حسرت 46 ساله برای دیدار با خواهر گمشده

2 خواهر دوقلو که 46 سال پیش در پی وقوع زلزله ای در شهرستان لار از هم جدا شده بودند ، در شیراز همدیگر را پیدا کردند.
کد خبر: ۱۰۷۷۱۴

به گزارش ایسنا ، سال 1339 در پی وقوع زلزله در لار مردم از ترس از خانه هایشان بیرون آمدند و به چادرهای صحرایی پناه بردند. در میان پناهجویان زن جوان بارداری بود که ناگهان دچار درد شدید زایمان شد. یکی از زنان همسایه که متوجه بد حالی وی شده بود ، او را به بیمارستان نمازی شیراز رساند و ساعاتی بعد 2 نوزاد دختر دوقلو به دنیا آورد. هنوز ساعاتی از تولد 2 خواهر نگذشته بود که یکی از پرستاران بخش به اتاق زن جوان آمد و بیان کرد که یکی از بچه ها بیمار است و باید در بخش مراقبت های ویژه نگهداری شود. چند روز بعد مادر دوقلوها از بیمارستان مرخص شد ولی زن پرستار به او گفت ، 6 ماه دیگر باید به بیمارستان بیایی تا پس از بهبودی حال فرزندت او را با خود ببری . مادر پس از 6 ماه دوری از دخترش به بیمارستان مراجعه کرد تا او را با خودش به منزل ببرد که ناگهان پرستار گفت دخترت فوت شده است . زن با شنیدن این خبر دردناک ، ناراحت و غمگین به خانه اش برگشت اما قلبش گواهی زنده بودن دخترش را می داد. سالها گذشت تا این که چند وقت پیش خانم افشار که مشاور حقوقی بود به طور اتفاقی با دختر گمشده روبه رو شد. این مشاور حقوقی گفت : در اتوبوس شرکت واحد بودم تا از میدان آزادی به شهرک جدیداندیشه بروم ، زنی که کنارم نشسته بود، شروع به صحبت کردن با من کرد ، وقتی متوجه شد که مددکارم ، راز جدایی از خانواده اش را بیان کرد و گفت : از طریق خاله ناتنی ام پس از فوت پدر و مادرخوانده ام ، فهمیدم که فرزند خانواده دیگری هستم و 46 سال پیش به خاطر این که پدر و مادرخوانده ام صاحب فرزندی نمی شدند ، از طریق یک پرستار مرا از خانواده ام جدا و به آنها فروخته اند. پس از شنیدن این حرفها با توجه به این که ازدواج کرده بودم تصمیم گرفتم خانواده ام را پیدا کنم . زن مددکار ادامه داد: پس از شنیدن این حرف ها ، عکس های بچگی زن جوان را گرفتم و به بیمارستان نمازی شیراز رفتم که متوجه شدم آن زن پرستار فوت کرده است. به خاطر قولی که به زن جوان داده بودم ، به جستجویم برای یافتن خانواده اش ادامه دادم. روز بعد به لار رفتم و کپی تصاویر عکس وی را در تمامی نقاط شهر توزیع کردم تا عاقبت خانواده اش را پیدا کردم و به تهران برگشتم و منتظر تماس آنها شدم . وی افزود: وقتی خانواده وی عکسهای او را برایم ارسال کردند ، آنها را با عکس زن جوان مقایسه کردم و به یقین رسیدم که آنها خانواده اصلی اش هستند. روز عید مبعث به لار رفتم و فاطمه هم روز بعد آمد. آن روز وقتی فاطمه از مرکز هلال احمر لار قصد خارج شدن داشت ، خواهر دوقلویش صولت وارد آنجا شد و در یک لحظه متوجه هم شدند و پس از 46 سال همدیگر را یافتند و پس از سالها دوری شعله های عشق و محبت در میان اعضای این خانواده روشن شد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها