احمد عربانی، نقاش و کاریکاتوریست:

شوخ‌طبعی را از پدرم به ارث بردم

نامش با نام مجله توفیق گره خورده است. یکی از بهترین کاریکاتوریست‌هایی که سال‌هاست در این زمینه کار می‌‌‌کند باید با استاد عربانی هم‌سخن شوی تا دقیقا معنای این ضرب‌المثل را که «درخت هرچه بارش بیشتر سرش فروتر» را متوجه شوی.
کد خبر: ۱۰۷۲۶۶۰

فروتنی و خوش‌بیانی عربانی، شنونده را شیفته می‌کند و به اصطلاح بر سر ذوق می‌آورد. با این هنرمند درباره راهی که تا به امروز طی کرده هم‌صحبت شدیم.

نقاشی و طراحی همراه با طنز، این سبک کار ریشه در کجا دارد؟

راستش را بخواهید نقاشی و طراحی انتخاب من نبود، این‌طور نبود که چند تا شغل مقابل من بگذارند و بگویند از میان اینها کدام‌یک را انتخاب می‌کنی و من نقاشی را برگزیده باشم. کلاس چهارم دبستان بودم که با سیلی معلمم متوجه شدم باید نقاش شوم!‌ معلم گفت از روی یک کله اسب که در کتاب بود نقاشی بکشیم، منم کشیدم و وقتی معلم آن را دید از من پرسید این را خودت کشیده‌ای؟ آن زمان هم ما بشدت از معلم‌ها می‌ترسیدیم چون دست به کتک زدن و تنبیه‌ کردنشان خیلی خوب بود. گفتم بله آقا!‌ کمی اخم کرد و بعد دفترم را پرت کرد و یک سیلی هم زد توی صورتم و گفت با این قدت دروغ هم می‌گویی؟ نمره کمی به‌من داد و گفت، برو بنشین! ‌هرچند بعد از یک ربع دوباره مرا خواست و نقاشی را وارسی کرد و غیرمستقیم گفت باورش نمی‌شود نقاشی را بدون کپی‌برداری کشیده باشم!‌ نمی‌خواست من به اصطلاح پررو شوم، به همین دلیل نمره بیشتری به ‌من داد، اما من گریه‌ام گرفت ! اما همین هشداری بود که متوجه شوم نقاشی در ذات من نهادینه شده و باید پی این کار را بگیرم. بعد از آن بود که دفترهایم پر شد از نقاشی و طراحی، حتی دفتر شیمی و فیزیکم. کلاس دهم بودم که از درس فیزیک تجدید شدم، اما شهریورماه روی برگه امتحان، کاریکاتور معلم را کشیدم و یادم رفت پاکش کنم! نتایج را که دادند معلم به من نمره نداده بود و من رفوزه شدم! معلم به پدرم گفت: اگر برگه را سفید می‌داد، قبولش می‌کردم، اما پسر شما کاریکاتور مرا کشیده و مسخره‌ام کرده است!‌

شما که اینقدر به نقاشی علاقه‌مند بودید، چرا به هنرستان نرفتید؟

پدرم اصلا هنر را قبول نداشت به همین دلیل نمی‌گذاشت برای تحصیل به هنرستان بروم، وگرنه مشکلی پیش نمی‌آمد و من برای ادامه این رشته این ‌همه سختی را تحمل نمی‌کردم.

بیشتر والدین از رشته هنر می‌ترسند؛ این‌که این رشته امنیت مالی ندارد به همین دلیل اجازه نمی‌دهند فرزندانشان رشته هنر را به عنوان رشته اصلی خود انتخاب کنند؟

این درست اما بچه‌ای که رشته هنر را دوست دارد، چه گناهی دارد! کسی که به هنر علاقه‌مند است، هر جور شده این رشته را ادامه می‌دهد. همکار انیماتوری دارم که رشته پزشکی را در سال‌های آخر دانشگاه رها کرده و رشته انیمیشن را ادامه داده اند. ذات هنر در تمام دنیا همین است، راحتت نمی‌گذارد تا به آن برسی.

شما رشته هنر را ادامه دادید و به درجه استادی هم رسیدید، حس رضایت‌مندی هم دارید از راهی که انتخاب کرده‌اید، آیا در کنار این رضایت درونی، آسایش و امرار معاش راحتی هم داشته‌اید؟

بله خدا را شکر! این را قبول دارم که هنر عایدات مالی زیادی ندارد. هنرمند مثل بچه می‌ماند، حواسش به خیلی چیزها نیست و معمولا شم اقتصادی ضعیفی دارد، به همین دلیل در کشورهایی که برای هنرمندان ارزش زیادی قائلند، ‌دولت از آنها حمایت‌ می‌‌کند و معمولا مدیر برنامه دارند تا بتوانند اموراتشان را سر‌و‌سامان بدهند، اما در کشور ما این‌طور نیست. از طرفی هنرمندان به دلیل نوع کاری که دارند، مراوداتشان زیاد است و آنقدر سرگرم کارند که حواسشان به پس‌انداز کردن و تامین آینده نیست. یک نکته جالب هم که به آن رسیده‌‌ام، این است که هنرمندان درجه چهار و پنج اوضاع مالی بهتری از هنرمندان درجه یک و دو دارند!

یک سیلی معلم شما را به دنیای هنر برد، آیا این یک نشانه بود؟ با نشانه‌های دیگری هم درزندگی روبه‌رو شدید که شما را بیشتر به این سمت ببرد؟

سیلی‌های زیادی از پدرم خوردم! نقاشی‌هایم را پاره می‌کرد و داد و بیداد راه می‌انداخت که این چه کاری است تو انجام می‌دهی. روحش شاد! اما به قول شما او هم نگران آینده من بود و می‌گفت نقاشی نان و آب نمی‌شود! اما وقتی اولین کاریکاتورم در سال 47 در مجله توفیق به چاپ رسید، کلی خوشحال شد. اصلا خودش باعث شد من کاریکاتوریست شوم. هر روز روزنامه کیهان، اطلاعات و هر هفته مجله توفیق را می‌خرید چون خودش اهل طنز بود و لحن و زبانش شوخ و شنگ بود. مجله توفیق باعث شد من بیشتر به کاریکاتور علاقه‌مند شوم.

کاریکاتور پدرتان را هم کشیدید؟

نه! چون پدرم روحانی بود و من به خودم اجازه نمی‌دادم کاریکاتورش را بکشم، اما نقاشی‌اش را کشیده‌ام.

انیمیشن هم کار می‌کنید، ارزیابی شما از این هنر در کشور ما چیست؟

انیمیشن در ایران خوب شروع کرد، بومی و فولکلوریک بود و تلاش می‌کرد ایران را همان‌گونه که هست با تمام زیبایی‌هایش نشان دهد، اما از آن دوره درخشان فاصله گرفت...

یعنی از اصالت خودش دور شد؟

دقیقا! اصالت داشت و کاملا ایرانی بود، اما فناوری باعث شد کپی‌کاری زیاد شود. جوانان ایرانی به جای طراحی و ساخت انیمیشن‌‌های ایرانی از روی کارهای غربی کپی می‌کنند، در صورتی‌ که اگر اصالت حفظ می‌شد، انیمیشن ما در سطح جهان حرفی برای گفتن داشت و می‌درخشید.

گفتید پدرتان آدم شوخی بودند و خواندن مجله توفیق از علاقه‌مندی‌های ایشان بود، اما در میان مردم این‌گونه جا افتاده که روحانیون آدم‌های جدی و خشکی هستند، از ویژگی‌های پدرتان برایمان بگویید؟

پدر من خیلی شوخ بود و من روحیه طنزم را دقیقا از ایشان گرفته‌ام، هرچند حجت‌الاسلام بود و اهل منبر اما کلام و بیان شیوا و شیرینی داشت. حاضرجواب بود و گاهی دوپهلو سخن می‌گفت. همین خصوصیات باعث شده بود مشتری مجله توفیق باشد. سال 47 که کاریکاتورم در مجله توفیق به اسم عربانی چاپ شد، مثل آبی بود بر آتش مخالفت‌های پدر. بعد از این بود که من با خیال راحت کارم را ادامه دادم و هرکس از پدر می‌پرسید این عربانی با شما نسبتی دارد، او بادی به غبغب می‌انداخت و می‌گفت: بله!‌ بنده زاده است.

طاهره آشیانی

جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها