باید در نظر داشت نظام درمان مثل چاه بی انتهایی است که هرقدر بودجه در آن ریخته شود، پر نمیشود و به همین دلیل هم باید در صرف هزینههای نظام درمان، کنترل جدی اعمال شود. با اجرای طرح پزشک خانواده، سقف هزینههای درمانی هر بیمار از سوی پزشک تعیین میشود، اما در کشور ما هر فردی برای درمان یک بیماری ساده میتواند با استفاده از دفترچه درمانی، به پزشکان فوق تخصص مختلف مراجعه کند و با این کار، هزینههای غیرضروری به نظام سلامت تحمیل کند.
از سوی دیگر، هم اکنون شاهد هستیم که بیمههای درمانی، برخی از داروهای ضروری را تحت پوشش قرار نمیدهند، اما در مقابل، برخی داروهای غیرضروری مثل استامینوفن را تحت پوشش قرار دادهاند. همین سیاستهای غلط نیز خودبهخود بر افزایش هزینه بیمهها و تلنبار شدن بدهی بیمهها تاثیر مستقیم میگذارد.
این که بیمار به دلیل ارائه خدمات درمانی رایگان در مراکز ملکی تامین اجتماعی، بارها و بارها به مراکز درمانی تامین اجتماعی مراجعه کند و هزینههای غیرضروری به نظام سلامت تحمیل کند، چالشهایی است که نظام سلامت باید آنها را رفع کند تا بین منابع و مصارف در نظام سلامت، تعادل منطقی برقرار شود.
بنابراین تا وقتی «اقتصاد سلامت» به ریل علمی برنگردد و نظارت بر هزینههای نظام درمان، جدی تر گرفته نشود، مشکل بدهی بیمههای درمانی نیز حل نخواهد شد.
دکتر فرزاد فرقان
عضو شورای عالی نظام پزشکی ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم