نقد و بررسی نمایش «خورشیدهای همیشه» به کارگردانی بهاره رهنما

دشواری‌های ترسیم کربلا

در تاریخ هنر اسلامی کمتر واقعه‌ای مانند حماسه کربلا با عناصر کلیدی هنر چون روایت، شعر، ادبیات، نمایش و... پیوند خورده و قدرت بازتولید در قالب‌های هنری متفاوت را داشته است.
کد خبر: ۱۰۸۳۸۷۹

به همین سبب حماسه کربلا در پهنه هنر، حامل روایت‌شناسی و زیباشناسی منحصربه‌فردی است که به هنر، قدرت روایت امر قدسی را می‌دهد و همین قدرت، هنر قدسی را واجد عناصر دراماتیک در فرم، تیپ و شیوه روایت می‌کند. نمایش «خورشیدهای همیشه» به کارگردانی بهاره رهنما که می‌خواهد زبان حال رباب (همسر امام حسین) و ام‌البنین (مادر حضرت عباس) باشد، ناگزیر در زمره نمایش‌های آیینی‌ای قرار می‌گیرد که دارای ظرفیتی شورانگیز است، اما کارگردان نتوانسته از این ظرفیت بهره کافی ببرد.

از یک‌سو، ساختار متن نمایش سرشار از دیالوگ‌هایی است که بیشتر ذهن‌گرایانه است تا واقع‌گرایانه و نویسنده به‌جای پرداختن به روایت مستند و ماجرای زندگی این دو زن، به شاعرانگی روی آورده است، چنان‌که مخاطب فرق بین رباب و ام‌البنین را با دیگر مادران فرزند از دست داده، نمی‌فهمد. کاراکتر قهرمانان اصلی نمایش به‌ نحوی ساخته نشده که پلی به شخصیت حقیقی این دو زن بزند. از سوی دیگر، حتی همین متن شاعرانه با اشکالات زیادی روی صحنه رفته است که یکی از آنها شخصیت‌پردازی ضعیف قهرمانان نمایش است. حتی گریم و تیپ ظاهری رباب که نقش آن را رهنمابازی کرده، دارای فرمی امروزی است، نه متعلق به یک زن عرب در 1400 سال پیش. از حرکات چهره و میمیک صورت و نوع بستن نقاب سر گرفته تا گریم صورت و دست‌های زینت شده به انگشترهای امروزی، نشان از ضعف کارگردان در اولین لایه شخصیت‌پردازی دارد.

نمایش‌های آیینی هرقدر هم که میل به نوعی شاعرانگی سوررئالیستی پیدا کنند، اما نخواهند توانست خود را از عناصر رئال و واقعگرایانه جدا سازند. حقیقت حماسه، عنصری تنیده در روح هنر عاشورایی است. نمادها، نشانه‌ها، موتیف‎‌ها و مجموعه عناصر بصری‌ای که از جان این حماسه در بستر تاریخ برجای مانده، میراث رئالیسم در هنر عاشورایی است. با این همه، نمایش خورشیدهای همیشه به سبب بی‌اعتنایی به رئالیسم در شناساندن بستر تاریخی واقعه به مخاطب خود ناتوان است و نه‌تنها عنصر زمان، بلکه عنصر مکان نیز در نمایشنامه با کاستی‌های فراوانی روبه‌روست که می‌تواند به سردرگمی مخاطب در فهم آن واقعه عظیم منجر شود. در این تئاتر، اگر مخاطب از موضوع نمایش و دوره تاریخی آن بی‌اطلاع باشد، هیچ نماد و نشانه‌ای در متن و صحنه وجود ندارد که بتواند از رهگذر آن پی به زمان یا حتی محل رخداد واقعه ببرد. بهاره رهنما کارگردان ضعیفی نیست، اما در این نمایش اجزای صحنه به‌نحوی آشفته در کنار هم قرار گرفته‌اند. دکور به ابتدایی‌ترین شکل ممکن و با چند متر تور سفید و چند قاب چوبی و یک گهواره شکل گرفته و چیده شده است. شاید بهتر بود برای درک بهتر و حس بیشتر مخاطب، طراح صحنه بخشی کوچک از روح زمانه‌ای را که کربلا در آن واقع شده تا حدی بازنمایی می‌کرد؛ مثلا سنگ کف سالن با خاک پوشیده می‌شد و به‌جای پارچه توری که به‌صورت نمادین حکم آب را داشت، یک جوی آب واقعی ساخته می‌شد.

نه‌تنها طراحی صحنه، بلکه لباس بازیگران نیز به‌هیچ وجه تداعی‌کننده روزگار زنان این حماسه نیست. به غیر از دو بازیگر اصلی، بازیگر دیگری نیز در صحنه حضور دارد که نقش مادری را بازی می‌کند و گهگاهی در حال خواندن لالایی برای کودکی است که او را در بغل گرفته است. این بازیگر جوان با ظاهری کاملا آراسته و مطابق زمان حال، با یک عینک کائوچویی و یک شال سبز با منگوله‌های رنگی که بیشتر به یک مادر مدرن شبیه است، دائما راه می‌رود و به‌طور آهنگین لالایی می‌خواند. در اینجا ضعف کارگردان به چشم می‌خورد که نتوانسته ربطی بین این زن و زنان اصلی داستان ایجاد کند و مخاطب نقطه اتصالی بین این سه نفر نمی‌بیند. برای همین به نظر می‌رسد جان کربلا در جسم نمایش تبلور نیافته است.

نمایش خورشیدهای همیشه، ام‌البنین را یک زن تکیده با لحن و چهره‌ای سرد تصویر کرده و رباب را نیز بیشتر یک دختر شاعر عاشق روی صحنه آورده که ابراز عشقش شبیه یک زن معمولی به یک مرد معمولی‌تر است. فارغ از این ایرادات که به طراحی کار برمی‌گردد، نمایش در اجرا نیز نمره قابل قبولی نمی‌گیرد. به‌عنوان مثال، تپق زدن‌های گهگاهی بازیگر نقش رباب، روند شکل‌گیری این شخصیت را در ذهن مخاطب مختل می‌کند. شاید اگر رهنما به‌جای این‌که‌ نقش اصلی رباب و ام‌البنین را به تصویر می‌کشید، نقش خود واقعی‌اش را با تمام ویژگی‌هایی که دارد، بازی می‌کرد و از زبان خودش و به کمک همان عشق و ارادتی که نسبت به خاندان امام حسین ‎دارد، «راوی» زنان کربلا و بالاخص این دو زن می‌شد، شاهد نمایشی متفاوت‌تر بودیم.

نباید فراموش کرد که بهاره رهنما هنرمند کم‌توانی نیست. او بیش از 20سال در سینما، تلویزیون و تئاتر مشغول به فعالیت است و پیش از این شاهد کارهای قوی او چه در مقام بازیگری، چه نویسندگی و چه کارگردانی بوده‌ایم، اما نمایش خورشیدهای همیشه در زمره آثار ضعیف رزومه هنری او قرار دارد.

مریم هوشمند

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها