در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، اواخر تابستان 92، جسد اکرم 40 ساله مقابل یک ساختمان مسکونی در خیابان مدنی تهران پیدا شد. او بر اثر خفگی کشته شده و عامل قتل جسدش را داخل یک بشکه پنهان کرده بود. کارآگاهان با بررسی پرینت تماسهای مقتول، ردپای مردی به نام داوود را کشف کردند و او را تحت مراقبت قرار دادند.
تحقیقات نشان میداد داوود بارها با مقتول تماس داشته و در لحظه وقوع حادثه نیز در خانه او مهمان بوده است. با کشف این مدارک، داوود دستگیر شد و در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: «از مدتها قبل اکرم را میشناختم. او تنها زندگی میکرد و من هرازگاهی به خانهاش میرفتم. روز حادثه، همراه دوستم سعید به خانه اکرم رفتیم اما بهخاطر اختلاف مالی 250 هزار تومانی با او درگیر شدیم. اکرم مدام خواستهاش را تکرار میکرد و من هم حاضر به پرداخت این مبلغ نبودم. از شدت عصبانیت او را خفه کردم، جسدش را داخل یک بشکه گذاشتم و با فرغون به خارج از ساختمان بردم و در اطراف خیابان مدنی رها کردم.»
با ثبت این اعترافات، سعید نیز دستگیر شد و همراه داوود به زندان افتاد. چندی بعد کیفرخواست پرونده صادر شد و برای رسیدگی در اختیار شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران قرار گرفت. صبح دیروز، در ابتدای محاکمه، اولیای دم درخواست قصاص کردند سپس داوود در جایگاه ایستاد و با رد اعترافات قبلی خود گفت: «من اکرم را میشناختم و به خانهاش هم رفت و آمد داشتم، اما هیچ قتلی مرتکب نشدهام. اعترافات قبلیام تحتفشار بود و من خبری از سرنوشت او ندارم.»
سپس ادامه رسیدگی برای بررسی اتهام ارتباط نامشروع داوود و سعید با مقتول به شکل غیرعلنی برگزار شد و هر دو متهم مورد تحقیق قرار گرفتند. در پایان دادگاه، داوود بار دیگر خود را بیگناه دانست و گفت: «من هیچ جرمی مرتکب نشدهام و قتل کار من نیست.»
قضات برای صدور رای وارد شور شدند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: