در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دست من و دست یاعلی گفتن تو
هستیها مست یاعلی گفتن تو
وقتی که علی نقطه بسمالله است
بسمالله است یاعلی گفتن تو
پارمیدای همیشه
نصرتالله مسعودی
مگر در ایــــن صـــدا
بالِ شکسته چنــد کبــوتر
در غربت و شب
قطره قطره چکیـــده اسـت که
دودِ آشیــان های سوخته
دست از دلم بر نمیدارد
مگر کدام مــرغِ عشق دوباره
چشم در چشم تابوتِ خــویش
در صفِ بازماندگــان
به بدرقه خود ایستاده اسـت،
که باز هندسه مـــرگ
شکل غریبی دارد
مگر چه توفانی
زیر و بمِ این لحن را امشب
چنین زیر و رو می کند
که مرغان دریــایی هم
بر گـــرده مـــوجها
از گریه بــاز نمی ایستــند.
«ـ تنهــایم، تنهـــایم»
با بوی دلتنگیِ شب بــوهایی
که از مـــن
تــــــو را می خــواهند!»
صـــــــدا
از آن ســوی سیم اسـت
که تیرهترین ابرهای عالم را
با چنــد واژه
به بامِ این خـانه مخابـره می کند
تا شــــــاعرِ بیچاره
کتیبه باران خوردهای شود
که شانه به شانه عشــــق و اسطوره
بازار به بازار بگـــردد، شاید
روزی در گوشه ای مدرسهای پا بگیرد
که در آن
«دوست داشتن»
آن چنان آسمـــان آبی را
بغل کند که
ســـودای گیسوی لیلی
و مشق های مجنـــــــون
درسِ کهنه ای بیش نباشد .
پــــــارمیـــــــدا
کاش امشب
بیآنکه فردایِ صبح قیامت
از جا بلندم کنند
بر بسترِ دلتنگیِ عزیز این شب بوها
بغــلِ تنهاییِ تــــو مرده بـودم !
مضمون سرگردان
مصطفی محدثیخراسانی
اگرچه روبهرویم گفته باشی از تو بیزارم
کماکان دوستم داری، کماکان دوستت دارم
من و این چهارچوب در، تو و تردیدی از باور
نمی خوانی به تائیدم، نمیرانی به انکارم
سکوت هرچه فریاد و صدای هرچه خاموشی
طلوع شام هجرانم، غروب صبح دیدارم
من آن مضمون سرگردان که در قالب نمی گنجد
رباعیهای بابایم، دوبیتیهای عطارم
نخواهم آنچه می بینم، نبینم آنچه میخواهم
برآنچه نیست مشتاقم، از آنچه هست بیزارم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: