در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«زهیر بن قین» که دارای عقیده عثمانی بود در آن سال مراسم حج را بجا آورده و به کوفه بازمیگشت. ناخوشایندترین چیز نزد او فرود آمدن در یک محل با حسین (علیهالسلام) بود. هر دو در این منزلگاه ناچار فرود آمدند. در حالی که زهیر با همراهانش مشغول غذا خوردن بود، حضرت از طریق نمایندهای، «زهیر» را به خیمهاش دعوت کرد، اما او تأملی کرد. همسرش به او گفت: «سبحانالله پسر رسول خدا تو را میخواند و تو اجابت نمیکنی!»
زهیر با اکراه به سوی حضرت رفت. اما هنگام مراجعت از خیمه آن حضرت، آثار خوشحالی از چهرهاش نمایان شد و به همراهان گفت: «من به حسین(علیهالسلام) ملحق خواهم شد، هر کس میل دارد در یاری فرزند پیامبر شرکت کند، با ما بیاید و هرکس با ما نیست با او وداع میکنم.» لذا همسرش نیز او را رها نکرد و تا واقعه عاشورا و شهادت زهیر، همراه کاروان حسینی بود.
امام حسین(علیهالسلام) بعد از شهادت زهیر فرمود: ای زهیر! خدا تو را از لطف و رحمت خویش دور مدارد و قاتلان تو را همانند لعنتشدگان مسخشده به بوزینه و خوک، لعنت نماید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: