11 تیر 94، سه مرد جوان با مراجعه به یکی از کلانتریهای پایتخت مدعی شدند دقایقی قبل در نزاع با دو مرد جوان مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند اما کسی آسیب جدی ندیده است. کارآگاهان به حرفهای آنها مشکوک شدند و پس از استعلام از بیمارستانها از مرگ یکی از طرفین درگیری باخبر شدند. متهمان تحت بازجویی قرار گرفتند و سرانجام یکی از آنها به نام کامران به قتل اعتراف کرد و گفت: «دقایقی پس از مصرف مشروب در پارک، سه نفری سوار موتور من شدیم و به سمت خانههایمان حرکت کردیم. میخواستیم وسایلمان را برداریم تا به استخر برویم اما در مسیر، دو مرد جوان را دیدیم که صبح با آنها درگیری لفظی پیدا کرده بودیم . دوباره با هم درگیر شدیم و من با چاقو یکی از آنها را کشتم.»
با ثبت این اعتراف، متهم به زندان افتاد و در شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد. کامران برخلاف اعترافاتش در بازجوییها، منکر قتل شد و گفت: «20 دقیقه بعد از خوردن مشروب، مقتول و دوستش را سوار موتور دیدیم. با هم درگیر شدیم اما من چاقویی به مقتول نزدم. دوستانم در بازجوییها همه چیز را گردن من انداختند.» این اظهارات در حالی مطرح شده که یکی از دوستان متهم به بازپرس پرونده گفته است: «روز حادثه، کامران از کلانتری زنگ زد و خواست خودم را برسانم. وقتی رفتم، چاقویی به من داد و گفت آن را دور بیندازم. پرسیدم با کسی درگیر شدی؟ گفت بله. گفتم طرف را زدی؟ باز هم گفت آره. من چاقو را گرفتم و در کانال آبی اطراف قیامدشت انداختم اما ماموران آن را پیدا کردند.» در جلسه دادگاه نیز یکی از شاهدان ماجرا گفت: «مقتول و دوستش سوار موتور بودند که قاتل و دو ترک نشینش جلویشان پیچیدند. چشم در چشم شدند و متهم فحاشی کرد. دوست مقتول به قاتل سیلی زد و درگیری بالا گرفت. من دیدم که متهم با چاقو در قلب مقتول زد.»
در پایان دادگاه، قضات ادامه رسیدگی را تا احضار چهار متهم دیگر، به روزهای آینده موکول کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم