jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۱۰۸۴۵۷۵ ۲۹ مهر ۱۳۹۶  |  ۰۸:۰۰

76 سال پیش در روزهای ابتدایی شهریور، نیروهای اشغالگر متفقین به بهانه رساندن نیرو و مهمات جنگی به روسیه به مرزهای ایران حمله کرده و سرانجام تهران را اشغال کردند.

این اتفاق تلخ و غم‌انگیز که در تاریخ ایران ماندگار شده، مصالح کافی برای ساخت فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی در اختیار فیلمسازان قرار می‌دهد. چراکه از یک سو مقاومت جانانه بخشی از ارتش ایران در شمال و جنوب در این ایام وجود دارد و از سوی دیگر مشکلات متعددی که سر راه مردم ایران به واسطه این اشغال به وجود می‌آید، اما به دلایل مختلف، فیلمسازان اندکی سراغ این برهه مهم تاریخ معاصر رفته و آن روزها را به تصویر کشیده‌اند.

مهم‌ترین دلیل این کم‌کاری هم برمی‌گردد به هزینه بالای تولید این آثار و نیز کمبود فیلمنامه‌های خوب با چفت و بست محکم که براساس آن اثری ماندگار تولید شود. حال در روزهایی که رئیس‌جمهور آمریکا نسبت به کشورمان از لحن تند و کلمات اهانت‌آمیزی بهره گرفته و با واکنش جامعه جهانی هم مواجه شده، نگاهی به آثار شاخص مرتبط با شهریور 1320 می‌اندازیم.

هزاردستان

زنده‌یاد علی حاتمی به شهادت ساخته‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی‌اش، علاقه وافری به تاریخ معاصر داشته و به شیوه خود سعی در به تصویر کشیدن آن کرده است. وی در هزاردستان بخش‌های مهمی از فصل زمان حال را در دوران اشغال تهران روایت و تصویری دقیق و نزدیک به واقعیت ارائه کرده است. برای نمونه می‌توان به فصل تکان‌دهنده و تاثیرگذار آوارگی و گرسنگی سربازهای ارتش پس از ترخیص از پادگان‌ها اشاره کرد که روایتی مطابق با واقعیت به حساب می‌آید. در عین حال باید به برخوردهای رضا خوشنویس با نظامی‌های انگلیسی و آمریکایی در تهران اشغال شده اشاره کرد که مخاطب می‌تواند خود را به جای خوشنویس احساس کند. همچنین حاتمی از دل این مساله بغرنج داستانک‌هایی را بیرون کشیده که یکی از آنها مربوط به سرباز جوانی است که در غائله قحطی نان، اسلحه‌اش را به سمت افسر آمریکایی که فرمان تیراندازی به تظاهرکنندگان داده نشانه رفته و او را از پای درمی‌آورد. در قسمت‌های بعد، همان سرباز را می‌بینیم که یک پایش را از دست داده و مشغول واکس زدن پوتین‌های یک نظامی بیگانه است. نگاه غریب رضا خوشنویس به جوان و حال دگرگونش یکی از بهترین سکانس‌های این مجموعه تلویزیونی دیدنی را رقم زده که در گوشه‌ای از ذهن مخاطب باقی می‌ماند. داستانک دیگر مربوط به مرد میانسال کارمند دواخانه است که رضا خوشنویس با او دوستی نصفه و نیمه‌ای پیدا کرده و در یکی از قسمت‌های کار از اتفاق هولناک زندگی اش که چیزی جز مرگ فرزندش به واسطه ابتلا به حصبه در همین ایام اشغال نیست، پرده برمی‌دارد. پیوند زدن فصل قحطی نان به دوره‌ای مشابه در گذشته‌ای دور و هنگام جوانی رضا و خان مظفر نیز ایده‌ای درخشان برای یادآوری نقش همیشگی بیگانگان در بحران سال‌های دور است که حاتمی با ظرافت آن را به تصویر کشیده است. در عین حال نباید از شخصیت‌هایی مثل پیرمرد روحانی و مریدش (سیدمرتضی) غافل شد که شخصیت‌های مکمل خوبی در این بخش به حساب می‌آیند. بخصوص این دومی که گفتار متن انتهای کار قتل خان مظفر به دست او را تایید می‌کند.

مدار صفر درجه

یکی از بهترین نمونه‌های ساخته شده در این باب به کارگردانی حسن فتحی که بخش مهمی از قصه جذاب و پیچیده خود را در دوران اشغال تهران به دست متفقین روایت کرده و سرنوشت برخی از قهرمان‌هایش را با سیاسی بازی‌های آن دوران گره‌زده است. حبیب پارسا به عنوان قهرمان داستان پس از ورود به ایران و نجات جان تعدادی از یهودیان ساکن فرانسه هنگام اشغال پاریس، با توطئه چند متنفذ همچون تئودور آستروک و سرهنگ اداره پلیس سیاسی و... به زندان افتاده و در زندان متفقین سال‌هایی طولانی از جوانی‌اش را سپری می‌کند. فتحی در مدار صفر درجه، وارد جزئیات مربوط به این ایام نشده و شخصیت‌های اصلی و فرعی خود را از دل این دوران عبور می‌دهد. دوره‌ای که برای حبیب جهنمی تمام‌عیار بوده و در گذر از آن پدر، مادر، خواهر و دوست صمیمی‌اش (تقی) را از دست داده و خود نیز برای به دست آوردن دختر مورد علاقه‌اش باید با جبهه شر (عمو و پسرعموی سارا) بجنگد. با همه اینها بخش یاد شده از باورپذیری خوبی برخوردار بوده و گوشه‌ای از خاطر مخاطبان خود می‌نشیند.

در چشم باد

مسعود جعفری جوزانی در این مجموعه تلویزیونی تلاش کرد تا هفتاد سال از تاریخ معاصر ایران را به تصویر بکشد. دورانی که سرشار از اتفاق‌های مهم ریز و درشت سیاسی است که هر یک از آنها می‌تواند دستمایه تولید یک سریال مجزا باشد. جوزانی بخش مهمی از نیمه نخست سریالش را به روزهای اشغال ایران اختصاص داده و از دریچه نگاه قهرمان خود (بیژن ایرانی) به آن پرداخته است. خلبان شجاع و ایران دوستی که در جریان حمله متفقین به تهران از دستور مافوق خود مبنی بر عدم مقاومت تمکین نکرده و وارد جنگ هوایی با هواپیماهای مهاجمین می‌شود. در طرف مقابل با برادر تاجر مسلک او مواجه‌ایم که در ایام گرانی و قحطی به ثروت رسیده، اما در عین حال ریشه‌های خانواده پدری‌اش جلوی سقوط تمام‌عیار او را گرفته است. تراژیک‌ترین بخش این داستان مربوط است به داستان اسد پسر کوچک‌تر خانواده ایرانی که هنگام حمله متفقین به مرزهای ایران مشغول خدمت در نیروی دریایی است. بخش درگیری آنها با قوای بیگانه بسیار خوب از کار درآمده و به لحاظ میزان اثرگذاری در سطح بالایی قرار دارد. شهادت اسد در این جنگ نابرابر نقطه پایانی بر این بخش است که در ادامه به ماجراهای تبعید بیژن و در نهایت خروج او از ایران پیوند می‌خورد. البته جوزانی در این بخش نیم‌نگاهی هم به وضعیت هرج و مرج دربار رضا شاه و کابینه‌اش داشته و مخاطب را از آن هم بی‌نصیب نمی‌گذارد که خوب و باورپذیر از کار درآمده است. آن چیزی که جعفری جوزانی در این بخش مدنظرش بوده، همانا ابعاد ویران‌کننده جنگی است که ایران نقشی در آن نداشته، اما قربانی توطئه کشورهای دیگر می‌شود. خانواده ایرانی هم به عنوان نمادی از ایران درگیر آن شده و در نهایت هزینه سنگینی هم برای دفاع از استقلال خود پرداخت می‌کند.

معمای شاه

محمدرضا ورزی در این مجموعه تلویزیونی، روایتی پیچیده و سرشار از حادثه ایران معاصر را از اواخر سلطنت رضا شاه تا پایان دوران حکومت محمدرضا پهلوی ارائه کرده و تلاش زیادی برای از قلم نیفتادن حوادث گوناگون به خرج داده است. شهریور 1320 و اشغال تهران توسط متفقین نیز در قسمت‌هایی از آن به تصویر کشیده شده است، اما بیشتر توجه ورزی معطوف به حوادث ریز و درشت سیاسی پس از شهریور بیست ایران است که برای مخاطب بسیار جذاب به نظر می‌رسد؛ از عوض شدن پی‌در‌پی نخست‌وزیر تا در نهایت خروج متفقین از ایران پس از وارد کردن خسارات جانی و مالی بسیار. برای روایت سرراست‌تر داستان و نیز جنبه نمایشی بخشیدن به آن نیز از شخصیت‌هایی به نام دکتر احمد وزیری و محمود وزیری بهره گرفته شده که تقریبا کولاژی از شخصیت‌های مختلف آن دوران بودند که دل خوشی هم نسبت به سلطنت پهلوی نداشتند.

مطب چشم پزشکی دکتر وزیری که بسیاری از رجل سیاسی کشور به آن آمد و رفت دارند، بهانه مناسبی برای ورود او به مباحث سیاسی کشور است که به آن باورپذیری خوبی هم بخشیده است. برای مثال می‌توان به گفت‌وگوی او با احمد قوام به عنوان نخست‌وزیر در مطب فارغ از محافظه‌کاری‌های معمول اشاره کرد که فصل خوبی را برای معمای شاه رقم زده است.

محمد جلیلوند

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
کدام دست در این خاک باد می‌کارد؟

کدام دست در این خاک باد می‌کارد؟

چهاردهم دی‌ماه امسال یک روز تلخ برای افغانستان بود. از پاکستان خبر رسید، ۱۰ معدنچی هزاره که گویا هفت نفر از آنها افغانستانی بوده‌اند توسط تروریست‌ها در ۵۰ کیلومتری شهر کویته، شبانه سر بریده شدند.

آخرین تنفس مصنوعی آمریكا به تروریست‌های سعودی

آخرین تنفس مصنوعی آمریكا به تروریست‌های سعودی

خشم ایالات متحده آمریكا از شكست در جنگ یمن، به نقطه اوج خود رسیده است. بن‌سلمان، بن‌زاید و دیگر مهره‌های واشنگتن در منطقه به نماد استیصال در برابر مقاومت تمام‌عیار انصارا... و نیروهای مقاومت یمن تبدیل شده‌اند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر