در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با آن که مشخص نبود پسر نوجوان به چه دلیل از پل به پایین افتاده است، تحقیقات برای شناسایی هویت کودک ادامه یافت تا این که مردی جوان به پلیس مراجعه کرد و از ناپدید شدن پسرش خبر داد. مرد جوان مدعی بود ماجرای سقوط پسر 9 ساله را در جراید خوانده و احتمال میدهد پسری که سقوط کرده بچه ناپدید شده خودش باشد.
با این ادعا جسد پسر بچه به مرد جوان نشان داده شد و به این ترتیب هویت جسد برملا شد. با مشخص شدن هویت پسر 9 ساله، تحقیقات از پدرش ادامه یافت و او هر بار اظهاراتی جدید را مطرح میکرد. اظهارات متناقض مرد جوان باعث شد تیم تحقیق به او مشکوک شده و تحقیقات روی او متمرکز شود. در نهایت بابک که خود را با مدارک پلیسی مواجه میدید به قتل پسرش اعتراف کرد.
متهم درباره با انگیزهاش از این جنایت هولناک گفت: از زمانی که از همسرم جدا شدم بهانههای پسرم شروع شد. از بهانهها و سوالهایش خسته شده بودم و عذاب میکشیدم برای همین نقشه قتل او را کشیدم. روز حادثه حدود ساعت 2 بعدازظهر پسرم را به بهانه گردش سوار موتورسیکلت کردم و از بولوار دانشجو وارد بزرگراه فجر شدم. از آنجا که قبلا پیک موتوری بودم، همه نقاط شهر را میشناختم؛ به همین دلیل پل کابلی را برای پایین انداختن پسرم انتخاب کردم. روی پل که رسیدم در مکان خلوتی موتورسیکلت را روی جک گذاشتم و به پسرم گفتم به آن سوی نردههای فلزی برود و عبور و مرور خودروها را تماشا کند و در این بین او را به پایین پرت کردم. بعد از آن سوار موتورم شدم و به خانه برگشتم.
پس از اعترافات متهم، کیفرخواست متهم به اتهام قتل پسرش صادر شد و او در دادگاه کیفری یک استان خراسان رضوی پای میز محاکمه رفت. با اعتراف متهم سنگدل به قتل، مدارک و شواهد موجود در پرونده، بازسازی صحنه قتل و دیگر مستندات موجود در پرونده، قضات شعبه 5 دادگاه کیفری استان خراسان رضوی متهم جوان را به ده سال حبس محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: