روستای ماخونیک یکی از هفت روستای شگفتانگیز جهان میباشد و به لحاظ شهرت آن به شهر «لیلیپوتیها»، جذابیتهای حیرتانگیزی دارد. از روستای ماخونیک تا افغانستان نیم ساعت فاصله وجود دارد و مردم ماخونیک اصالتاً افغانی میباشند که در چند قرن پیش از افغانستان کوچ کردهاند و ماخونیک را جهت زندگی برگزیدهاند.
درباره این روستا هیچ سابقه تاریخی مکتوبی وجود ندارد و فقط «کلنل چارلز ادوار دبیت» در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان در دوره ناصرالدین شاه به توصیف منطقه ماخونیک پرداختهاست.
مردم ماخونیک تا 50 سال پیش، چای نمینوشیدند، شکار نمیکردند و اصلاً گوشت هم نمیخوردند و هنوز سیگار نمیکشند. مردم ماخونیک این قبیل کارها را گناه میدانستند. ورود تلویزیون به این روستا به معنای ورود شیطان بود و اهالی تا چند سال پیش به تلویزیون میگفتند شیطان. آنها هرگز اجازه نمیدادند کودکان پای صفحه تلویزیون بنشینند و جادو شوند.
در وصف نام «ماخونیک» چند نقل قول وجود دارد. آنگونه که در برخی منابع تاریخی 300 سال پیش ذکر شده، «مادخنیک» را نام اصلی این روستا دانسته اند که مرکب از «ماد» و «خنیک» است. ماد همان سکونتاه قوم ماد است. این واژه (مادخنیک) در گذر زمان به ماخونیک رسیده است.
اما اهالی روستا «ما» را به معنای بزرگ می دانند و اگر این تعبیر درست باشد، چون در منطقه مذکور، پنج روستای دیگر با نام خونیک وجود دارد، ماخونیک به معنای خونیک بزرگ است.
یکی از عمده نشانههای فرهنگی روستای ماخونیک مسکن است و بافت مسکونی روستا در دامنه تپه و خانهها به طور فشردهبههم و در گودی زمین ساخته شدهاند. کف خانه حدود یک متر از سطح زمین پایینتر است و دارای یک درب کوتاه چوبی است.
برای رفتن به داخل خانه باید دولا شده و به زحمت خود را داخل خانه کرد. اغلب یکی دو پله درگاهی را به کف خانه متصل میکنند. به علت آنکه هوای این ناحیه سرد میباشد، مردم خانهها را کوچک و کمارتفاع میساختند تا گرم شدن خانه راحت تر صورت گیرد.
علاوه بر مسکن به جاذبههای فرهنگی دیگری همچون مراسم عروسی و نامزدی، مراسم ماه رمضان و عید فطر و عید قربان، مراسم بارانخواهی و همچنین خوراک و غذاهای سنتی و پوشاک محلی منطقه میتوان اشاره کرد.
شغل اصلی مردم روستا دامداری است و در کنار آن به کشاورزی نیز مشغول هستند، علاوه بر این تعدادی از اهالی در معادن سنگ کار میکنند و تعدادی دیگر نیز قالیبافی میکنند و این صنعت از عمده صنایع دستی روستا به شمار میرود. عمده محصولات کشاورزی منطقه شامل گندم، سیر، جو، شلغم، چغندر و زردک است و مردم این منطقه به میزان محدودی به کشت گوجه فرنگی، پیاز و زعفران نیز میپردازند.
کاشت محصولات باغی در روستا چندان به چشم نمیخورد و فقط تعدادی درختان عناب، توت، انجیر، انار، سیب، انگور و بادام در کنار جویهای آب و نزدیکی استخر کاشت شدهاست.
سنگ سیاه ماخونیک
بر طبق شواهد چنین بر میآید که ساکنان روستا در ابتدا دامدار و کوچنشین بودهاند و در دورههای بعد در منطقه ماخونیک و به ویژه در روستای ماخونیک سکونت گزیدهاند، وجود سنگنگارهای در نزدیکی قنات ماخونیک که نقشهای چوپانی و بسیار قدیمی بر روی آن نقش بسته نیز گواهی بر قدمت سکونت در ماخونیک است.
تپه زرد
این تپه کم ارتفاع در جنوب روستا واقع شده است. رودخانه فصلی پی باغا که در جنوب روستا جریان دارد. رودخانه فصلی گل انجیردر جنوب روستا جریان دارد. رودخانه ماخونیک که از به هم پیوستن 2 رودخانه فصلی پی باغا و گل انجیر به وجود آمده است. همچنین بافت مسکونی سنتی از جمله جلوه های گردشگری روستا می باشد که سازگار با شرایط زندگی شان است.
برج قدیمی روستا
این برج به برج گل انجیر نیز شهرت دارد و دارای معماری سنتی می باشد.
قنات جلاران
جلاران قناتی است که در روستای ماخونیک از توابع بخش مرکزی، شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی قرار دارد.طول این قنات 150 متر است، تعداد 5 میله چاه دارد و عمق مادرچاه این قنات 6 متر میباشد. دبی این قنات 2 لیتر بر ثانیه است.
آیین و رسوم
مردم ماخونیک در جشن هایشان از تار و دو تار استفاده می کنند و آنها را با آواها و ترانه های محلی همراه می سازند. در نوروز و اعیاد مذهبی فطر و قربان، برنامه های ویژه ای دارند؛ لباس نو می پوشند، خوراکی های مخصوص تهیه می کنند و به دیدار بزرگان و فامیل می روند.
مردم روستای ماخونیک از پوشاک محلی بلوچی استفاده می کنند. لباس اغلب مردان شامل شلوارهای گشاد، دستار، جلیقه، کفش و نوعی پوشش بلند است. زنان نیز از روسری، زیورآلات و پیراهن های بلند استفاده می کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم