jamejamnashriyat
نشریات جام سیاست کد خبر: ۱۰۶۱۸۶۳ ۲۴ مرداد ۱۳۹۶  |  ۰۸:۰۰

در مورد تغییراتی که اخیرا در رویکرد عربستان در قبال مسائل منطقه و ایران شاهد هستیم می‌توان تعبیر مانور داشت، عربستان اهدافی برای خود ترسیم کرده بود اما طی دو، سه ماهه اخیر مشاهده می‌کند که دورنمای این اهداف نه‌تنها به سود عربستان نیست بلکه بیانگر شکست‌های بزرگ‌تر و مفتضحانه‌تری در منطقه برای این کشور خواهد بود.

بنابراین شاهد نوعی سکوت، درجا زدن و پرهیز از اقدامات تحریک‌کننده از سوی عربستان هستیم، نوعی پراکندگی مواضع در بین مسئولان عربستانی مشاهده می‌شود. به طور مشخص عربستانی‌ها در صحنه سوریه نه‌تنها شکست‌هایی را از جانب محور مقاومت متحمل شده‌اند بلکه در درون خودشان با اختلاف‌هایی که بین آنها، قطر و ترکیه بروز کرده صحنه سوریه به درگیری میان جنگ‌های نیابتی بین ترکیه، قطر و عربستان تبدیل شده و در عین حال شاهدیم که در یمن هم سعودی‌ها وضعیت نابسامان‌تری از سوریه دارند به طوری که هیچ‌کدام از شروطی که آنها برای خودشان و پایان دادن به حملات به مردم یمن اعلام کرده بودند محقق نشد و در قبال مساله قطر و طرح‌هایشان هیچ گونه پیشرفتی حاصل نشده است و قطر به هیچ‌کدام از درخواست‌های چهار کشور سعودی، امارات، بحرین و مصر پاسخ مطلوب نداده است. لذا این در جا زدن موجب شده است که سعودی‌ها برای تغییر وضعیت به برخی از اظهارات و اقدامات متوسل شوند.

تنش طولانی به‌ سود بن‌سلمان نیست

در مورد برخی تحلیل‌ها مبنی بر تلاش بن سلمان برای حفظ ثبات داخلی و بین‌المللی باید گفت بدون شک بن سلمان تمهیداتی برای کنار زدن پدر و جانشینی او را مانند دیگر پادشاهان این سرزمین در سر دارد و به دنبال این نیست که شرایط بین‌المللی عربستان را بیشتر از این دستخوش بحران کند، بنابراین به اعتقاد بنده تلاش می‌کند آتش‌بسی در فضای بیرونی ایجاد کند تا بتواند در قبال آن به سر و سامان دادن وضعیت داخلی و تثبیت کشورش اقدام کند. گرچه برخی اعتقاد دارند که محمد بن سلمان ترجیح می‌دهد فضای خارجی را داغ‌تر کند اما این موضوع برای این تاکتیک برای حفظ وحدت داخلی معمولا در سه چهار ماهه اول در ابتدای ایجاد یک بحران خارجی برای وحدت داخلی نتیجه بخش است در حالی که طولانی شدن آن نتیجه‌ای را دربر نخواهد داشت. به این معنی که یک بحران خارجی می‌تواند در صورتی که چندان طولانی نشود به وحدت داخلی منجر شود در حالی که طولانی شدن بحران دلیل بر ناکارآمدی و بی‌کفایتی مسئولان آن کشور می‌شود یعنی در ابتدا و چند ماهه اول می‌توان فضای داخلی را ساکت کرد و به آنها گفت که ما سرگرم مبارزه خارجی هستیم اما اگر این موضوع طولانی شود این اقناع داخل و سکوت چندان نتیجه بخش نخواهد بود و اعتراضات داخلی شکل می‌گیرد. در حال حاضر محمد بن سلمان در چنین وضعیتی است و بحران‌های خارجی با آن وعده‌هایی که داده طولانی شده است و باید به نوعی بحران‌ها را کنترل کرده و کاهش بدهد تا به نوعی در داخل کشور اثبات کند که بحران‌های خارجی را حل و فصل کرده است.

عده‌ای اعتقاد دارند که این رویکرد نتیجه عکس خواهد داشت، به این معنی که اگر کشوری دچار بحران داخلی شود و بحران خارجی را شروع کند می‌تواند آن را بهانه‌ای برای ساکت کردن افراد داخلی قرار دهد اما در حال حاضر این موضوع در مورد عربستان صدق نمی‌کند، معتقدم محمد بن سلمان در ابتدای کار خود و قدرت گرفتن به عنوان وزیر دفاع و بعدها از ابعاد دیگر استفاده کرده و این کارت الان دیگر قابل استفاده در صحنه داخلی عربستان نیست.

در مورد رابطه عربستان با غرب هم باید گفت نگاه غربی‌ها به منطقه این‌گونه نیست که کشورها دارای ثبات و استقرار باشند. به این معنی که حتی در عربستان هم آنها به دنبال ثبات نیستند و به دنبال به‌هم زدن شرایط داخلی از یک طرف و همچنین به هم زدن شرایط خارجی بوده تا زمینه تجزیه این کشورها را فراهم کنند همچنین به دنبال درگیر کردن کشورهای منطقه با هم هستند که ماحصل این‌گونه اقدامات به فروش سلاح بیشتر و از این قبیل منافع برای غربی‌ها منتهی می‌شود. بنابراین سیاست آمریکایی‌ها به نظرم سیاستی نیست که آنها به دنبال یکپارچگی قدرت، وحدت و یکپارچگی سرزمین عربستان باشند.

مجتبی امانی / سفیر اسبق ایران در مصر

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر