ضربه کاری حزب الله

سوم آگوست ، کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا درست پس از بازگشت از سفر اسرائیل در یک کنفرانس خبری و در پاسخ به سوال خبرنگار هفته نامه نیوزویک درباره تلفات انسانی و حجم وسیع ویرانی های لبنان گفته بود:
کد خبر: ۱۰۷۸۷۶

جنگ لبنان و پیامدهای آن ، درد زایمان برای تولد خاورمیانه جدید است. با نگاهی گذرا به محافل نومحافظه کاران کاخ سفید در هفته های اخیر نیز می توان رد پایی از چانه زنی های گسترده بر سر احیای طرح / نظریه خاورمیانه جدید که طرح اصلاح شده خاورمیانه بزرگ است را یافت ؛ ساختار جغرافیایی جدیدی که علاوه بر ارضای مطامع رژیم های وابسته عرب منطقه به واشنگتن ، به عنوان حافظ منافع حیاتی آن ، به رویای دیرینه سران تل آویو در تشکیل اسرائیل بزرگ از نیل تا فرات نیز رنگ واقعیت می بخشد. این طرح از موضوعات چالش برانگیز عرصه سیاست خارجی و داخلی دولت امریکا بوده است.
اگرچه سال 2001 و با پیروزی نومحافظه کاران در انتخابات ریاست جمهوری ، یکی از راهبردهای سیاست خارجی بوش اجرای این طرح بوده اما پس از تجدید ساختار قدرت در کاخ سفید و افزایش موازنه قدرت و مانور سیاسی بازها در مقابل کبوترها در دور دوم سکانداری بوش بر عرصه سیاست امریکا به یکی از اولویت های کاخ سفید تبدیل شد. با این حال این موضوع همواره با واکنش منتقدان دولت بوش حتی طیفی از جمهوریخواهان روبه رو بوده است . به باور آنها این منطقه خیالی ترسیم شده که فقط هزینه های مضاعفی برای امریکا به همراه دارد باعث خدشه دار شدن بیشتر ماهیت امریکا در افکار عمومی منطقه می شود. حتی پل اینگرام آن را یک توهم جدید بوش مانند مبارزه با تروریسم می داند. در هر حال با تحولات اخیر منطقه به نظر می رسد هژمونی کاخ سفید در منطقه آنقدر ضعیف شده که فاقد قدرت مانور عملی درباره این طرح حداقل تا پایان دوره ریاست جمهوری بوش باشد.
راه یافتن حزب الله در دولت فواد سنیوره ، تشکیل دولت مستقل حماس به نخست وزیری اسماعیل هنیه و احیای کابینه بشار اسد نشانه هایی از به بن بست رسیدن استراتژی های دموکراسی سازی کاخ سفید در منطقه و عینیت یافتن نتیجه های عکس مورد نظر واشنگتن است.

خلع سلام آرام


مطابق برنامه ارائه شده از سوی دولت شارون ، ارتش اسرائیل سال 2002 از نوار غزه و ساحل شمال غربی رود اردن عقب نشینی کرد که این مساله با اعتراضات شدید اقلیت راستگرای پارلمان و افراطیون صهیونیستی داخلی روبه رو شد. 2 سال قبل نوام فدرمن یکی از تندروهای متعصب یهودی که از زندان آزاد شده بود، درباره عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه گفت: به نظر ما دولت شارون با تصویب این طرح ، گام اول را برای ایجاد خاورمیانه جدید برداشته است.
در همان سال نیز امیرعبدالله خواستار خروج اسرائیل از نوار غزه و متقابلا شناسایی و به رسمیت شناختن آن کشور از سوی کشورهای عربی شده بود. لذا بدون شک خروج تاریخی اسرائیل از غزه جدا از این که نشان دهنده شکست مشت آهنین شارون در مقابل استراتژی مقاومت فلسطین است ، می توان آن را در چارچوب طرح خاورمیانه بزرگ کالبدشکافی کرد و حتی در آن زمان انتظار می رفت اسرائیل وارد روند همکاری با امریکا در کنار سایر متحدان آن برای پیکار با تروریسم شود.
در لبنان نیز هنگامی که فواد سنیوره برخلاف نظر برخی گروههای داخلی و خارجی تصمیم گرفته بود حزب الله را وارد کابینه کند در دفاع از تصمیم خود گفته بود: حزب الله بخشی از کشور ماست و حق دارد که در دولت لبنان نماینده داشته باشد. این فرآیندها استراتژیست های کاخ سفید را به این نتیجه رساند که خلع سلاح گروههای جهادی و مقاومت با اجرای طرحهای خلع سلاح آرام به خاطر پایگاه عمیق مردمی آنها نه تنها به سرانجامی نمی رسد بلکه منجر به تقویت جایگاه آنها می شود. البته این مساله را می توان به عدم شناخت کاخ سفید از دلایل پیدایش افکار ضدامریکایی مردم منطقه که ریشه در بنیادگرایی اسلامی دارد و هر روز ابعاد جدیدتری به خود می گیرد و عدم اعتماد و اطمینان به وعده های آنها نسبت داد. شرایط پیش آمده به گونه ای است که پایان بحران فعلی اسرائیل از مخمصه کنونی گریزناپذیر به نظر می رسد. بعد از مخالفت امریکا با آتش بس در کنفرانس صلح رم و نشست های اضطراری شورای امنیت به امید تحمل ضربات ناتوان کننده بر حزب الله که با ناکامی در این راه مواجه شد امیدها در تل آویو و واشنگتن برای عملی کردن طرح خاورمیانه جدید به یاس مبدل شده است. اکنون حتی در کاخ سفید برخی بر این امر معترف اند که ساختار فعلی قدرت در تل آویو توانایی پیشبرد این طرح را ندارد و این موضوع نیازمند یک تجدیدنظر کلی است. اسرائیل گذشته از این که از نظر وجهه منطقه ای و فرامنطقه ای در وضعیت مطلوبی قرار ندارد در ساختار درون نظامی نیز با چالش های عمده روبه رو است که حتی حیات سیاسی دولت اولمرت را تهدید می کند.

اشتباه محاسبه


بعد از خروج ارتش رژیم اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000 و به دنبال آن ، پذیرش قطعنامه 1559، سران تل آویو همواره به دنبال راهی بودند که بتوانند ارتش اسرائیل را جایگزین حزب الله در جنوب لبنان کنند. توجیه آنها در این باره به گفته شائول موفاز، وزیر جنگ آن زمان این بود که تداوم حضور نیروهای حزب الله در مرزهای شمالی این رژیم همواره کانال مطمئنی را برای رساندن کمکهای تسلیحاتی لجستیکی به گروههای مقاومت فلسطین مثل حماس و فتح باز نگاه می دارد و از این رو تا این نیروها در شمال اسرائیل مستقرند آرامش به سرزمین های اشغالی باز نخواهد گشت . در آن زمان به اعتقاد آگاهان سیاسی در راستای این هدف تل آویو سعی داشت به مهمترین کارکرد حزب الله که همانا حفظ توازن و تعادل قدرت نظامی منطقه بود پایان دهد؛ زیرا سران صهیونیست نیک واقفند که حذف حزب الله در عرصه تحولات منطقه به معنای اولین خاکریز مقاومت ، می تواند به کالبد خالی خاورمیانه بزرگ رنگ واقعیت ببخشد.
هر چند برخی تحلیلگران همچون استیفن کوهن ، پژوهشگر ارشد موسسه مطالعات استراتژیک وزارت امورخارجه امریکا از همان هنگام درباره موقعیت اسرائیل که همزمان دو جبهه جنگ را برای خود باز کرده بود ابراز تردید می کردند؛ اما سران صهیونیست سعی داشتند با تکرار سناریوی سرکوب سرزمین های اشغالی و این بار در لبنان مساله منازعه با حزب الله را پایان دهند. البته تل آویو بر خلاف استراتژی اجرایی در مناطق خودگردان فلسطین ، در لبنان سعی داشت از طریق ویران کردن و تخریب شدید تاسیسات زیربنایی و حتی منازل مسکونی عملا ناتوانی حزب الله را در دادن پاسخهای متقابل به تصویر بکشد و از این راه ، ناتوانی نیروهای حزب الله در دفع حملات هوایی اسرائیل و دفاع از مردم لبنان برجسته شود تا در کوتاه مدت مقبولیت مردمی و مشروعیت عمومی آن را با چالش عمده روبه رو سازد و زمینه برای خلع سلاح حزب الله و حذف آن از صحنه تحولات سیاسی نظامی لبنان مهیا شود؛ چیزی که در عمل هیچ گاه رنگ واقعیت به خود ندید.

10 لشکر ناکام


طبق گزارش شورای اطلاعات امنیتی بریتانیا امریکا (BASIC) که یک مرکز تحقیقات مستقل در لندن است در طول 33روز جنگ نامتوازن ، برای جبران صدمات و ویرانی های زیرساخت های لبنان بیش از 6.2 میلیارد دلار لازم است اما در همین جنگ اقتصاد اسرائیل چیزی بیش از 11.7 میلیارد دلار متحمل زیان شد. سال 1982 ارتش اسرائیل توانست در کمتر از چند ساعت بیروت را به اشغال خود در آورد. از این رو نوامبر سال گذشته ارتش اسرائیل با حضور مشترک امریکا، انگلیس و نیروهایی از ناتو یک مانور نظامی با مختصات فتح بیروت را انجام داد. چند ماه قبل از شروع جنگ طبق اسناد منتشر شده از سوی کمیسیون مطالعات راهبردی خاورمیانه وابسته به وزارت دفاع امریکا، هماهنگی هایی با کشورهای عرب منطقه برای همراهی با این سناریو شده بود و حتی خط انتقال ویژه تسلیحات در مواقع اضطرار در فرودگاه هیترو انگلیس و پایگاه نظامی والید امریکا در قطر راه اندازی شده بود. با این دیدگاه سران تل آویو در 13 جولای صرفا به بهانه اسارت دو سرباز اسرائیلی که هیچ اقدام عملی دیپلماتیک برای مبادله آنها انجام نگرفت با بیش از هزارها مورد نقض قطعنامه آتش بس 1559 در مزارع شبعا به مواضع حزب الله ، تهاجم خود را در سه جبهه نظامی ، روانی و دیپلماسی با رویای اشغال بیروت به مانند سال 1982 آغاز کرد ؛ اما چیزی که رخ داد، حاکی از یک اشتباه فاحش محاسبه بود. بر خلاف سال 1982در تهاجم اخیر اسرائیل با وجود استفاده از 10 لشکر مکانیزه و زرهی و پوشش های هوایی گسترده علاوه بر این که نتوانست در درگیری های زمینی ، به موفقیت چشمگیری دست پیدا کند حتی نیروهای ویژه تیپ کماندویی گورانی نیز بارها در حلقه محاصره نظامیان حزب الله با تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی شدند.




ارسلان مرشدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها