این شورا که از شش کشور تشکیل شد در طول هشت سال جنگ تحمیلی براساس مدارک موجود بیش از 120 میلیارد دلار کمک مالی در اختیار رژیم صدام قرار داد و با اینکه انتظار میرفت بعد از فتح خرمشهر در سوم خرداد 1361 رژیم صدام سقوط میکند، اما بلافاصله بعضی از کشورهای شورای همکاری خلیجفارس مثل کویت، بحرین، قطر، امارات و عربستان در آن زمان میزان کمکهای مالی خودشان را به صدام گسترش دادند و مانع سقوط او شدند و جنگ تا مدتی بعد ادامه پیدا کرد وگرنه انتظار میرفت بعد از فتح خرمشهر، صدام سقوط میکند، اما کشورهای شورای همکاری خلیجفارس به خاطر فشار عربستان و همسویی این کشور با رژیم صدام انواع کمکهای لجستیکی، مالی و اطلاعاتی را در اختیار صدام قرار دادند.
به هر حال این مساله موجب شد موازنه جنگ تغییر و جنگ تداوم پیدا کند که به خرابیهای زیادی برای ایران و عراق منجر شد. لذا در طول هشت سال جنگ تحمیلی نهتنها کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس بلکه برخی کشورهای منطقه مثل مصر، اردن و سودان کمکهای انسانی در اختیار رژیم صدام قرار دادند. بسیاری از ژنرالهای مصری که در برابر رژیم صهیونیستی ژوئن 1967 شکست خورده بودند در اتاقهای جنگ عراق حضور داشتند و به کمک افسران رژیم بعث عراق شتافتند.
گزارشها و اعترافهای ژنرالهای دوران رژیم صدام نشان میدهد دهها نفر از افسران بلند پایه رژیم مصر در کنار ژنرالهای عراقی هدایت جنگ علیه ایران را به عهده داشتند. همچنین ملکحسین، پادشاه سابق اردن در کنار صدام حسین نخستین گلوله را به سمت ایران شلیک کرد. به نظر میرسد بسیاری از کشورهای عربی به جز سوریه و لیبی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به صدام کمک انسانی،اطلاعاتی، لجستیکی و مالی کردند. حتی در جریان عملیات فتحالمبین، بیتالمقدس، فاو و کربلای پنج و سایر عملیات تعدادی از اسرای کشورهای عربی که دستگیر شدند از ملیتهای مختلفی مثل مصر، سودان، موریتانی و فلسطین بودند و این نشان میدهد که ملت ایران در طول هشت سال جنگ تحمیلی به تنهایی در برابر دهها کشوری که به صدام کمک مالی، لجستیکی و اطلاعاتی کردند، مقابله کرد. کمکهای تسلیحات شیمیایی از سوی کشورهای اروپایی، کمکهای اطلاعاتی از سوی فرانسه، آمریکا و انگلیس و ارسال هواپیماهای مختلف از سوی فرانسه، انگلیس و آمریکا به عراق همه اینها نشان میدهد ایران یک تنه در برابر بسیاری از کشورهای جهان جنگید و صدام به نیابت از کشورهای استعمارگر جهان با ایران وارد جنگ شد.
بعد از جنگ تحمیلی کمیتهای موسوم به «مساعی حمیده» با شرکت ضیاالحق، رئیس جمهور پاکستان، احمد سکوتوره، رئیسجمهور گینه بیسائو، یاسر عرفات و همچنین نخست وزیر بنگلادش برای پایان دادن به جنگ تشکیل شد، اما چون بازیگران اصلی جنگ و کسانی که حامی صدام بودند تمایلی برای پایان جنگ نداشتند تلاشهای کمیته مساعی حمیده به جایی نرسید. از سویی دیگر پیششرطهای صدام هم برای پایان جنگ قابل پذیرش نبود این پیش شرطها عبارت بود از: شط العرب از آن عراق باشد، چشمپوشی ایران از خسارات جنگی، بازنگری در مرزهای مشترک و آزادسازی بیقید و شرط اسرا و اینکه نیروهای عراقی تا پایان مذاکرات صلح همچنان در خاک ایران باقی بمانند. پیشنهادهای عربستان هم در حالی مطرح شد که صدام در حال شکست بود و عربستان اعلام کرده بود که حاضر است برای بازسازی مناطق تخریب شده ایران مشارکت کند و اینها همه صرفا بیان شفاهی بود و سندیت نداشت. در نهایت ایران با قدرت و در زمان و مکان مناسب قطعنامه 598 را پذیرفت.
حسن هانیزاده - تحلیلگر مسائل جهان عرب
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم