بیاورند قاعدتا بایستی قیمت از خود گوشت عملآوری نشده روی چرتکه بنشیند به عقل ما نمیگنجد یحتمل یا از گوشت پیر بز استفاده میکنند یا زبانم لال خر و اذانبش...
کله خاراند که راست میگویید قربانت شوم... فرمودیم: بله که راست میگویم... تتمه بشقاب از پنجره در حیاط پرتاب کرده؛ فرمودیم: من بعد از این سی سنگ از این آت و آشغالها به اندرونی همایونی ما ورود کند، میدهیم میرغضب مغلولا عنقا بیاورد شخصا خرسمالت کنیم. چپقی چاق کرده با حیاط نظارهگر شدیم، چند گربه بر گرد بشقاب حلقه زده بودند و فقط بو میکشیدند...کام عمیق گرفته، اندیشیدیم دریغا از خوراکی که گربه نمیخورد و بشر دوپا، برایش وقت و پول میدهد که سیرمانی بگیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: