به دنبال مرگ مشکوک دختری 8ماهه در یکی از مهد کودک های تهران ، کارآگاهان با معمایی پیچیده روبه رو شده اند.
کد خبر: ۱۰۶۹۹۷
به گزارش خبرنگار جام جم ، ظهر روز 22 مرداد امسال ، یکی از مسوولان درمانگاه شبانه روزی در بلوار مرزداران با مرکز فوریت های پلیسی 110 تهران تماس گرفت و از مرگ مشکوک دختری 8 ماهه به نام مهسا خبر داد. به دنبال این تماس ، ماموران به درمانگاه اعزام و با جسد دختر 8 ماهه روبه رو شدند. سپس جسد او برای بررسی علت مرگ به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات برای فاش شدن راز مرگ وی آغاز شد. ماموران دریافتند ساعت 11:25 یکی از مسوولان مهدکودک (...) جسد مهسا را در حالی که لباسهایش نیمه خیس و روی سر و صورتش لکه های خون بوده ، به مرکز درمانی منتقل کرده است . به این ترتیب ماموران ، مسوول مهد کودک و مربیان آنجا را برای تحقیقات به مرکز پلیس احضار کردند. یکی از مربیان مهد کودک دراظهاراتش گفت : روز حادثه به مهسا فرنی و حریره بادام دادم و او را در اتاق خواباندم و دقایقی بعد خارج شدم . ساعت 10:30 برای سرکشی به اتاقش رفتم که متوجه شدم حالش بد شده است بنابراین موضوع را به مسوول مهد کودک خبر دادم و او مهسا را به اتاق خودش برد و با یکی از دوستانش تماس گرفت تا از او کمک بگیرد اما ساعتی بعد وقتی او را دیدم بسیار پریشان و دستهایش خون آلود بود و لباسهای مهسا خیس شده و لکه های خون روی سر و صورتش بود. نزدیکی های ساعت 11:30 بود که وی با مادر مهسا تماس گرفت و او را به درمانگاه نزدیک مهدکودک رساندیم . ماموران با توجه به اظهارات این زن و سایر مربیان مهدکودک ، به تحقیق ویژه از مسوول مهدکودک پرداختند اما وی منکر هرگونه دخالت در مرگ مهسا شد و گفته های مربیانش را نپذیرفت . بازپرس اصغرزاده ، رئیس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران دستور ویژه ای صادر کرد و تحقیقات تکمیلی کارآگاهان جنایی برای فاش شدن راز مرگ دختر کوچولو ادامه یافت . روز گذشته پدر مهسا در گفتگو با خبرنگار ما گفت : پس از گذشت 6 سال ، خداوند مرحمتی کرد و مهسا را به ما داد و ما از این که خداوند دختر سالمی به ما هدیه کرده ، خیلی خوشحال بودیم . من و همسرم شاغل بودیم و وقتی مهسا 4 ماهه شد ، تصمیم گرفتیم او را به مهدکودکی که در نزدیکی های محل کار همسرم بود ، بسپاریم. در این 4
ماه ، زنم هر روز ظهر برای دیدن و غذا دادن به وی به مهدکودک می رفت . مرد شاکی ادامه داد: روز حادثه در محل کارم بودم که زنی تماس گرفت و بیان کرد حال همسرم بد شده و باید هرچه زودتر خودم را به درمانگاه شبانه روزی بلوار مرزداران برسانم ولی وقتی وارد درمانگاه شدم ، پی بردم همسرم هیچ مشکلی ندارد بلکه این دختر کوچولوی من بود که برای همیشه از پیش ما رفته بود. وقتی از پزشک معالجش پرسیدم چرا موفق به نجات وی نشده ؛ بیان کرد متاسفانه مسوولان مهدکودک جسد مهسا را به درمانگاه انتقال دادند و ما نتوانستیم کاری برای او انجام دهیم . وی افزود: از مسوولان مهدکودک شکایت دارم و آنها باعث مرگ فرزندم شده اند. فرزندم در این 8 ماه سالم بود و هیچ بیماری ای نداشت .