خودشیفته مغرور هیجانی

از نظر منتقدان، حالت‌ها، ژست‌ها و رفتارهای بدنی که ترامپ به خود می‌گیرد اغراق‌آمیز است و به کاریکاتور شباهت دارد، اما «خودشیفتگی، ناسازگاری و بزرگنمایی» در رفتار و سخنرانی‌های این رئیس‌جمهور آمریکا باعث شده که شخصیت غیرعادی دونالد ترامپ برای مردم جهان بیشتر نمایان شود.
کد خبر: ۱۰۷۸۵۶۳

امیرعلی ابوالفتح، کارشناس روابط بین‌الملل و مسائل آمریکا اعتقاد داردکه ترامپ تاجری است که هم‌اکنون لباس سیاست به تن کرده و بشدت منفعت‌طلب می‌باشد. وی در گفت‌وگو با جام سیاست به رفتار شناسی ترامپ پرداخته که می‌خوانید.

رفتارشناسی ترامپ در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل و مواضع او پس از این سخنرانی، چه واقعیتی را نشان ‌داد؟

مهم‌ترین ویژگی ترامپ این است که اصولا یک سیاستمدار پخته و باتجربه نیست. رئیس‌جمهور کنونی آمریکا تا چند سال پیش در عرصه صنعت و تجارت مشغول بوده و مدیر یک شرکت بزرگ اقتصادی است و معمولا از موضع بالا با زیردستانش صحبت می‌کرده و هر وقت تصمیم ‌گرفته یکی را اخراج، یا دعوت به کار کرده است، ‌ترامپ به نوعی استقلال عمل در رفتارش با نزدیکانش احساس می‌کند. کسانی که روان‌شناسی ترامپ را بررسی و تحلیل کردند تاکید دارند که وی فردی خودشیفته، مغرور و هیجانی است و نمی‌تواند واکنش‌های خود را کنترل کند، ضمن این‌که برخی معتقدند، نوعی انزوا در او وجود دارد که تمایل شدیدی به دوری از معاشرت با دیگران دارد و به قول معروف خیلی نمی‌جوشد و احساس همبستگی و نزدیکی نمی‌کند. ترامپ به دلیل سوابق کاری‌اش فردی منفعت‌طلب است که از دریچه منفعت اقتصادی به موضوعات نگاه می‌کند و به عنوان یک تاجر موفق معتقد هست هرآنچه منافع مالی‌اش را تامین کند مطلوب است و در غیر این صورت دلیلی برای پایبندی به توافقات نمی‌بیندکه چنین رفتاری در عرصه زمامداری کشوری مثل آمریکا، با گستره حوزه عملکردی و تاثیرگذاری‌، می‌تواند بسیار مخرب و مشکل‌ساز باشد. با این مقدمه و با این نگاه فشرده به وضعیت شخصیتی ترامپ قابل درک است که وی در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل متحد، چنین رفتارهایی از خودش بروز دهد. البته ترامپ بصراحت عنوان می‌کند که فقط منافع کشورش برایش ارجحیت دارد (این بدان معنی نیست که روسای جمهور قبلی چنین رویکردی نداشتند) و ترامپ هیچ ابایی از بیان این موضوع ندارد چون عادت دارد در عرصه تجاری به این نکته اشاره کند که توافقات تا جایی برایش موثر است که منافعش را تامین کند. ترامپ سیاست تهاجمی دارد و معتقد است از طریق مشت آهنی و نمایش قدرت می‌تواند احترام توسط دوستانش کسب کرده و دشمنانش را مرعوب و تحت فشار قرار دهد. ترامپ در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل تلاش کرد استراتژی اصلی خود را تحت شعار اول آمریکا و بعد مبارزه با دو کشور متخاصم ایالات متحده یعنی کره شمالی و ایران توجیه‌و‌تبیین کند و وارد برخورد بسیار تند شود و بصراحت در مقام ریاست جمهوری آمریکا از پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل نابودی یک عضو سازمان ملل را خواستار شود و یکی از مهم‌ترین پیمان‌های جهانی که توافق برجام است را زیر سوال ببرد.

چقدر این رفتارهای ترامپ به انزوای بین‌المللی‌اش کمک می‌کند؟

جریانی که آقای ترامپ او را نمایندگی می‌کند بی‌میل به کاهش مسئولیت خود نیست و نوعی انزوای داوطلبانه را می‌پذیرد. از سوی دیگر نماینده این جریان که آقای ترامپ معرفی می‌شود رفتارهای غیرمنتظره، غیردیپلماتیک و هیجانی انجام می‌دهد که به انزوای آمریکا دامن می‌زند. اگر بخواهیم از جایگاه آمریکا صحبت کنیم این مساله از دو منظر قابل بررسی است؛ بخشی از هیات حاکمه که فعلا حکومت را در دست دارد و خواهان انزواست، معتقد است که باید به درون مرزها برگشت و مسئولیت‌های بین‌المللی را کاهش داد و بار سنگین سیاست خارجی را کم کرده و از طریق صرفه‌جویی در این راه، به زیرساخت‌ها پرداخت و زیرساخت‌های فرسوده را بازسازی کرد و اقتصاد ملی را تقویت نمود تا بتوان با رقبایی مثل چین، اتحادیه اروپا، روسیه، هند و... رقابت کرد که رای ترامپ بخش عمده‌اش ناشی از این رویکرد است چون دولت‌های پیشین به‌قدری سیاست خارجی را گسترش دادند و جنگ‌ها و کمک‌های مالی انجام دادند که مردم آمریکا را غرق در مشکلات به دلیل پول‌های زیادی که در سیاست خارجی ماجراجویانه این کشور صورت گرفت کرد. البته این همه ماجرا نیست و بخش دیگر رفتارهای ترامپ نگاه منفعت‌طلبانه و برخورد از موضع بالاتر است که باعث می‌شود متحدین ایالات متحده ناخرسند شده وبا آنها همراهی نکنند و به گونه‌ای رهبری ایالات متحده آمریکا را نپذیرند. وقتی ترامپ اعلام می‌کند به خاطر منافع ملی و تولید داخلی ایالات متحده از پیمان محیط زیستی خارج می‌شود و یا در مورد کره‌شمالی خواستار نابودی این کشور می‌شود ویا در مورد برجام سخنان تندی می‌گوید، بایدگفت که این درگیری‌های لفظی و شخصی، تا اختلاف منافع و رویکرد ملی‌گرایانه، باعث می‌شود که بتدریج استحکام و انسجام درونی که بین جهان غرب به رهبری آمریکا با متحدان اروپایی و آسیایی‌اش بوجود داشته کاهش پیدا کند. در شرایطی که کره جنوبی در اوج بحران با کره شمالی قرار دارد و هر لحظه ممکن است یک بمب اتم بر سر این کشور بیفتد، دولت ترامپ درخواست یک میلیارد دلار هزینه برای استقرار سیستم ضدموشک‌های کره جنوبی را مطرح می‌کند که این اقدام چیزی نیست که در عرف وجود داشته باشد و قطعا می‌تواند ضربه به آمریکا بزند. البته آمریکا همین نگاه در مورد عربستان را دارد، ترامپ بدون این‌که اطمینان از قرار داد حدود 400 میلیارد دلار پیدا نکند چمدانش را نبست و به عربستان سفر نکرد. اما همین عربستان وقتی احساس کند که تبدیل به گاوی شده که دوشیده می‌شود حتما در مناسباتش با آمریکا تجدیدنظر می‌کنند، همان‌طور که خیلی از متحدین آمریکا در اروپا از این قضیه ناخرسند هستند.

در قبال رفتارهای ترامپ نسبت به برجام چه رفتاری ایران باید داشته باشد؟

در مورد ایران آنچه که مسلم هست، دولت کنونی ایالات متحده آمریکا فارغ از این‌که چه رویکرد اخلاقی و شخصیتی رئیس‌جمهورش دارد، با ایران از سر ناسازگاری وارد شده و حتما فشارهای غیربرجامی را بر ایران از طریق بحث‌هایی مثل توانمندی‌های موشکی ایران و فعالیت‌های ایران در منطقه غرب آسیا و اتهاماتی از جمله همکاری با تروریسم افزایش می‌دهد، اما اگر بخواهیم به طور مشخص در مورد توافق هسته‌ای صحبت کنیم باید بگوییم گرچه هنوز در فضای ابهام قرار داریم اما به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ خروج آمریکا را از برجام اعلام کند، و تصورم این است که ترامپ به جای این‌که برجام را نابود کند آن را در تعلیق قرار می‌دهد، به این گونه که از یک طرف عدم پایبندی ایران به برجام را اعلام می‌کند اما از طرف دیگر خروج آمریکا از برجام را اعلام نخواهد کرد تا از این طریق فشار بر ایران و دیگر طرف‌های مذاکرات، برای انجام مذاکره متمم برجام یا مذاکرات غیرهسته‌ای مثل برجام فراهم شود که از این طریق ایالات متحده به دو منظور اصلی و دو نقد اصلی‌ که به برجام هست برسد. آمریکا می‌خواهد جدول زمانی محدودیت‌های پنج ساله، هشت ساله، پانزده ساله و بیست‌و‌پنج‌ساله را افزایش بدهد و برخی از آنها را همیشگی کند تا ایران را تحت فشار در منطقه غرب آسیا قرار دهد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها