در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دکتر کلانتری از نخستین روزی که سکان هدایت سازمان حفاظت محیطزیست را در دست گرفت، عنوان کرد «آب» و «بحران مهاجرتی ناشی از خشکسالی» مهمترین دغدغههای او هستند؛ کلیدواژهای که البته چند سالی است در بالاترین سطوح مدیریت با نگرانی تکرار میشود. رئیس سازمان محیطزیست با تجربه سالها وزارت قطعا میدانست به کار بردن عبارت «بحران آب نسبت به مسائل جزئی تری مثل یوزپلنگ در اولویت قرار داد» آن هم در نشستی با حضور خبرنگاران این حوزه با واکنشهایی روبهرو خواهد شد، اما از بیان آن دریغ نکرد.
چرایی این اتفاق نشان میدهد دکتر کلانتری برای خود و سازمان حفاظت محیطزیست، نقشه راهی تعریف کرده است که به «مدیریت آب» در کشور منتهی میشود و در این راه چندان نگران شرح وظایف سازمان و حتی مقاومتهای احتمالی در میان رسانهها نیست.
کلانتری با اشاره به این که «اگر آب نباشد، سرزمین نیست و اگر سرزمین نباشد، دلنگرانی برای محیطزیست دیگر معنایی پیدا نمیکند» گرچه خود را در معرض قضاوتهای صریح اهالی رسانه قرار میدهد، اما شاید چارهای جز تکرار این هشدار نمیبیند که «آب» میتواند به یک بحران ملی تبدیل شود؛ بحرانی که برخلاف شعارها هنوز به نظر، کسی آن را جدی نگرفته است.
با چنین رویکردی شاید ایجاد سازو کارهایی برای ارتباط تنگاتنگ میان بخش آب وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین استفاده از ظرفیت علمی دانشگاهها و پژوهشکدهها و صاحب نظرانی که چون او با صراحت و شهامت موضعگیری کنند، بتواند راهی به سوی برون رفت از این بن بست ارائه کند.
کمتر کسی است که نداند رئیس سازمان حفاظت محیطزیست میتوانست در این نشست خبری جملات پراحساسی در وصف یوزپلنگ، تالاب، جنگل و... ارائه کند و مورد تحسین قرار بگیرد، اما در شرایطی که خشکسالی هر روز چهره تازه و بیرحمانهای از خود نشان میدهد که سایه شومش را روی تالابها میبینیم، بیش از شعارهای شیرین به صراحت گفتار نیازمندیم؛ همان حکایت تلخی تازه به از قند مکرر!
دکتر احمد طالبی
عضو هیات علمی دانشکده محیطزیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: